تبليغاتX
مثبت من - از قرباني بودن دست بکشيم

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

لوئيزال. هي

بسياري از ما زنان به عنوان يک فرهنگ، به اين باور دچار شست وشوي مغزي شده ايم که براي «خوب» بودن لازم است نيازهاي ديگران را بيش از نياز خودمان در اولويت قرار دهيم.

بسياري از ما زندگي مان را براي شکوفايي آنچه بايد باشيم، نه واقعيت آنچه هستيم صرف مي کنيم. زنان بسيار زيادي وجود دارند که در رنجش و ناراحتي فراواني به سر مي برند چرا که احساس مي کنند بدون هيچ الزامي «مجبور به خدمت کردن» به ديگران هستند. بنابراين از آن رو است که شمار زيادي از زنان خسته و فرسوده اند. مادراني که شاغل هستند، معمولاً دو وظيفه تمام وقت کامل دارند؛ يکي در اداره است و ديگري پس از رسيدن به خانه آغاز مي شود، مراقبت از خانواده. ازخودگذشتگي، از خودگذشته را فدا مي کند.

ما مجبور نيستيم حتماً بيمار شويم تا بتوانيم از کمي استراحت برخوردار شويم. من فکر مي کنم بسياري از اين بيماري هاي زنان، شيوه يي براي استراحت کردن است. اين بهانه يي است که بسياري از آنان به خود اجازه مي دهند تا کمي فراغت يابند. لازم است ما زنان بدانيم- حقيقتاً بدانيم- که ما شهروندان درجه دو نيستيم. اين افسانه يي است که بخش هاي مشخص جامعه آن را جاوداني کرد ه اند و مطابق عقل سليم نيست،

روح از حس حقارت برخوردار نيست؛ روح حتي تمايلات جنسي ندارد. ما بايد بياموزيم به همان اندازه که آموخته ايم به زندگي و توانايي ديگران اهميت دهيم و به زندگي و توانايي هاي خود ارج نهيم. من مي دانم وقتي براي نخستين بار غضب زنان ظاهر شد، زنان از بي عدالتي هايي که بر آنان وارد شده بود آنچنان خشمگين بودند که براي هر چيزي مردان را مذمت مي کردند. در آن موقع، چنين واکنشي پذيرفته بود. زنان نياز داشتند که ناکامي هايشان را- براي چندي- تخليه کنند، در واقع اين واکنش به نوعي، درمان به شمار مي رفت. اگر شما براي محو کردن مشکل سوءاستفاده دوران خردسالي تان به نزد درمانگري برويد، پيش از شفا لازم است همه آن احساسات را اظهار کنيد.

به هر صورت وقتي به ما فرصت ابراز اين احساسات داده مي شود، آونگ در نقطه يي متعادل تر به نوسان درمي آيد. اين حالتي است که اکنون براي زنان رخ مي دهد.

ما زنان براي مدت درازي مي خواستيم تسلط بيشتري بر زندگي مان داشته باشيم که اکنون اين فرصت برايمان مهيا است تا چيزي باشيم که مي توانيم. درست است که هنوز نابرابري هاي زيادي در قدرت کسب درآمد و قدرت قانوني مردان و زنان وجود دارد، ما هنوز هم براي آنچه که مي توانيم در محکمه هاي قضايي به دست آوريم، مکلف مي شويم. گاه حتي محکمه ها در مورد هتک ناموس، از آنچه که مردي خردمند انجام خواهد داد، سخن مي رانند.

فراموش نکنيد که رشد زنان به مفهوم تضعيف مردان نيست. مشوش کردن مردان نيز به اندازه به ستوه آوري زنان ناپسند است. قصد اين نيست که به چنين هدفي برسيم. اين نوع رفتار همه ما را گرفتار مي کند و احساس مي کنم که همگي به اندازه کافي گرفتاري داريم. در همه نامطلوبي هاي زندگي مان، ملامت کردن خود يا مردان جامعه به درمان شرايط کمکي نمي کند و فقط ما را بي قدرت مي سازد.

سرزنش کردن هميشه عملي ناموثر و عاجزکننده است. بهترين کاري که مي توانيم براي مردان جهان مان انجام دهيم آن است که از قرباني بودن دست بکشيم و به همراه مردان، هر کدام به کار خودمان برسيم. همه، افراد داراي عزت نفس را محترم مي شمارند.

به عنوان يک نويسنده نسبت به مردان و مشکلاتي که در راه گذران زندگي با آن مواجهند، همدردي وافري احساس مي کنم. آنان بيش از اندازه گرفتار نقش هايشان هستند و بار سنگين و فشارهاي زيادي را تحمل مي کنند. پسران کوچک از دوران کودکي به بعد مي آموزند که گريه نکنند يا عواطف شان را اظهار نکنند. آنان مي آموزند که احساسات شان را نگاه دارند.

با همه اينها به زنان توصيه مي کنم که فعاليت هاي محلي را براي بازنويسي قوانين آغاز کنند، در نتيجه اين قوانين هم مورد قبول مردان و هم زنان خواهد بود.

وقتي از جرياني دور نگه داشته شويم از قدرت جمعي ترسناکي برخوردار مي شويم. لازم است اين قدرت جمعي به يادمان آورده شود. 75 سال پيش زنان براي حق راي با يکديگر متحد شدند و امروز ما مي توانيم به سادگي در اداره ها حضور داشته باشيم. زنان هم مي توانند همچون مردان به دنبال جايگاه سياسي خود باشند، چرا که ما هم به سياست ها تعلق داريم- سياست، حيطه يي آزاد براي زنان است. در جهان اتحاد و برابري، هيچ محدوديتي وجود ندارد. اگر مي خواهيم قوانين را به گونه يي شکل دهيم که آنها نيز حمايتگر زنان باشند، پس بايد به اين حيطه ها راه يابيم. مي توانيم از کوچک ترين حيطه محلي آغاز کنيم. نياز نيست که براي گام نهادن به سياست، از آموزش دائمي بهره مند باشيم. حرفه سياسي، جايگاه قدرتمندي براي زنان است. در سال 1935 ميلادي «الينور روزولت» يادداشتي را به مجلس اعمال کرد که بعدها به صورت قانوني درآمد که براساس آن هر خانه جديدي که ساخته مي شد مي بايست داراي حمام باشد،

بسياري از مردان مجلس اعتراض کردند و اظهار داشتند؛«اگر در خانه هر کسي حمام وجود داشته باشد پس ثروتمندان چگونه از فقرا تمييز داده شوند؟،»

امروز ما از حمام در خانه بهره منديم بي آنکه آگاه باشيم بانويي قدرتمند براي وضع اين قانون، با مجلس به مبارزه پرداخت. در دوران مستعمراتي، مرد سلطان بي چون و چراي خانه به شمار مي رفت و پاسخ هرگونه نافرماني همسر، فرزند، يا خدمتکار تنبيه و تازيانه بود.

منبع؛ کتاب زنان توانمند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 9:17 PM  توسط م.ک.  |