تبليغاتX
مثبت من - اصلاح گری راهی برای همه و همیشه ...

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

آزادی نه دادنی ایست, 
                     نه گرفتنی,
                             آزادی یاد گرفتنی ایست. 
                                                                   "مهندس مهدی بازرگان"

با سلام و درود به روح پر فتوح مهندس مهدی بازرگان مردی که در سخترین و  رادیکال ترین شرایط همچنان لیبرال باقی ماند.



استاد و دوست خوبم(دومی را خودم مرتبا تکرار میکنم شاید یواش یواش مقبول افتد) دکتر شیری مطلبی نوشته بودند در سایتشان کمی به فکر فرو رفتم شاید به خاطر طرز فکر قالب هست که همچنان این شرایط ادامه دارد و همین طرز فکر قالب هست, که آدمهای حقیر ریا کار را در سیستم پر و بال میدهد.
 
دوستان باید بدانند که اگر کلاس دکتر شیری با استقبال بینظیر در محیطهای دانشگاهی روبه رو میشود مقدار زیادی به غیر از شیوه تدریس دکتر به علت وجود نیاز به دانستن این مسائل در جوانان است که در هیچ جای دیگر این سیستم حتی دیگر کلاسهای مشابه به آنها داده نمیشود و شما به یکباره با هجوم تعداد بیش از بچه های دانشگاه مربوطه سر کلاسها مواجه میشوید که از راه دور و نزدیک نه برای نیاز به نمره و در نهایت مدرک که برای نیاز به دانستن مسئله مهمی به آنجا آمده اند. 

(اولین گزارشهای مربوط به وجود گروه های مخفی در شوروی کمونیسم در سال ۱۹۸۶ اعلام میکند که حدود ۲۰۰ گروه زیرزمینی وجود دارد. که این گروه ها مطلقا قصد براندازی نداشتند و رفتارهائی جهت رفع نیازهاشون داشتند ضمنا در حکومت شوروی سابق مشکل باکره گی و سکس قبل از ازدواج وجود نداشت و جالب است بدانید تعداد زیادی از اعضای این گروه های زیر زمینی عضو کامسومول (تشکیلاتی مثل بسیج خودمان در دولت کمونیستی شوروی که محل تجمع هواداران سیستم بوده ) بودند که نشون میده سیستم یه سری از نیازها را براورده نمیکرده و جوانان بدون نظارت سیستم خود به دنبال رفع این نیازها حتی در بسته ترین سیستم ها میروند)


و واقعا به دکتر تبریک میگم که حسابی به قول خودمون پوست کلفت هست و مسیرشو با وجود تمام کارشکنی ها در داخل همان سیستم آموزشی نقصان زده ادامه میدهد و مایوس نمیشود و به اصطلاح کار رادیکالی نمیکند که یک دفعه دانشگاه رو بزاره کنار و بیاد فقط کلاسهای خصوصی با دیگر نهادهای دولتی که محیط بازتری دارد برگزار کند یا دوره های آزاد برگزار کند.

که خدا وکیلی از لحاظ مالی بهتره و حقیقتا هم با این کیفیت اطلاعات مطمئن هستم این کلاسها قابلیت اینکه هر ماه به صورت آزاد برگزار بشه و (sold out) بشه را دارد.
آخرین دفعه که پیش خود دکتر بودم و برخورد به ناحقی را در یکی از سازمانهای فرهنگی کشور دیدم تو دلم گفتم نکنه که دکتر ناراحت بشه و دیگر با این ارگان کار نکند ولی خوشبختانه دیدم دکتر چند روز بعد در قسمت دیگری از همان ارگان داره کلاس برگزار میکنه.

از این تیپ آدم ها خوشم میاد میدونن که باید باشن مقاومت کنند تا اصلاح کنند و اصلاح هزینه دارد هر چند که بعضی مواقع باید به تنهایی این هزینه ها را بپردازند.
و من خودم این طرز برخورد را از لحاظ نظری و شنیدنی در مورد مرحوم بازرگان و ایت ا... طالقانی شنیدم و از لحاظ عملی به شخصه در انسانهای شریفی مانند : عزت ا... سحابی,  دکتر جلائی پور, دکتر شیری و ... دیدم.

یادمه در جلسه ای دکتر جلائی پور برامون میگفت برای اصلاح هر سیستمی باید درون سیستم بود و از امکانات سیستم برای اصلاح همان سیستم استفاده کرد هر چند که ممکن است سیستم نخواهد به این جراحی تن در دهد و حتی شما را به درون خود راه ندهد وظیفه شما به عنوان اصلاحگر این است تا جائی که میتوانید برای بازگشت به درون سیستم و اصلاح آن تلاش کنید (از در انداختن بیرون از پنجره برمیگردیم) البته بدون زیر پا گزاشتن اصول اولیه تان که همان اصلاح بطرف شرایط مطلوبتر است.



