«سعدي به روزگاران مهري نشسته بر دل ********بيرون نميتوان كرد، الا به روزگاران!»
انسانها به دلايلي مبادرت به ترك رابطه ميكنند. اين دلايل ميتوانند متفاوت باشند، از جمله:
- گاهي عاشق فردي ميشويد و پس از مدتي متوجه ميشويد كه او فرد ايدهآل شما نيست!
- گاهي فردي عاشق شما ميشود اما شما چنين حسي نسبت به او نداريد!
- گاهي شما به كسي عشق ميورزيد كه آن فرد متقابلاً عاشق شما نيست!
- و گاهي شرايط محيطي آنقدر بر عليه شماست كه مجبور به ترك رابطه هستيد!
البته مهم اين نيست كه شما به كدام يك از دلايل بالا بخواهيد رابطه خود را ترك كنيد، مهم آن است كه اصول جدايي را بدانيد و از فرآيند جدايي آگاهي داشته باشيد. جدايي هم مانند عشق يك فرآيند است. چونان كه ما به تدريج و در طي زمان عاشق كسي ميشويم به همان شكل نيز بايد به مرحله جدايي برسيم. البته برخي افراد به طور آني عاشق ميشوند. اما ما ميخواهيم راجع به يك جدايي درست و اصولي صحبت كنيم. جدايي كه موجب آسيب رسيدن به طرفين نشود. جدايي كه افراد را به سوي زندگي بهتر سوق دهد. نه اينكه در آنها محروميت و افسردگي و كينه به وجود آورد. متاسفانه افراد گاهي زماني كه تصميم به جدايي ميگيرند، ميخواهند يكباره به ارتباط پايان دهند و اين ميتواند خيلي آسيبرسان باشد. چرا كه «جدايي كامل» مستلزم گذشت زمان است.
بعضي بر اين اعتقادند كه خانمها در اين ارتباط آسيبپذيرتر از آقايان هستند اما تحقيقات نشان ميدهند كه اين تصور درست نيست و آسيبپذيري با جنسيت در ارتباط نيست. پس شما خوانندگان عزيز چه خانم و چه آقا ميتوانيد از مطلب اين مقاله استفاده كرده و اگر لازم است تغييري در زندگي خود ايجاد كنيد.
- گاهي شما با فردي ارتباط برقرار ميكنيد و پس از مدتي به اين نتيجه ميرسيد كه اين فرد، نميتواند همسر ايدهآل شما باشد و يا اينكه شما به دلايل نادرست م، وارد رابطه شدهايد، بنابراين تصميم به جدايي ميگيريد. در اين صورت اگر طرف مقابل شما هم با اين تصميم موافق بود، شما ميتوانيد جدايي راحتتري را تجربه كنيد. تنها چيزي كه به طور ويژه بايد به آن توجه كنيد اين است كه بايد رابطه را به طور تدريجي كم كنيد و در نهايت در نقطهاي كه آسيبها به حداقل ميرسد آن را به پايان برسانيد. البته شما دو نفر هر چقدر هم كه آگاه باشيد، جدايي به آساني ميسر نخواهد شد، چرا كه همه در طول مدت رابطه تجارب خوشايندي به دست ميآورند و مطمئناً خاطرات زيبايي دارند، اما شما ميدانيد كه بنا به مصلحت بايد رابطه را به پايان برسانيد، پس گرفتار احساسات نشويد. به خودتان زمان بدهيد و به دور از هيجان به سوي زندگي بهتر پيش رويد.
- اما در مورد زماني كه فردي عشقش را به شما ابراز ميكند ولي شما متقابلاً عاشق او نيستيد و يا فقط حسي خنثي يا دوستانه نسبت به وي داريد، در اينجا بدون ترديد، بايد به طور مستقيم و با صراحت و البته محترمانه احساستان را به او بگوييد. مراقب باشيد آن فرد به شما علاقمند است، بنابراين هر گونه ترديد شما ممكن است از نظر او يك نشانه براي ابراز عشق باشد. احساسات را كنار بگذاريد. ممكن است در اين باره شما دچار احساس دلسوزي و ترحم شويد و فكر كنيد كه بايد به خاطر طرف مقابل، رابطه برقرار كنيد. اما بايد بدانيد كه رابطهاي كه از سر دلسوزي باشد در طي زمان باعث نارضايتي طرفين ميشود، پس دست از دلسوزي برداريد و هرچه سريعتر براي پايان رابطه يا اعلام احساستان اقدام كنيد.
