تبليغاتX
مثبت من - علو م انسانی، گستره شناخت(ترجمه جمعی از ژان فرانسوا دورتیه)

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"


علوم انسانی، گستره شناخت، ترجمه به همراه جلال الدین رفیع فر و مرتضی کتبی، تهران، نشر نی، 1382

درباره کتاب
زبان‌ چگونه‌ زاده‌ شد؟ آیا خانواده‌ نهادی‌ جهان‌شمول‌ است‌؟ آگاهی‌ چیست‌؟ آیا تاریخ‌ دارای‌ جهتی‌ مشخص‌ است‌؟ سهم‌ عناصر انتسابی‌ و اکتسابی‌ در رفتارهای‌ ما چیست‌؟ نابرابری‌های‌ اجتماعی‌ از کجا منشأ می‌گیرند؟
  علوم‌ انسانی‌ در پاسخ‌ به‌ چنین‌ پرسش‌هایی‌ پدید آمد و توسعه‌ یافت‌. پرسش‌ها ساده‌اند، اما پاسخ‌ها نه‌چندان‌.
  کتاب‌ حاضر را می‌توان‌ نخستین‌ راهنمای‌ جامع‌ برای‌ آشنایی‌ با حوزه‌های‌ گوناگون‌ علوم‌ انسانی‌ از خلال‌ نظریه‌ها، مؤلفان‌ و پژوهش‌ها به‌حساب‌ آورد.
  انسان‌شناسی‌، زبان‌شناسی‌، روان‌شناسی‌، علوم‌ شناختی‌، روان‌شناسی‌ اجتماعی‌، جامعه‌شناسی‌، اقتصاد، تاریخ‌، جغرافیا، فلسفه‌: چشم‌ اندازی‌ از گسترة‌ شناخت‌ در این‌ علوم‌ به‌دست‌ می‌دهد.
  مؤلف‌، ژان‌ فرانسوا دورتیه‌، از بنیانگذاران‌ و سردبیر مجله‌ علوم‌ انسانی‌ در فرانسه‌ است‌.

پیش‌گفتار
 
ترجمة‌ مرتضی‌ کتبی‌
زبان‌ چگونه‌ پدید آمد؟ آیا خانواده‌ نهادی‌ جهانشمول‌ است‌؟ وجدان‌ یعنی‌ چه‌؟ آیا تاریخ‌ معنا دارد؟ سهم‌ وراثت‌ و محیط‌ در رفتارهای‌ ما تا چه‌ اندازه‌ است‌؟ نابرابری‌های‌ اجتماعی‌ از کجا سرچشمه‌ گرفته‌اند؟
  به‌نظر من‌، برای‌ پاسخ‌دادن‌ به‌ این‌ نوع‌ پرسش‌هاست‌ که‌ به‌ علوم‌ اجتماعی‌ و انسانی‌ علاقه‌ نشان‌ داده‌ می‌شود؛ پرسش‌ها ساده‌اند، اما پاسخ‌ها (متأسفانه‌) به‌ این‌ سادگی‌ نیستند. نخستین‌ هدف‌ این‌ کتاب‌ تهیة‌ چشم‌اندازی‌ از نظریه‌ها و فرضیه‌هایی‌ است‌ که‌ علوم‌ انسانی‌ در برابر این‌ پرسش‌های‌ بنیادی‌ (و بسیاری‌ دیگر) ارائه‌ می‌دهد.
 
کشف‌ عالمی‌ از شناخت‌ها
اما قبل‌ از آنکه‌ به‌ موضوع‌ بپردازیم‌، ببینیم‌ علوم‌ انسانی‌ به‌درستی‌ چه‌ هستند؟ از مسائل‌ مربوط‌ به‌ نامگذاری‌ها و واژه‌ها به‌سرعت‌ بگذریم‌، چه‌ جست‌وجوی‌ تعریف‌ دقیق‌ «علوم‌ انسانی‌»، «علوم‌ اجتماعی‌» یا «علوم‌ انسان‌» با کشیدن‌ خط‌ مرزی‌ مشخص‌ بین‌ آنها کاری‌ بیهوده‌ است‌. این‌ عبارات‌، بی‌آنکه‌ کاملاً مترادف‌ یکدیگر باشند تا حدودی‌ به‌هم‌آمیخته‌اند. تعاریف‌ بیشتر نتیجة‌ تقسیم‌ کار دانشگاهی‌اند تا حاصل‌ واژه‌پردازی‌های‌ دقیق‌ علمی‌؛ تازه‌ تقسیم‌ کار دانشگاهی‌ برحسب‌ کشورها و کاربرد علوم‌ تغییرپذیرند (ر.ک‌.: کادر زیر).
 
 
 
علوم‌ انسانی‌، علوم‌ اجتماعی‌، علوم‌ انسان‌
در دانشگاه‌های‌ فرانسه‌، عبارت‌ «علوم‌ انسانی‌» شامل‌ هسته‌ای‌ علمی‌ مرکب‌ از روان‌شناسی‌، جامعه‌شناسی‌ و انسان‌شناسی‌ می‌شود. گاهی‌ زبان‌شناسی‌ و تاریخ‌ را به‌ آن‌ می‌افزایند. «علوم‌ اجتماعی‌» بیشتر علوم‌ جامعه‌ به‌ معنای‌ واقعی‌ کلمه‌ مانند اقتصاد، علوم‌ سیاسی‌، جغرافیا و باز هم‌ جامعه‌شناسی‌ را دربرمی‌گیرد. برای‌ آنکه‌ بخش‌ مربوطه‌ در مرکز ملی‌ تحقیقات‌ علمی‌ (C.N.R.S) مجموعة‌ این‌ شاخه‌ها را نامگذاری‌ کند، نام‌ خود را «علوم‌ انسان‌ و جامعه‌» گذاشته‌ است‌. در ایالات‌ متحده‌ که‌ عبارت‌ علوم‌ انسانی‌ بسیار کم‌ بر زبان‌ها جاری‌ می‌شود، پیش‌ از این‌، عبارت‌ Social and Behavioral Sciences به‌ این‌ علوم‌ اطلاق‌ می‌شد. اما مدت‌ زمان‌ درازی‌ نمی‌گذرد که‌ Social Sciences ــ که‌ رفته‌رفته‌ معنای‌ علوم‌ انسانی‌ را به‌خود گرفته‌ــ باب‌ شده‌ است‌.
  در عمل‌، استفاده‌ از عبارات‌ نمی‌تواند حقیقتاً دقیق‌ باشد زیرا نمی‌توان‌ خط‌ فاصلی‌ مشخص‌ بین‌ این‌ زمینه‌ها و حوزه‌های‌ علمی‌ ترسیم‌ کرد و گفت‌ انسان‌ اینجا شروع‌ می‌شود و جامعه‌ آنجا پایان‌ می‌پذیرد.
  ژان‌ پیاژه‌، در کتابی‌ که‌ خود آن‌ را شناخت‌شناسی‌ علوم‌ انسانی‌ نام‌ نهاد، نوشت‌: « نمی‌توان‌ هیچ‌گونه‌ تمایز ماهوی‌ میان‌ آنچه‌ اغلب‌ ' علوم‌ اجتماعی‌ ` نامیده‌ می‌شود و آنچه‌ ' علوم‌ انسانی‌ ` خوانده‌ می‌شود قائل‌ شد زیرا بدیهی‌ است‌ که‌ پدیده‌های‌ اجتماعی‌ به‌ همة‌ خصوصیات‌ انسانی‌، حتی‌ فرایندهای‌ روانی‌ـفیزیولوژیک‌ وابسته‌اند و در مقابل‌ علوم‌ انسانی‌ همه‌ از جهت‌ معینی‌ اجتماعی‌اند ».
 