این حرفها رو آدمی میزنه که تعریفش از شرایط فعلی ایران اینه:

در ایران دولتی عظیم , نفتی , امنیتی , تبلیغاتی و مذهبی به تدبیر امور مردم میپردازد و در تمام سپهرهای زندگی از فعالیتهای اقتصادی گرفته تا نحوه لباس پوشیدن مردم و تا اینکه در مجالس ترحیم اموات مردم چه کسانی صحبت نکنند دخالت میکند. از آن جهت با مشکلات کمتری اصول جهت دهنده به دولت ملی را مخدوش میکنند.
البته این اقدامات آنها هزینه های زیادی تاکنون داشته است یکی از آنها عقب نگه داشتن جامعه ایران از کشورهایی همچون ترکیه و مالزی است. هزینه دیگر آن تریاکی شدن جامعه ایران است بطوری که هم اکنون جامعه ایران تریاکی ترین جوامع جهان است.

                                                                                 "حمید رضا جلائی پور"



 حتی در روانشناسی یونگی هم اینگونه برخوردها تایید میشه اونجا که یونگ میگه:


اگر جنبشی تمام یک ملت را مسحور خویش میسازد قطعا از دید تک تک افراد آن آشنا و دلنشین به نظر رسیده است. از این گذشته هر فرد "سلولی در ساختمان سازمانهای بینالمللی مختلف است و ... از این رو درگیر کشاکش های آنهاست"  ۴

گر چه ممکن است غالبا احساس آگاهانه فرد او را در نظر خودش کما بیش بی ارزش و قربانی نیروهای مهار نشدنی جلوه میدهد ولی در واقع هم اوست که "در درون خود سایه و دشمن خطرناکی را پرورانده است که به دسیسه های شرارت بار هیولای سیاسی یاری پنهان میرساند" ۵

متاسفانه از نظر آماری ((انسان بی سایه)) رایج ترین نوع انسان است کسی که تصور میکند "تنها همان چیزی است که خودش خوش دارد باشد ... نه آن انسان به اصطلاح مذهبی و نه کسی که لاف علمی بودن میزند استثنائی بر این قاعده به شمار نمی آید" ۱

چنین انسانهایی هیچ تصوری از بدی ندارند و در نتیجه به هیچ وجه احساس گناه نمیکنند.
"هیچگاه خود را از بابت فجایع اجنماعی و سیاسی که همه جهان را درون خود فرو برده است مقصر نمیداند" ۲

از نظر آنها تنها چیزی که مرتکب خطا میشود همان جمع بی هویتی لست که جامعه یا دولت خوانده میشوداینگونه نابینا بودن هم ابلهانه است و هم زیانبار ابلهانه است چون تنها ابلهان میتوانند به وضع و حال طبیعت خویش بی اعتنا باشند و زیانبار است چون "ما را از توانائی برخورد با بدی ها محروم میسازد" ۳

و هر جند انسان نمیتواند منکر رویدادهای هولناکی شود که رخ داده و همچنان رخ میدهد ولی همچنان اصرار دارد که (( دیگران )) مرتکب آنها شده اند. در واقع ما باید اقرار کنیم جون از لحاظ سرشت انسانی مانند یکدیگریم همگی در درون خودمان استعداد و تمایل انجام همان اعمالی را که دیگران مرتکب شدهاند داریم. گر چه ممکن است از نظر حقوقی بی گناه باشیم ولی در واقع بدلیل سرشت انسانی خویش همگی جنایتکارانی بالقوه ایم شناگران ماهری هستم که اغلب آبی برای شنا کردن نمی یابیم.

اینها رو گفتم که بدانید برای خودم هم شرایط ویژه ای در نظر نگرفته ام منم احتیاج به نظارت و همزیستی بقیه دارم نه اینکه به تقابل بپردازم  تا از خودم غافل نشم و همچنان و همیشه به خود کاوی و رشد خود بها بدم و وقتو هزینه بدم و خودم را از شرایط جدا ندانم و بدانم برای جلوگیری از فجایع بزرگتر حضور ما لازم است و هیچ بهانه ای برای کنار کشیدن نداریم و بمانیم و مقاومت کنیم برای اصلاح چون تجربه نشان داده است که تغیرات اندک مرحله به مرحله ولی پیوسته ماندگارتر و صحیح ترند و جدا از جنجال های بی حاصل انفلابی گریند و کمک شایانی به کنار گذاشتن محدودیت های آزادی میکنند..

1.   on the nture of the psyche" volome 8 , p.208
2.   on the nture of the psyche" volome 8 , p.209
3.         the undiscovered self , volome 10, p.297
4. 
        the undiscovered self , volome 10, p.299
5.   
      the undiscovered self , volome 10, p.299

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386ساعت 11:40 PM  توسط م.ک.  |