- و در مورد مواردي كه عاشق كسي هستيد كه او متقابلاً به شما عشق نميورزد، البته اين حالت ممكن است از ابتدا وجود داشته باشد و گاهي نيز ممكن است بعد از مدتي رابطه داشتن، طرف مقابلتان نسبت به شما بيعلاقه شود. در هر دو صورت جدايي الزامي است. چرا كه عشق يك طرفه سودي نخواهد داشت. بنابراين اگر گرفتار چنين رابطهاي هستيد با آگاهي از اين موضوع كه عشق يكطرفه ميتواند براي شما آسيبزا باشد، سعي كنيد به طور تدريج يا فرد مورد علاقهتان دور شويد (البته پس از اطمينان از اين موضوع كه او واقعاً عاشق شما نيست!)
به خاطر داشته باشيد كه اين نكته بسيار مهم است چرا كه بعضيها بدون آنكه از احساس طرف مقابلشان آگاه باشند، اقدام به جدايي ميكنند و در طول سالها نميتوانند موضوع را فراموش كنند. بنابراين اول از احساس واقعي طرف مقابل اطمينان حاصل و بعد رابطه را ترك كنيد. البته گاهي هم پيش ميآيد كه شما وارد رابطهاي ميشويد و تا مدتي هر دو عاشق هم هستيد ولي ناگهان طرف مقابل شما تصميم ميگيرد كه به اين رابطه پايان دهد و يا اينكه با گذشت زمان نسبت به شما بيعلاقه ميشود. در اين صورت تلاش نكنيد. براي حفظ رابطه دست و پا نزنيد. چون اگر طرف مقابل تصميم خود را گرفته باشد، كارهاي شما او را مصممتر هم خواهد كرد! و فقط عزت نفس شما را پايين ميآورد. صبور باشيد و با دستور كلي جدايي يعني (جدايي تدريجي) سعي به قطع ارتباط كنيد و به ياد داشته باشيد «اگر كسي از آن شما باشد، حتي اگر برود، دوباره به سوي شما باز خواهد گشت و اگر بازنگردد، مطمئن شويد كه از آن شما نبوده است!»
- و در مورد آخر، يعني زماني كه شما به دلايل مهم محيطي مجبور به قطع رابطه هستيد، چه بايد كرد؟
اين مورد از مواردي است كه بسيار شايع است و البته بسيار دردناكتر از ساير موارد چرا كه در اين رابطه طرفين به يكديگر علاقمندند و چيزي خارج از آنهاست كه مجبورشان ميكند و اين، ناكامي شديدي را به دنبال خواهد داشت. البته بايد بدانيد كه اين دلايل حتماً بايد دلايل مهمي باشد تا به خاطر آنها تصميم به جدايي بگيريد. به طور مثال از موارد مهم ميتواند تفاوت مذهبي و يا اختلاف سني فاحش باشد اما در مواردي مثل تفاوت جزيي آيينهاي مورد پذيرش و يا تفاوت طبقاتي كه چندان بارز نيست نميتواند تعيينكننده پايان يك رابطه باشد و البته همه اين موارد بايد توسط يك متخصص بررسي شود. در هر صورت در اين موارد چيزي كه ميتواند به شما كمك كند اين است كه پيامدهاي مثبت و منفي ادامه اين ارتباط را در نظر بگيريد. اگر عوامل محيطي استرسزا آنقدر قابل توجه باشد كه به رابطه شما صدمه بزند بهتر آن است كه رابطه را ترك كنيد. البته باز هم تكرار ميكنم: «به تدريج و با كمك يك متخصص روابط آسيبزا را ترك كنيد!» به خاطر بسپاريد كه يك «جدايي ناقص» ميتواند در سراسر عمر شما پيامدهاي منفي به بار آورد و خوشبختي شما را تهديد كند؛ پس سادهانگارانه با اين مساله برخورد نكنيد و جدايي را مانند شروع رابطه، جدي بگيريد.