  انسان‌شناسی‌ به‌خاطر آشنایی‌ با ملت‌های‌ «وحشی‌» پدیدار شد. برنامة‌ این‌ رشته‌ توصیف‌ آیین‌ها و مناسک‌، افسانه‌ها و اسطوره‌ها، آداب‌ و رسوم‌ ملت‌ها روی‌ کرة‌ خاکی‌ بود. منظور از این‌ کار شناساندن‌ رفتارهای‌ متنوع‌ (و نیز رفتارهای‌ یکسان‌ و تغییرناپذیر) در فرهنگ‌های‌ انسانی‌ و آگاهی‌ از راز پیدایش‌ آنها بوده‌ است‌. انسان‌شناسی‌ که‌ مدت‌های‌ مدید بر «انسان‌های‌ ابتدایی‌» تمرکز داشت‌، امروزه‌ نگاهی‌ تازه‌ و فاصله‌دار به‌ جوامع‌ نو می‌اندازد.
  زبان‌شناسی‌ کارکردها، طبیعت‌ و قواعد زبان‌ انسانی‌ را مورد مطالعه‌ قرار می‌دهد. یکی‌ از زمینه‌های‌ پژوهشی‌ مهم‌ آن‌ در قرن‌ بیستم‌ کشف‌ دستور زبانی‌ بود که‌ بتواند اساس‌ تمام‌ زبان‌های‌ دنیا را تشکیل‌ دهد.
  روان‌شناسی‌، علم‌ روان‌، دو زمینة‌ بزرگ‌ شناخت‌ را در دستور کار خود قرار می‌دهد: یکی‌ کارکردهای‌ موسوم‌ به‌ «شناختی‌» (ادراک‌، یادگیری‌، هوش‌، حافظه‌، زبان‌) و دیگری‌، حیات‌ عاطفی‌ (هیجانات‌، شخصیت‌، انگیزه‌ها، فشارهای‌ درونی‌) و پیچ‌وخم‌های‌ راه‌ جنون‌.
  اقتصاد در پی‌ فهم‌ شرایطی‌ است‌ که‌ در آن‌ انسان‌ها تولید می‌کنند، دست‌ به‌ مبادله‌ می‌زنند و به‌ تقسیم‌ کالاها و اموال‌ عمومی‌ میان‌ خود می‌پردازند. چند پرسش‌ کلیدی‌، در طول‌ قرن‌ بیستم‌، به‌ مباحثات‌ اقتصادی‌ رونق‌ بخشیدند: بازار و مداخلة‌ دولت‌ هر یک‌ چه‌ سهمی‌ در نظم‌ بخشیدن‌ به‌ نظام‌ دارند؟ علل‌ رشد و بحران‌های‌ اقتصادی‌ کدام‌اند؟
  تاریخ‌ می‌کوشد تا گذشتة‌ انسان‌ها و جامعه‌ها را بازسازی‌ کند. این‌ رشته‌ مدت‌های‌ زیادی‌ توجه‌ خود را به‌ مردان‌ «بزرگ‌» و رخدادهای‌ «بزرگ‌» معطوف‌ کرده‌ بود، اما نیم‌ قرنی‌ است‌ که‌ به‌ مطالعة‌ ذهنیت‌ها، سبک‌ زندگی‌ها و فضاهای‌ اجتماعی‌ که‌ زیر ستون‌ نامرئی‌ جهش‌ها و پایداری‌های‌ جامعه‌ها را تشکیل‌ می‌دهند، می‌پردازد.
  جامعه‌شناسی‌، فرزند جامعة‌ صنعتی‌، پاسخ‌ به‌ پرسشی‌ است‌ در مورد پایه‌های‌ پیوند اجتماعی‌ و جهش‌های‌ جامعه‌های‌ نو. این‌ زمینه‌های‌ ویژه‌ و ممتاز جامعه‌شناسی‌ همانا کار، خانواده‌، قدرت‌، فراغت‌، گروه‌ها و نابرابری‌های‌ میان‌ آنهاست‌.
  جغرافیا در بند آن‌ است‌ که‌ بفهمد چگونه‌ انسان‌ها فضاهای‌ در اختیار خود را سازمان‌ می‌بخشند و چگونه‌ حیات‌ خود را در این‌ فضاها سامان‌ می‌دهند.
  در اطراف‌ این‌ رشته‌ها که‌ حکم‌ ستاره‌های‌ درخشان‌ عالم‌ شناخت‌ را دارند، ستارگان‌ دیگری‌ می‌درخشند که‌ روان‌شناسی‌ اجتماعی‌، علوم‌ سیاسی‌، علوم‌ تربیتی‌، علوم‌شناختی‌، روان‌پزشکی‌ و باستان‌شناسی‌ نام‌ گرفتند.
  از آنجا که‌ بعضی‌ شاخه‌های‌ فلسفه‌ در کنار علوم‌ انسانی‌ قرار دارند و آنها را بارور می‌سازند، فلسفه‌ خود با علوم‌ انسانی‌ پیوند نزدیک‌ دارد. به‌ویژه‌ شاخه‌هایی‌ مانند فلسفة‌ علوم‌، فلسفة‌ روح‌ و فلسفة‌ سیاسی‌ از آن‌ جمله‌اند.
 
یک‌ طرح‌ بنیانگذار
اندیشه‌ دربارة‌ سرنوشت‌ انسان‌ و طبیعت‌ جوامع‌ به‌ دوران‌ بسیار کهن‌ و شاید به‌ زمان‌ آغاز بشریت‌ برمی‌گردد. ادیان‌ و مذاهب‌، افسانه‌ها و اسطوره‌ها پاسخ‌هایی‌ برای‌ معماهای‌ بزرگ‌ طبیعت‌ بشر آورده‌اند، فلاسفه‌ در مورد روح‌ انسان‌، ریشه‌های‌ جامعه‌، راه‌ تاریخ‌ و از این‌ قبیل‌ بسیار نوشته‌اند. اما در قرن‌ هجدهم‌ بود که‌ طرح‌ بنیانی‌ «علم‌ انسان‌» از سایه‌ بیرون‌ آمد.
  متفکران‌ عصر درخشندگان‌ــ از ویکو تا هیوم‌، از کندورسه‌ تا کانت‌ــ در تمام‌ طول‌ قرن‌ هجدهم‌، آرزوی‌ خود را در لزوم‌ علمی‌ جدید فریاد کشیدند. دیوید هیوم‌ فیلسوف‌ به‌ سال‌ 1739 نوشت‌: « پرسش‌ مهمی‌ وجود ندارد که‌ پاسخ‌ آن‌ در علم‌ انسان‌ نیامده‌ باشد ». دالامبر یکی‌ از نویسندگان‌ دایرة‌المعارف‌ « برنامه‌ای‌ برای‌ علم‌ انسان‌ » را پیشنهاد می‌کند.
  در همین‌ زمان‌، برخی‌ از دانشمندان‌ برای‌ انجام‌ این‌ برنامه‌ به‌پا می‌خیزند. شاهد این‌ امر تأسیس‌ «جامعة‌ مشاهده‌گران‌ انسان‌» به‌ هنگام‌ انقلاب‌ فرانسه‌ است‌ (ر.ک‌.: کادر صفحة‌ بعد). این‌ «جامعه‌» که‌ مرکب‌ از طبیعت‌گرایان‌، تاریخ‌نویسان‌، فلاسفه‌ و اطباء بود هیأتی‌ را به‌ سرزمین‌های‌ جنوبی‌ اعزام‌ داشت‌ تا نحوة‌ زندگی‌های‌ اقوام‌ ابتدایی‌ را مطالعه‌ کند، این‌ هیأت‌ کاوشی‌ را در احوال‌ «ویکتور لاویرون‌» کودکی‌ وحشی‌ که‌ به‌تازگی‌ پیدا شده‌ بود، راه‌ انداخت‌، به‌ مطالعة‌ انسان‌های‌ عهد عتیق‌ علاقه‌ نشان‌ داد... خلاصه‌، به‌ گردآوری‌ همة‌ مواد که‌ به‌ فهم‌ انسان‌ در همة‌ ابعاد فیزیکی‌ و اخلاقی‌ او کمک‌ می‌کرد، همت‌ گماشت‌... وانگهی‌ یکی‌ از اعضای‌ آیندة‌ «جامعه‌ مشاهده‌گران‌ انسان‌» بود که‌ برای‌ نخستین‌ بار عبارت‌ «علم‌ اجتماعی‌» را در نامه‌ای‌ که‌ چند سال‌ پیش‌ به‌ کندورسه‌ نوشته‌ بود، به‌کار برد.
 
سرگذشتی‌ ناشناخته‌: سرگذشت‌ جامعة‌ مشاهده‌گران‌ انسان‌ (1799ــ1805)
در سال‌ 1799، در پاریس‌، «جامعة‌ مشاهده‌گران‌ انسان‌» با حدود شصت‌ عضو که‌ در بین‌ آنان‌ طبیعت‌گرایان‌ (کوویه‌، ژوسیو، ژوفره‌)، فلاسفه‌ (دستوت‌ دو تراسی‌، ژراندو)، پزشکان‌ (کاباینس‌، پینل‌، ایتار، مورو دو لاسارت‌)، کاشفین‌ (بوگن‌ ویل‌،بودن‌)، مورخین‌ (ولِنی‌) دیده‌ می‌شدند، تشکیل‌ شد. هدف‌ این‌ جامعه‌ چه‌ بود؟ جامعه‌ می‌خواست‌ انسان‌ را در ابعاد مختلف‌ فیزیکی‌، فکری‌ و اخلاقی‌اش‌ مشاهده‌ کند. (1)
 
