دلم شکست ,بغضم ترکید وقتی این عکس رو دیدم.
که چگونه ما رسالتمان را گم کرده ایم, چگونه مراسم به عاریت گرفته مسیحیان را ترویج میکنیم ,امید آن داریم تا با حسین محشور شویم ولی هیچ یک از اعمالمان حسینی نیست !
عکس بالا: مراسم شام غریبان در تهران عکس پایین: هادی ناصری، زمانه، روشن کردن شمع نذری در کنار مسجد امام صادق(ع) در منطقه ی ولیعصر تبریز
دکتر علی شریعتی:
خواهران ,برادران!
اکنون شهیدان مرده اند و ما مرده ها زنده هستیم, شهیدان سخنشان را گفتند, و ما کرها مخاطبشان هستیم, آنها که گستاخی آن را داشتند که وقتی نمیتوانند زنده بمانند مرگ را انتخاب کنند رفتند, و ما بی شرمان ماندیم, صد ها سال است که مانده ایم. و جا دارد که دنیا به ما مظاهر ذلت و زبئنی بر حسین و زینب مظاهر حیات و عزت می گرییم, و این یک ستم دیگر تاریخ است که ما زبونان, عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.
خدایا این بار چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟
اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده اند, و ما شب شام غریبان میگریم, و پایانش را اعلام میکنیم. و میبینی چگونه در جامعه گریستن بر حسین, و عشق به حسین با یزید هم دست و هم داستانیم؟
او که میخواست این داستان به پایان برسد. چه هوشیارانه دگرگون کرده اند پیام حسین را و یاران بزرگ و عزیز و جاویدش را, پیامی که خطاب به همه انسان هاست.
