وقتی توهم ناجی بودن داری همه را به غرق شدن میکشانی.
مربی استقلال تهران شخصیت عجیبی دارد شبه بهلول میباشد در عین زیرکی به ظاهر خود را فارغ از آن نشان میدهد.
|
|
داستان از آنجا شروع میشود که آقا فیروز به بهانه مراقبتهای پزشکی همسرش به تهران می اید و یک باره ابر و ماه مه و خورشید و فلک ( باختهای پشت سر هم حجازی با استقلال) سرو کله اش را به نیمکت استقلال میکشاندچیزی که مدتها بود انتظار آن را میکشید.
آنقدر دروغ سر هم کرد تا بتواند دلیل قال گذاشتن استقلال اهواز (نایب قهرمان فصل قبل) و آمدنش را به استقلال توجیه کند. و از آنجا که داشت کار بیخ پیدا میکرد و تیم حجازی با مربیگری از راه دور حجازی داشت دوباره به روزهای با ثباتش باز میگشت و جنجال هر روز بیشتر میشد که در آخر شانس با فیروز خان همراه بود چون وگرنه کل این فصل ویلون میشد.
![]() |
آنقدر شومن بازی در آورد برای رسانه ها که همه جا فقط آقا فیروز دیده میشد من تیمو درست میکنم من فلان میکنم من بیسار میکنم.
در باخت ها شریکی داشت (حجازی) در بردها خودش بود و دگر هیچ.
با تمام این حرفها تیم آقا فیروز بازی با نفت آبادان را در تهران باخت. و شومن ما که از ۱۵ دقیقه به پایان بازی به طنازی میپرداخت. آخرین میخ را به تابوت استقلال زد.
دیگر شریکی برای این بازی افتضاح نمیشد پیدا کرد, کسی که فکر میکرد یک تنه همه را از هر راحی که بخواهد میتواند سر کا بگزارد.
آقا فیروز ما مثل حاجی فیروزها این دفعه خودشو سیاه کرد. ۴ بازیکن تعویضی که اتفاقا جزو کم سن و سالها بودن و با هزار امید و آرزو به این تیم اومدن را جلوی کل تمام تماشاگران و تمام ملت پای تلویزیون تحقیر کرد. جالبی مطلب آنجا بود که وقتی تماشاچیان وقتی خواستند او طالب لو را هم برای تنبیه فرا بخواند او این کار را کرد.
این دفعه ولی این بازیکن بزرگی بود تیم ملی دیده و کلی هم هواخواه داره ۴ تا مربی گنده دیده. با تمام ناراحتی طالب لو در زمین دوید ولی غیبت ۲ روزه او و اخراج کاپیتان تیم (نوازی) از پس لرزه های رو حوضی آقا فیروز میباشد.
تحقیر برای فرار از مسولیت از تمام حرف های بی حساب فیروز کفایت نمیکند واکنش مدیر عامل در همان کنار زمین و بقیه دست اندرکاران تیم نشان از تنهائی بینظیر حاجی فیروز ما در تیم میدهد.
بعید میدانم حالا حالا ها این بازیکنان بتوانند از زیر بار این تحقیر بیرون بیایند.
قهرمانی نیم فصل دوم و جام حذفی که همه سرابی برای این مدیریت می باشد.
برای مثال به ۲ نونه اشاره میکنم یکی جدید و قدیمی :
۱- پرسپولیس صدر نشین هست مدافع راست عالی دارد به نام "شیث رضایی" که از تعویضش ناراضی است و در مصاحبه بعد از بازی هم اعلام میکند. سرمربی تیم " آقای قطبی" بعد از یک جلسه محرومیت از تمرین ۳ بازی او را بازی نمیدهد و به بازیکنی با ۴۰ درصد کیفیت او رضا میدهد و از تصمیمش کوتاه نمی آید.
۲. مربی تیمی "مرحوم دهداری" است بهترین و تکنیکی تریت چپ پای دهه ۶۰ ایران بازیکنی را ۳ مرتبه به حالت تحقیر پشت سر هم دریبل میکند و سریعا تعویض میشود.
در رختکن میگوید شاید خانواده بازیکن در استادیوم باشد و او خجالت بکشد.
آقا فیروز ما دونکیشوتی بیش نیست از همان شهر آشوبان خیال پرداز که خود را تنها ناجی همه و هیچ جهان میدانند.
دنبالک:
تصميم کريمي تحقير بود، نه تنبيه
جشن تولد حجازي، عزاي کريمي
تحقير ستارههاي استقلال
شكست نوبرانه، تنبيه نوبرانه