نقش‌ فکرشناسان‌
اغلب‌ این‌ دانشمندان‌ خود را به‌ جریان‌ فکری‌ای‌ وابسته‌ می‌دانستند که‌ آن‌ را فکرشناسی‌ «ایدئولوژی‌» می‌خواندند. به‌عقیدة‌ دستوت‌ دو تراسی‌ (1745ــ1836)، نویسندة‌ کتاب‌ پایه‌های‌ فکرشناسی‌ (2) (1824 تا 1826)، فکرشناسی‌ می‌خواست‌ واقعاً «علم‌ افکار» از بدو پیدایش‌، تشکیل‌ و نقش‌ آنها در رشد انسانی‌ (3) باشد.
  فکرشناسی‌ طرحی‌ است‌ که‌ هم‌ می‌خواهد علمی‌ باشد و هم‌ تربیتی‌، ماوراءطبیعت‌ را رد کند، واقعیت‌ را تنها با تکیه‌ بر رخدادها مورد مطالعه‌ قرار دهد. فکرشناسان‌ برداشت‌ همگانی‌ از علم‌ را مد نظر قرار می‌دهند و برای‌ انتشار آن‌ نقش‌ مهمی‌ قائل‌ هستند. آنها با شرکت‌ در پست‌های‌ مدیریت‌ و کنسولگری‌ها به‌عنوان‌ مشاور و قانونگذار مایل‌اند آموزش‌ را تحرک‌ و غنا بخشند. آنها هستند که‌ مدارس‌ بزرگ‌ (دانشسرای‌ تربیت‌ معلم‌، پلی‌تکنیک‌، مدرسة‌ عالی‌ السنة‌ شرقی‌) را تأسیس‌ کردند، انستیتو دو فرانس‌ را سازمان‌ دادند و موزیوم‌ را که‌ جد موزة‌ انسان‌شناسی‌ است‌، پایه‌ریزی‌ کردند.
 
طرح‌ انسان‌شناختی‌
این‌ طرح‌ درحقیقت‌ انسان‌شناختی‌ است‌ به‌ این‌ معنی‌ که‌ موضوع‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از انجام‌ تحقیقات‌ و گردآوری‌ رخدادها در مورد «انسان‌ وحشی‌» برای‌ فهم‌ اینکه‌ چگونه‌ موجود انسانی‌ رفته‌رفته‌ با تربیت‌ و فرهنگ‌ خود را بالا می‌کشد. به‌ بیان‌ ژُوفره‌ برنامة‌ علمی‌ «انسان‌شناسی‌ تطبیقی‌» حقیقی‌ مستلزم‌ مطالعة‌ اقوام‌ عهد عتیق‌ و ملت‌هایی‌ است‌ که‌ «وحشی‌» نام‌ دارند، یا مستلزم‌ مطالعة‌ افرادی‌ است‌ که‌ بیرون‌ از هر فرهنگی‌ مانند «کودکان‌ وحشی‌» بار آمده‌اند.
  به‌این‌ترتیب‌ بود که‌ کنت‌ دو وُلِنی‌ (1757ــ1820)، فیلسوف‌، مورخ‌ و سیاستمدار با انتشار کتاب‌ انحطاط‌ها در امپراطوری‌ها و اندیشه‌هایی‌ در مورد تحولات‌ آن‌ها (4) (1791) و سپس‌ کتاب‌ پژوهش‌های‌ تازه‌ در مورد تاریخ‌ کهنه‌ (5) (1814) خود به‌ تفکری‌ تازه‌ در زمینة‌ تاریخ‌ می‌پردازد. فکر او گردآوری‌ مطالبی‌ است‌ در مورد تجربه‌های‌ تاریخ‌ انسانی‌ (انقلاب‌ها، جنگ‌ها و انواع‌ زندگی‌) تا بتواند با مقایسه‌ و مقابله‌ طبیعت‌ انسان‌ را دریابد. یکی‌ از زمینه‌های‌ اندیشة‌ وی‌ به‌ویژه‌ این‌ بوده‌ است‌ که‌ بفهمد چگونه‌ محیط‌ طبیعی‌ بر آداب‌ و عادات‌ هر ملت‌ تأثیر می‌گذارد. از این‌رو، او یکی‌ از پیشگامان‌ جغرافیای‌ انسانی‌ است‌.
 
اعزام‌ به‌ «سرزمین‌های‌ جنوب‌»
جامعه‌، در جست‌وجوی‌ اطلاعات‌ و اخبار دقیق‌ دربارة‌ وجوه‌ زندگی‌ اقوام‌ وحشی‌، گروهی‌ را به‌ سرپرستی‌ دریادار نیکلابودن‌ (6) به‌ سرزمین‌های‌ جنوب‌ (هلند جدید، گال‌ جدید، جنوب‌ واقع‌ در اقیانوس‌ آرام‌ وغیره‌)
اعزام‌ کرد. به‌ این‌ منظور، ژوزف‌ـماری‌ دو ژراندو (1772ــ1842)، نویسندة‌ کتاب‌ تاریخ‌ تطبیقی‌ نظام‌های‌ فلسفی‌ مربوط‌ به‌ اصول‌ شناخت‌های‌ انسانی‌ (7) (1804) راهنمایی‌ برای‌ اعضای‌ گروه‌ کاشفین‌ تهیه‌ کرد که‌ ملاحظاتی‌ در باب‌ روش‌های‌ مختلف‌ مشاهده‌ اقوام‌ وحشی‌ (8) (1800) نام‌ گرفت‌. این‌ کتاب‌ یک‌ پژوهش‌ واقعی‌ مردم‌شناختی‌ در محل‌ را برای‌ فهم‌ آداب‌ و رسوم‌ بومی‌ها پیشنهاد می‌کند و حتی‌ فکر «مشاهده‌ حین‌ مشارکت‌» را صدوبیست‌ سال‌ قبل‌ از مالینفسکی‌ ارائه‌ می‌دهد!
  ژراندو به‌ تربیت‌ کر و لال‌ها نیز علاقه‌ نشان‌ می‌دهد و به‌ تألیف‌ چندین‌ جلد کتاب‌ در این‌ زمینه‌ می‌پردازد.
 
کودک‌ وحشی‌
خبر پیداشدن‌ «کودک‌ وحشی‌» که‌ در جنگل‌ caune در آویرون‌ می‌زیسته‌، برای‌ اعضای‌ جامعه‌، فرصتی‌ غیرمنتظره‌ و فوق‌العاده‌ بود. جامعه‌ کماکان‌ با هدف‌ فهم‌ انسان‌ در حالت‌ طبیعی‌ و اینکه‌ چگونه‌ نخستین‌ افکار در او ظاهر می‌شوند و چگونه‌ این‌ افکار او را تغییر می‌دهند، به‌ مطالعة‌ دقیق‌ ویکتور کوچولو می‌پردازد.
  ایتار، پزشک‌ جوان‌ که‌ مسئول‌ مشاهده‌ و تربیت‌ ویکتور شده‌ بود، گزارش‌هایی‌ برای‌ جامعه‌ تهیه‌ کرد. این‌ گزارش‌ها به‌ جدال‌ قلمی‌ بین‌ او و فیلیپ‌ پینل‌ متخصص‌ معروف‌ بیماری‌های‌ روانی‌ انجامید. ف‌. پینل‌ نیز عضو جامعه‌ بود و فکر می‌کرد ویکتور که‌ در تکلم‌ ناتوان‌ و نسبت‌ به‌ دنیای‌ اطراف‌ خود بی‌تفاوت‌ بود، یک‌ عقب‌ماندة‌ ذهنی‌ است‌. (9)
  جامعة‌ مشاهده‌گران‌ انسان‌ در سال‌ 1804 به‌ دلیل‌ اختلافات‌ درون‌ گروهی‌ از هم‌ پاشید.
 
1. مقدمه‌ای‌ بر خاطرات‌ جامعة‌ مشاهده‌گران‌ انسان‌.
2. Elإments d'idإologies
3. واژگان‌ «فکرشناسی‌» و «فکرشناسان‌» در پی‌ حملة‌ ناپلئون‌ به‌ این‌ جنبش‌ از زبان‌ها افتادند و تحقیر شدند. ناپلئون‌ در مکاتبات‌ خود، جنبش‌ فکرشناسی‌ را «ماوراءطبیعت‌ جاهلانه‌» لقب‌ داد. بعد از او کارل‌ مارکس‌، همین‌ عبارات‌ را در مورد متفکران‌ آلمانی‌ به‌ کار برد.
4. Les Ruines ou Mإditations sur les rإvolutions des empires
5. Recherches nouvelles sur l'histoire ancienne
6. شرح‌ سفر نیکلابودن‌ تحت‌ عنوان‌ سفر مکاشفه‌ای‌ به‌ سرزمین‌های‌ جنوب‌ بعدها انتشار یافت‌.
7. Histoire comparإe des systةmes de philosophie relativement aux principes des connaissances humaines
8. Considإrations sur les diverses mإthodes ب suivre dans l'observation des peuples sauvages
9. Thierry Gineste, Victor de l'Aveyron. Dernier enfant sauvage, premier enfant fou, Pluriel, 1993.
 
