تبليغاتX
مثبت من - مازوخیست و سادیست

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"


اصل اخلاقي مارك ساد : من حق دارم با جسم تو خوش بگذرانم. هرکسي ميتواند اين را بگويد و من از حقم استفاده خواهم کرد ، بدون انکه هيچ مانعي بتواند جلوي مرا بگيرد ، از جسم ديگري بنا به ميلم لذت ببرم و عصاره لذتش را بفشارم.

بايد مفاهيمي را مثل انحراف جنسي مازوخيستي ، ساديستي و غيره و تفاوت ميان نوع سالم اين گرايشات و نوع بيمارگونه آنها را از نظر روانکاوي معاصر بيان کنم و معناي اين انحرافات را از نگاه فرويد به صورت کوتاه تشريح کنم.
1/معنا و مفهوم انحرافات جنسي در روانکاوي امروز
بايد با تاکيد بر اين روند درست در روانکاوي مدرن به اين نکته اشاره کنم که گرايشات جنسي مانند مازوخيسم ، ساديسم ، فتيشيسم و غيره ديگر به عنوان بيماري جنسي معرفي نمي شوند. يعني همه اين علائق و گرايشات معمولي و آزاد هستند ، اگر هر دو طرف به دلخواه و به انتخاب به اين گرايشات تن بدهند . مثلا يک زندگي عشقي سادو / مازوخيستي را آغاز کنند و از طرف ديگر خودشان از اين گرايشات خويش در زجر نباشند و آنها خوشبختي شخصيشان را در خطر اين گرايش خويش نبينيد و نخواهند درمان شوند.
در مورد مازوخيسم و ساديسم ابتدا اين فرويد بود که با سالم خواندن فانتزيها و گرايشات مازوخيستي و ساديستي و غيره ، بويژه در کارهايش از سال 1920 به بعد و با ايجاد تئوري رانش مرگ ، مازوخيسم و ساديسم را از ليست بيماريها در آورد و آن را سالم خواند.
 در باور فرويد مازوخيسم و ساديسم وقتي بيمارگونه ميشوند که در رفتار جنسي وشخصيتي بيمار مقام اول را داشته باشد و حاکم بر رفتار جنسي باشد .
 يعني هر سکس سالم مي تواند فانتزيهاي گوناگون فتيشيستي، تن نمايي و يا سادومازوخيستي داشته باشد و يا تجربه کند ، که همه بخشهايي از يک سکس سالم هستند ، براي مثال چه از شکل گازگرفتن و فشردن معشوق يا بازيهاي جنسي با طناب بستن ، به شرطي که اين اميال و بازيها به تنها شکل ارتباط جنسي تبديل نشوند.
 انحراف جنسي در اين معنا وقتي مي باشد، که يک بخش سالم سکس سالم به تنها شکل ارتباط تبديل ميشود و از طرف ديگر با زور مثل ساديسم و يا تا حد ضربه زدن شديد روحي و جسمي به خود در نمونه مازوخيسم با معشوق صورت گيرد. اينجاست که اينها بيمارگونه ميشوند.

1. فانتزيهاي جنسي ، نيازهاي جنسي پرقدرت و يا رفتارهاي در يک فاصله زماني حداقل شش ماه مرتب تکرار شونده ، که يک عمل(واقعي و نه شبهه گونه) تحقيرشدن، کتک خوردن و با طناب بسته شدن و دردهاي مشابه را در بر دارد
2. اين فانتزيها، اين نيازهاي جنسي پرقدرت و چنين رفتاريهاي باعث دردهاي کلينيکي مهم ميشوند و يا تاثير منفي بر عملکردهاي اجتماعي ، کاري و بخشهاي مهم ديگر زندگي بيمار مي گذارند.
 استفاده از اين گرايشات جنسي توسط عاشقان و دلباختگان غير ساديست و مازوخيست در روابط عشقي و يا جنسيشان و براي تجربه و جذب بخشهاي ديگري از فانتزيها و جهان عشقي/جنسي خويش و بشکل آزادانه و ميل دوطرفه عموما شکل ميگيرد ، از مازوخيسم وساديسم بيمارگونه ، از خودنمايي و چشم چراني بيمارگونه، که عنصر اساسيشان اسارت جسم و فرد در بند يک گرايش خويش ، ضربه زدن به خويش و ديگري و ناتواني از جذب اين تمنا در جهان سمبليک خويش و باروري خويش مي باشد ، در واقع نه تنها با قبول سالم بودن اين گرايشات به تنوع زندگي عشقي و جنسي انسانها کمک مي رسانند بلکه اين نگاه نو به درک بهتر حالات بيمارگونه آن و چگونگي درمان آن منتهي ميشود. زيرا اکنون بيماران هرچه بيشتر با اعتماد به جسم و خواستهاي خود و بدون احساس گناه در پي آن خواهند بود ،با درک علل بيماري خويش و بحران درون بيماري خويش، به جذب بخش سالم اين علائق خويش و يافتن معنا و تعالي بخشي لذت نهفته در بخش بيمارگونه آن دست زنند و اين گونه به بلوغ روحي خويش و تبديل مازوخيسم بيمارگونه به تمناي انساني مازوخيستي خويش دست يابند. در اين معنا مازوخيسم و ساديسم بيمارگونه، خودنمايي و چشم چراني بيمارگونه هرچه بيشتر کاراکتر اعتياد را به خود ميگيرند و مثل اعتياد به هرچيز، چه به سکس ، چه به ماده مخدر ، چه به قمار و يا هرچيز ديگر ، به معناي چسبيدن روان و جان به يک مطلوب بزرگ و ناتواني از جذب و انطباق اين خواست در جهان سمبليک خويش مي باشد ، تا بتواند با اين جذب ميل خويش و باروري خويش به قدرتي نو و لذتي نو دست يابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 11:27 AM  توسط م.ک.  |