تشکیل‌ کهکشان‌ رشته‌ها
قرن‌ هجدهم‌ دوران‌ طرح‌ها و حرکت‌های‌ علمی‌ بنیانی‌ بود، در قرن‌ نوزدهم‌ نخستین‌ بناها، نخستین‌ حوزه‌های‌ بزرگ‌ رشته‌ای‌ بر پایة‌ ریشه‌های‌ جداگانه‌ و با آهنگ‌های‌ متفاوت‌ رخ‌ می‌نمایند. شاخه‌های‌ اصلی‌ دانش‌ شکل‌ می‌گیرند، با طرح‌ پرسش‌های‌ بنیانی‌ مرزهای‌ خود را ترسیم‌ و روش‌های‌ خود را تعریف‌ می‌کنند و مفاهیم‌ خود را به‌دست‌ می‌دهند و نخستین‌ الگوهای‌ مرجع‌ خود را می‌سازند.
  تعیین‌ قلمرو بین‌ مورخان‌، جامعه‌شناسان‌، جغرافی‌دانان‌ و غیره‌ خالی‌ از بحث‌ و مجادله‌ بر سر مرزبندی‌ها و ادعاهای‌ برتری‌جویانة‌ این‌ و آن‌ نبوده‌ است‌. مسئلة‌ روش‌ها نیز بحث‌انگیز بوده‌ است‌. مثلاً، در آلمان‌، از سال‌ 1883، جدالی‌ طولانی‌ بر سر روش‌ها، جامعه‌شناسان‌، اقتصاددانان‌ و مورخان‌ را در برابر هم‌ قرار داد تا روشن‌ شود آیا باید راه‌ علوم‌ طبیعی‌ را برای‌ علوم‌ اجتماعی‌ در پیش‌ گرفت‌ یا برعکس‌ با پدیده‌های‌ انسانی‌ باید برخوردی‌ خاص‌ به‌کار بست‌.
  به‌ هر تقدیر، در آستانة‌ قرن‌ بیستم‌، مرزهای‌ اصلی‌ ترسیم‌ شدند. اقتصاد، تاریخ‌، زبان‌شناسی‌ الگوهای‌ مرجع‌ اصلی‌ خود را به‌دست‌ دادند. جامعه‌شناسی‌ و انسان‌شناسی‌ جوان‌ در اروپا و ایالات‌ متحده‌ نخستین‌ کرسی‌های‌ دانشگاهی‌ خود را بنا کردند. جوامع‌ علمی‌ در تاریخ‌ و جغرافیا زیاد و مجلات‌ و انجمن‌های‌ حرفه‌ای‌ تشکیل‌ شدند. همة‌ این‌ ابتکارات‌ با ذهن‌ خوشبینانه‌ و فاتحانه‌ جامة‌ عمل‌ پوشیدند و شرایط‌ برای‌ گسترش‌ علوم‌ انسانی‌ فراهم‌ آمد.
 
قرن‌ بیستم‌: رشد گیاهواره‌ای‌
صد سال‌ از دورة‌ بنیانگذاری‌ها و پایه‌ریزی‌ها سپری‌ شد. نگاه‌ سراسری‌ به‌ یک‌ قرن‌ مطالعه‌ و پژوهش‌، بحث‌ و مجادله‌، بی‌شک‌ حاکی‌ از جسارت‌ علمی‌ است‌ ولی‌ بدون‌ تردید ناکافی‌ و محدود است‌. با وجود این‌، تلاش‌ها به‌ ما امکان‌ می‌دهد چند گرایش‌ مشترک‌ را در علوم‌ مختلف‌ شناسایی‌ کنیم‌: نخست‌ علوم‌ انسانی‌ رشد کمّی‌ بسیار زیادی‌ یافت‌ (که‌ به‌ تخصصی‌شدن‌ افراطی‌ شاخه‌ها انجامید)؛ دوم‌ اینکه‌ انبوهی‌ از الگوها و روش‌ها پیدا شد (که‌ قرائت‌ یکسویه‌ را دشوار می‌کرد)؛ سوم‌ اینکه‌ رشته‌ها حرفه‌ای‌ شدند و جای‌ خود را در جامعه‌ باز کردند (که‌ البته‌ موفقیت‌ آنها نسبی‌ بوده‌ است‌).
 
تقسیم‌ کار تا کجا؟
برخورد نخست‌ که‌ کاملاً کمی‌ است‌ این‌ امکان‌ را فراهم‌ می‌کند که‌ رشد علوم‌ اجتماعی‌ و انسانی‌ را ملاحظه‌ کنیم‌. در ابتدای‌ قرن‌ حاضر، در جهان‌، جز تعدادی‌ کرسی‌های‌ تخصصی‌ در جامعه‌شناسی‌، روان‌شناسی‌ یا انسان‌شناسی‌ در دانشگاه‌ها به‌چشم‌ نمی‌خورد. امروزه‌ وضع‌ دگرگون‌ شده‌ است‌. ارقام‌ زیر اندازه‌ها را به‌دست‌ می‌دهد.
  در ایالات‌ متحده‌، متخصصان‌ در سازمان‌های‌ حرفه‌ای‌ قدرتمندی‌ گرد آمده‌اند. انجمن‌ امریکایی‌ روان‌شناسی‌ نزدیک‌ به‌ , 110 عضو دارد و , 000 13 عضو سازمانی‌ مشابه‌ به‌ نام‌ انجمن‌ امریکایی‌ روان‌شناختی‌ ، را بدان‌ افزود. تعداد سیاست‌شناسانی‌ که‌ در انجمن‌ امریکایی‌ علوم‌ سیاسی‌ نام‌نویسی‌ کرده‌اند، , باید 000 13 نفر می‌رسد . باز هم‌ در ایالات‌ متحده‌، جامعه‌شناسان‌ حرفه‌ای‌ 7 نفرند. فرانسه‌ به‌ , در دنیا به‌ 000 20 پژوهشگر و استاد علوم‌ انسانی‌ در دانشگاه‌های‌ خود دارد. دپارتمان‌ علوم‌ انسان‌ و جامعة‌ مرکز ملی‌ تحقیقات‌ علمی‌ (CNRS) 000 , بیش‌ از 000 2 پژوهشگر را در 400 واحد پژوهشی‌ گرد آورده‌ است‌. , تنهایی‌ 000
  از نظر انتشارات‌، ارقام‌ به‌ همین‌ نسبت‌ چشمگیرند: در فرانسه‌، هر ساله‌، چهار هزار جلد کتاب‌ در علوم‌ انسانی‌ به‌ چاپ‌ می‌رسد. در این‌ رقم‌، مقاله‌ها، مجله‌ها، رساله‌ها و گزارش‌های‌ تحقیقی‌ چاپ‌ نشده‌ (معروف‌ به‌ «ادبیات‌ سوخته‌») به‌حساب‌ نیامده‌اند. سالنامة‌ جهانی‌ مجلات‌ علوم‌ اجتماعی‌ که‌ از طرف‌ یونسکو انتشار می‌یابد بیش‌ از 1450 مجله‌ را نام‌ می‌برد.
 
جنگل‌وارگی‌ دانش‌ها
منظور از رشد جنگل‌واره‌ای‌ بی‌شک‌ انفجار شناخت‌ها است‌. قانون‌ رشد در اینجا برای‌ دانش‌ به‌کار برده‌ می‌شود. تقسیم‌ کار علمی‌ مستلزم‌ رشد و تنوع‌ شناخت‌ها است‌. در دنیای‌ امروز دیگر آدمی‌ همانند پیک‌ دو لا میراندول‌ وجود ندارد که‌ بتواند همة‌ معلومات‌ زمان‌ خود و حتی‌ رشتة‌ خود را در سر داشته‌ باشد، زیرا هر رشته‌ به‌ زیرزمینه‌هایی‌ تقسیم‌ شده‌ و تعداد بی‌شماری‌ از حوزه‌های‌ تخصصی‌ را تشکیل‌ می‌دهد. مثلاً، جامعه‌شناسی‌ به‌ جامعه‌شناسی‌ کار، سازمان‌ها، خانواده‌، تعلیم‌ و تربیت‌، دولت‌، شهر و از این‌ قبیل‌ تقسیم‌ شده‌ است‌؛ اقتصاد علمی‌ «پاره‌پاره‌ شده‌» است‌ و تخصص‌های‌ مالی‌ در کنار تخصص‌های‌ مربوط‌ به‌ توسعه‌ سر برآورده‌اند. اقتصاد توسعه‌ خود زیرقارّة‌ دانشی‌ است‌ که‌ به‌ نوبة‌ خود تخصص‌های‌ منطقه‌ای‌، بخشی‌ (کشاورزی‌، صنعتی‌ و غیره‌) را تشکیل‌ می‌دهد. در مورد روان‌شناسی‌، زبان‌شناسی‌ یا علوم‌شناختی‌ نیز بی‌تردید می‌توان‌ همین‌ مطلب‌ را به‌ زبان‌ آورد.
  وقتی‌ پژوهشگری‌ خود را «جامعه‌شناس‌» ساده‌ یا «زبان‌شناس‌» ساده‌ می‌خواند، باید مشخص‌ کند: «جامعه‌شناسی‌ خانوادة‌ متخصص‌ در مطالعة‌ صورت‌های‌ تازة‌ خویشاوندی‌»، یا «اقتصاد خرد، متخصص‌ در تجارت‌ بین‌المللی‌». نقطه‌نظرات‌ کلی‌ اغلب‌ با این‌ تخصص‌هاست‌ که‌ شکل‌ می‌گیرند. اگر ما «نقطة‌ قوت‌» خود را در تخصص‌مان‌ مشخص‌ می‌کردیم‌، بسیاری‌ از موضع‌گیری‌ها بهتر درک‌ می‌شد و بسیاری‌ از بحث‌ و جدل‌های‌ کاذب‌ از میان‌ می‌رفت‌.
  اثرات‌ تخصصی‌شدن‌ علوم‌ تضادهایی‌ به‌ دنبال‌ دارد. از سویی‌، تخصص‌ها امکان‌ تعمیق‌ شناخت‌ها را فراهم‌ می‌آورند. اما، از سوی‌ دیگر، کار پراکندگی‌ شناختی‌ و جمع‌بندی‌ آنها کار دشواری‌ می‌شود. آیا تخصصی‌شدن‌ بسیار پیشرفتة‌ حوزه‌های‌ پژوهشی‌ برای‌ نظریه‌های‌ عمومی‌ که‌ مدعی‌ هستند برای‌ پرسش‌های‌ بنیادی‌ علوم‌ اجتماعی‌ پاسخ‌های‌ کلی‌ در اختیار دارند، ناقوس‌ مرگ‌ را به‌ صدا درنمی‌آورد؟ نه‌ به‌طور کامل‌. همیشه‌ و در هر رشته‌ الگوهایی‌ توجیهی‌ که‌ ادعای‌ جهان‌ شمول‌ دارند، پیدا می‌شود. اما این‌ الگوها به‌ندرت‌ با تحقیقات‌ پیوند می‌خورند. یکی‌ از ادعاهای‌ علوم‌ انسانی‌ به‌ویژه‌ این‌ است‌ که‌ جدایی‌ بین‌ انواع‌ تحقیقات‌ پراکنده‌ و نظریه‌های‌ عمومی‌ بدون‌ پایه‌های‌ محکم‌ را از میان‌ بردارد؛ لیکن‌ ما از این‌ ادعا به‌دور می‌مانیم‌.
 
زرادخانه‌ای‌ از روش‌ها
به‌ موازات‌ تخصّصی‌شدن‌ علوم‌، محققان‌ تجربی‌ به‌ دنبال‌ تکنیک‌ها و روش‌های‌ تحقیقی‌ پیچیده‌ای‌ به‌ راه‌ افتاده‌اند. کاوش‌های‌ محلی‌، تجربیات‌ آزمایشگاهی‌، تک‌نگاری‌های‌ ظریف‌ و کشفیات‌ آماری‌ زرادخانه‌ای‌ از تکنیک‌های‌ کمابیش‌ شکل‌ گرفته‌ مانند تنظیم‌ پرسشنامه‌، تحلیل‌ محتوا، تحلیل‌ عاملی‌، آزمون‌های‌ روانی‌، الگوسازی‌های‌ ریاضی‌، مصاحبه‌های‌ بالینی‌ و غیره‌... همة‌ این‌ ابزارها جعبه‌ابزار پژوهشگر را تشکیل‌ می‌دهند.
 
از نظریه‌ها تا کاربرد آنها
گرایش‌ دیگری‌ به‌ اجتماعی‌کردن‌ علوم‌ انسانی‌ معطوف‌ است‌. تعلیم‌ و تربیت‌، روان‌درمانی‌ها، بازاریابی‌ها، استخدام‌ و عضوگیری‌، فعالیت‌های‌ مشاوره‌ای‌ (در روان‌شناسی‌ و مدیریت‌)، اداره‌، ترجمة‌ خودکار و غیره‌... اینها کارهایی‌ هستند که‌ به‌ کمک‌ شناخت‌ها و روش‌هایی‌ که‌ در شکم‌ علوم‌ انسانی‌ پرورش‌ یافته‌اند، انجام‌ می‌پذیرند. با این‌ همه‌، عبارت‌ «کاربرد» خیلی‌ مناسب‌ نیست‌ زیرا بین‌ علم‌ و عمل‌، میان‌ پژوهش‌ روان‌شناختی‌ و مثلاً تعلیم‌ و تربیت‌ یا بین‌ علم‌ اقتصاد و سیاست‌های‌ اقتصادی‌ به‌ ندرت‌ دیده‌ می‌شود.
  ناچار باید پذیرفت‌ که‌ میان‌ پژوهش‌ بنیادی‌ و نفع‌ عملی‌ علوم‌ انسانی‌ فاصلة‌ زیادی‌ وجود دارد. بی‌شک‌ یکی‌ دیگر از ادعاهای‌ علوم‌ انسانی‌ در همین‌جاست‌، یعنی‌ در آشتی‌دادن‌ نظریه‌ و عمل‌، درعین‌ رعایت‌ استقلال‌ هر یک‌ از آن‌ دو.
 
به‌ سوی‌ چندگانگی‌ توجیهی‌
پس‌ علوم‌ انسانی‌ امروزه‌ گستره‌ای‌ وسیع‌ از شناخت‌های‌ درعین‌حال‌ غنی‌، متنوع‌ و نامنظم‌ را تشکیل‌ می‌دهند. ما در اینجا از تصویر شفاف‌ علمی‌ یکدست‌ و جمع‌وجور به‌دوریم‌ و در گرداب‌ هرج‌ومرج‌گونة‌ پژوهش‌ها، داده‌ها، الگوها، فرضیه‌ها و از این‌ قبیل‌ دست‌ و پا می‌زنیم‌. سررشتة‌ کار از دست‌ رشته‌ها دررفته‌ است‌.
  آیا این‌ وضعیت‌ منبع‌ غنای‌ علوم‌ است‌ یا نشانة‌ ناپختگی‌ آنها؟ به‌هر تقدیر، نبود وحدت‌ در علوم‌انسانی‌، ترسیم‌ حدود و ثغور آنها و پیشرفت‌ واقعی‌ هر یک‌ را دشوار می‌کند. برای‌ مقابله‌ با این‌ نشو و نمای‌ جنگل‌وار الگوها و تحقیقات‌ است‌ که‌ کتاب‌ حاضر به‌ رشتة‌ تحریر درآمده‌ است‌. موضعی‌ که‌ ما در اینجا از آن‌ دفاع‌ می‌کنیم‌ «چندگانگی‌ توجیهی‌» است‌ که‌ آن‌ را بر پایة‌ اصول‌ زیر تشریح‌ خواهیم‌ کرد:
ــ تنوع‌ برخوردها، الگوها، روش‌ها به‌ پیچیدگی‌ واقعیت‌ پاسخ‌ می‌دهد. برای‌ توجیه‌ یک‌ پدیدة‌ اجتماعی‌ یا انسانی‌ــ اعم‌ از خواب‌، پول‌، امور جنسی‌، کار و از این‌ قبیل‌ــ چندین‌ زاویة‌ دید ممکن‌ وجود دارد. یک‌ مثال‌ ساده‌ می‌آوریم‌: مثال‌ مدهای‌ لباس‌. پوشاک‌ می‌تواند به‌وسیلة‌ اقتصاددان‌ مورد مطالعه‌ قرار گیرد، زیرا تعیین‌ بهای‌ کالا، شرایط‌ تولید آن‌، تحول‌ بازار مواد پوشاکی‌ و غیره‌ برای‌ وی‌ جالب‌ خواهند بود؛ مورخ‌ می‌تواند تاریخ‌ مدها و سبک‌های‌ لباس‌ را مورد مطالعه‌ قرار دهد؛ انسان‌شناس‌ به‌ دلایلی‌ که‌ سبب‌ می‌شوند مردان‌ پیراهن‌ بلند نپوشند و زنان‌ کراوات‌ نزنند می‌پردازد؛ معناشناس‌ معنای‌ پنهان‌ رنگ‌های‌ مختلف‌ پارچه‌ را می‌کاود و....
ــ در بطن‌ هر رشته‌، پراکندگی‌ الگوها به‌چشم‌ می‌خورد: هر یک‌ از رشته‌ها چهره‌ای‌ از واقعیت‌ را بزرگ‌ می‌کنند و بعضی‌ جنبه‌های‌ دیگر آن‌ را که‌، برعکس‌، الگوهای‌ دیگر بر آن‌ تمرکز می‌کنند، کنار می‌گذارند. برخورد کلی‌ با واقعیت‌ مستلزم‌ توجه‌ به‌ چندین‌ الگو و مقایسة‌ آنها با هم‌ است‌.
ــ قبل‌ از آنکه‌ به‌ اختصار نظریه‌ها و الگوها را در برابر هم‌ قرار بدهیم‌، بی‌مناسبت‌ نیست‌ که‌ هر یک‌ از آنها را در فضای‌ خود، در قالب‌ طراحی‌ شدة‌ خود و در برنامة‌ تحقیقی‌ خاص‌ خود ببینیم‌. چنانچه‌ ما به‌ قرائت‌های‌ مختلف‌ برای‌ هر پدیده‌ توجه‌ می‌کردیم‌ و از جان‌ کلام‌ آن‌ تعریفی‌ به‌دست‌ می‌دادیم‌، بسیاری‌ از منازعات‌ بی‌پایه‌ و اساس‌ دلیل‌ وجودی‌ خود را از دست‌ می‌دادند.
  این‌ همان‌ عینکی‌ است‌ که‌ ما در این‌ کتاب‌ به‌ چشم‌ زده‌ایم‌.
 
راهنمای‌ مطالعة‌ کتاب‌
در این‌ کتاب‌ تلاش‌ شده‌ است‌ تا گوناگونی‌ علوم‌ انسانی‌ رعایت‌ شود. بی‌شک‌، لازم‌ بود در این‌ پهن‌دشت‌ علمی‌ دست‌ به‌ انتخاب‌ بزنیم‌. اصولی‌ که‌ بر تحریر اثر حاضر حاکم‌ بوده‌ است‌ عبارت‌اند از:
ــ ارائه‌ نقشه‌ای‌ از زمینه‌ها در رشته‌های‌ اصلی‌ که‌ «شاهراه‌های‌» علوم‌ انسانی‌ را ترسیم‌ می‌کنند.
ــ تشخیص‌ میان‌ آنچه‌ در حد فرضیه‌ها مطرح‌ می‌شود و آنچه‌ به‌ شناخت‌های‌ مطمئن‌ مربوط‌ می‌شود، میان‌ آثار «کلاسیک‌» و گرایش‌های‌ کنونی‌ در تحقیقات‌ و سرانجام‌ میان‌ مفاهیم‌ استوار و حکم‌ و امثلة‌ نمایشی‌.
ــ سعة‌ صدر در برابر پراکندگی‌ نقطه‌نظرها و برخوردها: تنها موضعی‌ که‌ من‌ با جدیت‌ از آن‌ دفاع‌ کرده‌ام‌ نداشتن‌ موضع‌ بوده‌ است‌.
اینها اهداف‌ کتاب‌ بود. در مورد مطالعة‌ آن‌ می‌توان‌ آن‌ را به‌ سه‌ روش‌ مورد استفاده‌ قرار داد:
ــ نخستین‌ خط‌ راهنما همانا قرائت‌ بی‌وقفة‌ فصول‌ یکی‌ پس‌ از دیگری‌ است‌ (ترتیب‌ فصول‌ به‌ سلیقه‌ و میزان‌ علاقة‌ خواننده‌ واگذار می‌شود). ما نیز مانند گاستون‌ باشلار عقیده‌ داریم‌ که‌ « هر شناخت‌ در پاسخ‌ به‌ پرسشی‌ فراهم‌ آمده‌ است‌ »، من‌ هر بخشی‌ از کتاب‌ را با طرح‌ چند پرسش‌ بنیادی‌ که‌ زمینة‌ شناخت‌ را شکل‌ می‌دهند، به‌ رشتة‌ تحریر درآورده‌ام‌؛
ــ روش‌ استفادة‌ دیگر از کتاب‌، مانند استفاده‌ از یک‌ دایرة‌المعارف‌ کوچک‌ است‌. در این‌ صورت‌، چندین‌ مدخل‌ وجود دارد: مدخل‌ نویسندگان‌، مدخل‌ مفاهیم‌، الگوها، زیرزمینه‌ها. فهرست‌ جزئیات‌ مطالب‌ و نمایه‌ها راهنماهای‌ خوبی‌ هستند؛
ــ سومین‌ قرائت‌ ممکن‌، پرواز برفراز کادرها، بخش‌های‌ فرعی‌ و پاراگراف‌هاست‌. هر یک‌ از این‌ قسمت‌ها طوری‌ تهیه‌ و ارائه‌ شده‌اند که‌ مطالعة‌ آنها می‌تواند به‌طور جداگانه‌ انجام‌ گیرد. پرسه‌زدن‌ در خیابان‌ها و کوچه‌های‌ کتاب‌ هم‌ راهی‌ است‌ که‌ به‌ سوی‌ علم‌ می‌برد.
 
فهرست‌ مطالب‌
پیش‌گفتار (ترجمة‌ مرتضی‌ کتبی‌)  17
  کشف‌ عالمی‌ از شناخت‌ها  17
  یک‌ طرح‌ بنیانگذار  19
  تشکیل‌ کهکشان‌ رشته‌ها  21
  قرن‌ بیستم‌: رشد گیاهواره‌ای‌  22
  از نظریه‌ها تا کاربرد آنها  24
  به‌ سوی‌ چندگانگی‌ توجیهی‌  24
  راهنمای‌ مطالعة‌ کتاب‌  25
انسان‌شناسی‌: در قلب‌ جوامع‌ انسانی‌ (ترجمة‌ ناصر فکوهی‌)  27
  در جست‌وجوی‌ انسان‌  27
   ثبات‌ و گوناگونی‌ فرهنگ‌ها  27
   بنیان‌های‌ جوامع‌  28
   نگاه‌ بر دیگری‌ و... بر خود  28
  تاریخچه‌ و جریان‌های‌ انسان‌شناسی‌  29
   قرون‌ وسطا و نوزایی‌: نگاهی‌ بر «وحشی‌ها»  29
   قرن‌ هجدهم‌: زایش‌ «علم‌ انسان‌»  31
    انسان‌شناسیِ طبیعت‌ شناسان‌  31
    یک‌ انسان‌شناسی‌ فلسفی‌  32
    نخستین‌ مأموریت‌های‌ مردم‌نگارانه‌  33
    نگاهی‌ جدید به‌ موقعیت‌ انسانی‌  33
   از قرن‌ نوزدهم‌ تا قرن‌ بیستم‌: از تطور تا ساختار  34
    تطورگرایی‌: پیشرفت‌ جوامع‌ انسانی‌  34
    انسان‌شناسی‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌  37
    مکتب‌ اشاعه‌گرا: کشف‌ پهنه‌های‌ فرهنگی‌  38
    فرهنگ‌گرایی‌: شکل‌گیری‌ شخصیت‌ به‌وسیلة‌ فرهنگ‌  39
    کارکردگرایی‌: نهادها به‌ چه‌ کار می‌آیند؟  40
    انسان‌شناسی‌ و مردم‌شناسی‌ فرانسه‌  44
   چند گرایش‌ در انسان‌شناسی‌ کنونی‌  46
    معیارشناسی‌ فرهنگی‌، جامعه‌ـزیست‌شناسی‌، نو تطورگرایی‌  46
    انسان‌شناسی‌ «تفسیری‌»  48
  خویشاوندی‌، قدرت‌، دین‌...  48
   مطالعه‌ بر جوامع‌ ابتدایی‌  49
   انسان‌شناسی‌ خویشاوندی‌  52
    ممنوعیت‌ ازدواج‌ با محارم‌ و برون‌ همسری‌  52
    مطالعة‌ ازدواج‌ و اشکال‌ وصلت‌  53
    مطالعة‌ رابطة‌ فرزندی‌  54
    نظام‌های‌ خویشاوندی‌: «تو برادر من‌ هستی‌!»  55
   انسان‌شناسی‌ سیاسی‌: زایش‌ قدرت‌ و اشکال‌ آن‌  56
    گونه‌های‌ سازمان‌ سیاسی‌  58
    پیدایش‌ دولت‌  60
   ادیان‌، مناسک‌، اسطوره‌ها و اندیشة‌ وحشی‌  61
    زایش‌ ادیان‌  61
    اسطوره‌ها  63
    جادو و رازهایش‌  65
    اندیشة‌ وحشی‌  66
زبان‌شناسی‌: معمای‌ زبان‌ (ترجمه‌ جلال‌الدین‌ رفیع‌فر)  69
  طبیعت‌ـمنشأ و تاریخ‌ زبان‌ها  70
   ارتباط‌ حیوانی‌  70
    راه‌های‌ برقراری‌ ارتباط‌: دیدن‌، لمس‌کردن‌، حس‌کردن‌، شنیدن‌  71
    حیوانات‌ دربارة‌ چه‌ صحبت‌ می‌کنند؟  73
   زبان‌ انسان‌ و زبان‌ حیوان‌  74
    تولید صدای‌ دو مخرجی‌  74
    خلاقیت‌ انسانی‌  74
  اسرار بابل‌، تحول‌ و تنوع‌ زبان‌ها  76
   زبان‌های‌ جهان‌  77
   منشأ مبهم‌ هندواروپایی‌  79
  زبان‌ و عملکردهایش‌  81
   در جست‌وجوی‌ یک‌ جبر در زبان‌  81
   آناتومی‌ و فیزیولوژی‌ زبان‌  82
    آواشناسی‌: علم‌ شناخت‌ اصوات‌  82
    کارکرد زبان‌ از دید رُومن‌ یاکوبسن‌  84
   در پی‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ دستور زبان‌ جهانی‌  85
    نوام‌ چامسکی‌ و دستورزبان‌ زایشی‌  85
    بن‌بست‌های‌ صورت‌گرایی‌  86
  گفتار و موارد استفادة‌ آن‌  87
   پراگماتیک‌: قدرت‌ عمل‌ با واژه‌ها  87
    آستین‌ و اعمال‌ زبانی‌  87
    نقدی‌ بر کاربردشناسی‌  88
   تجزیه‌ و تحلیل‌ گفت‌وگو: چگونه‌ آدم‌ها با یکدیگر تبادل‌ می‌کنند  88
   زبان‌شناسی‌ اجتماعی‌: تنوع‌ زبان‌ برحسب‌ محیط‌های‌ مختلف‌  90
  ارتباط‌ و رمز و رازش‌  90
   پیام‌ اغلب‌ دوپهلو و مبهم‌ است‌  91
    الگوی‌ تلگرافی‌ یک‌ ارتباط‌  91
    فراارتباط‌ و مراحل‌ آن‌  92
    نشانه‌شناسی‌ و علائم‌ دو پهلو  92
    اشاره‌ در مکالمه‌  93
    قدرت‌ رسانه‌  94
   یک‌ گیرنده‌ هرگز منفعل‌ نیست‌  95
    روان‌شناسی‌ شناختی‌ و پالایش‌ ذهنیات‌  95
    رسانه‌ها و برخورد (متواضع‌) آنها  96
   شروط‌ ضمنی‌ در ارتباطات‌  97
    اطلاع‌دادن‌ یا سرگرم‌ کردن‌  97
    جایگاه‌ و حالت‌ خویشتن‌  97
    ارتباط‌ اقناعی‌  98
    تنظیم‌کردن‌ ارتباطات‌  99
   یک‌ مورد فلسفی‌ و عملی‌  99
  حکایت‌ یا هنر نقل‌ داستان‌  100
   یک‌ حکایت‌ چیست‌؟  100
    یک‌ صحنه‌  100
    یک‌ ماجرا  101
   رمز تولید روایات‌  101
    زمانی‌ که‌ خواننده‌ تاریخ‌ را دوباره‌ می‌سازد...  102
روان‌شناسی‌: اسرار روان‌ (ترجمة‌ مرتضی‌ کتبی‌)  105
  صورت‌های‌ سه‌گانة‌ روان‌شناسی‌  105
  رموز تفکر  108
   ادراک‌: صافی‌ واقعیت‌  109
    انتخاب‌ خبر: اثر «مهمانی‌ شلوغ‌»  110
    نظریة‌ گشتالت‌ یا شکل‌بندی‌ جهان‌  111
    بینش‌ سه‌ زمانة‌ دیوید ک‌. مار  112
   حافظه‌ و اسرار آن‌  114
    انواع‌ حافظه‌ها  114
    گذشتة‌ بازسازی‌ شده‌  114
    حافظه‌ و انگیزه‌: «اثر زیگارنیک‌»  116
   یادگیری‌ و قوانین‌ آن‌  117
    چندین‌ راه‌ برای‌ آموختن‌ وجود دارد  117
    یادگیری‌ در حضور جمع‌: الگوها و قهرمان‌ها  119
   هوش‌ و هنر فکر کردن‌  120
    برخورد روان‌سنجی‌: بهرة‌ هوشی‌  120
    برخورد رشدی‌  121
    آیا چندین‌ شکل‌ هوشی‌ وجود دارد؟  124
    نظریة‌ سه‌ طاقة‌ روبرت‌ استرنبرگ‌  125
    هوارد گاردنر و هوش‌های‌ چندگانه‌  125
    حل‌ مسائل‌ و هوش‌ مصنوعی‌  126
  حیات‌ عاطفی‌  126
   انگیزه‌ها، فنرهای‌ رفتار  126
    «نیازهای‌ اولیه‌»، نه‌ چندان‌ هم‌ اولیه‌  127
    «مرکز لذت‌»  128
    میل‌ به‌ شناختن‌  129
    امور جنسی‌ و قانون‌ جادویی‌ میل‌  129
    وابستگی‌، نیازی‌ ویژه‌  129
    انگیزه‌های‌ اجتماعی‌: اثبات‌ خود  130
    هرم‌ نیازها  131
    نوعی‌ فلسفة‌ عواطف‌  132
    درهم‌تنیدگی‌ محرک‌های‌ اجتماعی‌  132
   چهرة‌ پنهان‌ هیجانات‌  133
    «بخندید، خوشبخت‌ خواهید شد»: فرضیة‌ جیمزـلانژ  133
    چگونه‌ ترس‌ را بازی‌ کنیم‌  134
   هیجانات‌ به‌ چه‌ درد می‌خورند؟  135
    آیا در کنار بهرة‌ هوشی‌، بهرة‌ هیجانی‌ وجود دارد؟  135
    اندوه‌ و ترحم‌  136
   شخصیت‌  138
    هزار و یک‌ ویژگی‌ شخصیت‌  138
    دو نوع‌ رابطه‌ با عالم‌: درون‌نگر و برون‌نگر  140
  برخوردهای‌ گوناگون‌ در روان‌شناسی‌  142
   برخورد زیستی‌  142
   برخورد رفتاری‌  143
   برخورد شناختی‌  143
   برخورد روان‌کاوی‌  144
آسیب‌شناسی‌ روانی‌: در قلب‌ جنون‌ (ترجمة‌ مرتضی‌ کتبی‌)  147
  بیماری‌های‌ روانی‌  147
   چهره‌های‌ جنون‌  148
    در خود فرورفتگی‌: مورد لوک‌ کوچولو  148
    اسکیزوفرنی‌ یا ذهن‌ پاره‌پاره‌  149
    هذیان‌ پارانویایی‌  150
    اغتشاشات‌ وسواسی‌ گریبانگیر: از «مرد موش‌ها» به‌ «مرد صداها»  151
    اغتشاشات‌ دو وجهی‌: شیدایی‌ـافسردگی‌  152
    چند اغتشاش‌ عجیب‌  153
   چگونه‌ اغتشاشات‌ ذهنی‌ را دسته‌بندی‌ کنیم‌؟  153
  روان‌کاوی‌ و سرنوشت‌ آن‌  155
   روان‌شناسی‌ ژرفاها  155
    نظریة‌ فشارهای‌ درونی‌  158
    نظریة‌ شخصیت‌  161
   تاریخچة‌ جنبش‌ روان‌کاوی‌  162
    مخالفت‌ها و انشعابات‌: آ. آدلر و ک‌. گ‌. یونگ‌  163
    گسترش‌ افکار فروید  164
   انتقادها و پرسش‌ها  165
    آیا کار روان‌کاوی‌ علمی‌ است‌؟  165
    درمان‌ به‌ چه‌ درد می‌خورد؟  166
    آیندة‌ روان‌کاوی‌ چگونه‌ است‌؟  167
  فوران‌ روان‌ درمانی‌ها  168
   رونق‌ درمان‌های‌ جدید  169
    آیا روان‌ درمانی‌ها مؤثرند؟  170
   رشد شخصی‌: هنر ادارة‌ زندگی‌ خود  172
    به‌ روشنی‌ کشیدن‌ سناریوهای‌ ناخودآگاه‌  172
    چگونه‌ تغییر کنیم‌؟  174
    به‌ کارگیری‌ پیام‌های‌ تازه‌  174
    تکنیک‌های‌ «برنامه‌ریزی‌ مجدد»  175
علوم‌شناختی‌: از مغز تا ذهن‌ (ترجمة‌ مرتضی‌ کتبی‌)  179
  انقلاب‌ شناختی‌  179
   پیدایش‌ علوم‌ جدید  180
   پیوند میان‌ پنج‌ رشته‌  181
    آیا به‌سوی‌ هوش‌ مصنوعی‌ پیش‌ می‌رویم‌؟  181
    روان‌شناسی‌ شناختی‌: رموز دانایی‌  181
    زبان‌شناسی‌ و «دستور زبان‌ تفکر»  184
    علوم‌ عصبی‌ و تجسس‌ مغز  184
    فلسفة‌ روح‌  185
   ابری‌ از ستارگان‌ نامتجانس‌  186
  الگوهای‌ تفکر: محاسبه‌ یا بالبداهگی‌؟  186
   کامپیوتاسیونیسم‌: تفکر یعنی‌ محاسبه‌  186
   پیوندگرایی‌: تفکر ناگهانی‌  188
   نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ الگوها  189
  از مغز تا رایانه‌  189
   علوم‌ عصبی‌: نظری‌ ژرف‌ به‌ اعماق‌ مغز  190
    معماری‌ مغز و سطوح‌ سازمانی‌ آن‌  190
    مرکز نمونه‌ یا مدول‌بندی‌  193
    داروینیسم‌ نورونی‌: «انتخاب‌ طبیعی‌» درسر  194
    محدودیت‌های‌ علوم‌ عصبی‌  195
   هوش‌ مصنوعی‌: آیا رایانه‌ می‌تواند فکر کند؟  196
    طرح‌ عظیم‌  197
    موانع‌ غیرمنتظره‌  198
    چگونه‌ به‌ نمادها «معنا» ببخشیم‌؟  198
    زمینه‌های‌ کنونی‌ هوش‌ مصنوعی‌  201
روان‌شناسی‌ اجتماعی‌: سلطة‌ جامعه‌ بر فرد (ترجمة‌ مرتضی‌ کتبی‌)  205
  فرد و جامعه‌  206
   از نظریه‌ تا آزمایش‌  206
   کورت‌ لوین‌ و پویایی‌ گروه‌ها  209
    نظریة‌ حوزه‌ها  209
    پویایی‌ گروه‌ها  209
  هویت‌ و نقش‌های‌ اجتماعی‌  211
   تشکیل‌ هویت‌  211
   نقش‌ها و صحنه‌ آرایی‌ اجتماعی‌ آنها  212
  باورها و تصاویر ذهنی‌ اجتماعی‌  213
   گرایش‌ها و جاافتادگی‌ افکار  213
   پیش‌داوری‌ها و افکار قالبی‌: ریشه‌های‌ نژادپرستی‌  214
   تصاویر ذهنی‌ اجتماعی‌ و تفکر معمول‌  216
    اسناد علّی‌: تقصیر از کیست‌؟  217
    تفکر معمول‌  218
    مقوله‌بندی‌ اجتماعی‌: «آنها مثل‌ ما نیستند!»  219
  روابط‌ اجتماعی‌  221
   هنجارها و انحراف‌ها: هنر خودنمایی‌ یا برعکس‌  221
    انحراف‌: از ناهمگرایی‌ تا طغیان‌  222
   مکانیسم‌های‌ نفوذ  222
    «اثر اَش‌» یا همگرایی‌ با گروه‌  223
    متابعت‌ از اقتدار: آزمایش‌ استانلی‌ میلگرام‌  223
    تقلید از الگوها  225
جامعه‌شناسی‌: شکل‌گیری‌ جوامع‌ انسانی‌ (ترجمة‌ ناصر فکوهی‌)  227
  چگونه‌ جامعه‌ را مطالعه‌ کنیم‌؟  227
   توصیف‌ واقعیت‌ها  228
    از آمار... تا ترسیم‌ خلق‌وخوی‌ها  229
   سازمان‌دهی‌ داده‌ها  231
   در جست‌وجوی‌ علت‌ها  234
   نظریه‌های‌ بزرگ‌، نظریه‌های‌ کوچک‌  237
    «نظریة‌ عالی‌»  237
    نظریه‌های‌ ردة‌ میانی‌  238
  تکثر الگوها  239
   جامعه‌شناسی‌، فرزند مدرنیته‌  239
    نسل‌ اول‌: پیشگامان‌  242
    نسل‌ دوم‌: بنیانگذاران‌  245
   سه‌ قطب‌ جامعه‌شناسی‌ معاصر  252
    کلان‌ـجامعه‌شناسی‌: جامعه‌ زیر نگاه‌ یک‌ تلسکوپ‌  253
    خُردـجامعه‌شناسی‌: جامعه‌ زیر نگاه‌ ذره‌بین‌  254
    میان‌ـجامعه‌شناسی‌: گروه‌های‌ اجتماعی‌ و سازمان‌ها  256
    به‌ سوی‌ یک‌ تألیف‌  257
  دو پرسش‌ بنیادین‌  261
   در اساس‌ پیوند اجتماعی‌  262
    الزام‌ و استیلا: آیا جامعه‌ یک‌ زندان‌ است‌؟  262
    قرارداد: آیا جامعه‌ به‌ یک‌ بازی‌ پوکر شباهت‌ دارد؟  263
   قشربندی‌ اجتماعی‌: پلکانِ جامعه‌  271
    طبقات‌ اجتماعی‌: حضور همه‌ جانبه‌ اما ناپیدا...  271
    اقشار و طبقات‌ اجتماعی‌ شغلی‌  273
    موزاییک‌ جماعت‌ها و تکثر تعلق‌ها  274
    سبک‌ زندگی‌  274
اقتصاد: نظم‌ها و بی‌نظمی‌ها (ترجمة‌ ناصر فکوهی‌)  277
  میدان‌ اقتصاد  277
   رویکرد اقتصاد خُرد: الگوهای‌ بازار و بازار الگویی‌  278
    یک‌ اقتصاد «خالص‌»، بیش‌ از اندازه‌ خالص‌...  279
   رویکرد اقتصاد کلان‌: اقتصاد ملت‌ها  282
   رویکرد اجتماعی‌ـاقتصادی‌: اقتصاد در ارتباط‌ با جوامع‌  283
  اقتصاد بازار چگونه‌ عمل‌ می‌کند؟  285
   یک‌ منطق‌ نظامینه‌ (سیستمیک‌)  286
   بازخورد: دورهای‌ باطل‌ و دورهای‌ ثمربخش‌  288
    سازوکارهای‌ تنظیم‌  289
    اثرات‌ تشدیدکننده‌  289
    بازخوردهای‌ اختلال‌دهنده‌  289
    سازوکارهای‌ چرخه‌ای‌ نوسانی‌  290
   رفتارــ کم‌وبیش‌ قابل‌ پیش‌بینی‌ــ عامل‌ها  290
   تداخل‌ زیرنظام‌ها  291
    اقتصاد «بسترمند» در امر اجتماعی‌  291
   بازار یا دولت‌، بحث‌ بزرگ‌ قرن‌ بیستم‌  292
    «آزادی‌ کم‌ و بیش‌ بازار»  292
    دولت‌ و دولت‌ رفاه‌  293
  جریان‌های‌ اندیشه‌  294
   «کلاسیک‌»ها و هماهنگی‌ بازار  295
   مارکسیست‌ها و نقد سرمایه‌داری‌  299
   نهایی‌گرایان‌ و اقتصاد معادله‌ها  301
   عصر کینزگرایی‌  304
   توسعه‌، بحران‌ و تداوم‌ کینزگرایی‌  305
   طرفداران‌ کنونی‌ آزادی‌ مطلق‌ اقتصاد  306
   از دگراندیشان‌ تا «اقتصاددانان‌ اجتماعی‌»  308
   نگاهی‌ بر اندیشة‌ اقتصادی‌ کنونی‌  311
پیش‌ از تاریخ‌: خاستگاه‌ انسان‌ (ترجمة‌ جلال‌الدین‌ رفیع‌فر)  313
  درخت‌ تبارشناختی‌ انسان‌  314
   جد مشترک‌ انسان‌ و میمون‌  314
   خانوادة‌ استرال‌ اپتیک‌ها  314
   و حالا انسان‌  316
   و نوع‌ انسان‌ «اندیشمند» می‌شود...  317
 
  سرچشمة‌ خانواده‌، قدرت‌، مذهب‌...  320
   بنیاد جامعه‌ها  321
    جامعه‌ یک‌ اختراع‌ انسانی‌ نیست‌  321
    منشأ خانواده‌ برای‌ ما ناشناخته‌ است‌  322
    تکنیک‌ و ابزار ذهنی‌  322
   انفجار قلمرو و پهنه‌ فرهنگی‌  324
    ابداع‌ زبان‌  324
    تولد اندیشه‌  324
    دوران‌ کودکی‌ هنر  325
   آیا انقلاب‌ نوسنگی‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌؟  328
 
تاریخ‌: در جست‌وجوی‌ گذشته‌ (ترجمة‌ جلال‌الدین‌ رفیع‌فر)  329
 
  تاریخچه‌ای‌ کوتاه‌ از تاریخ‌  329
   یک‌ اختراع‌ یونانی‌  329
    هرودوت‌، وقایع‌نگار بزرگ‌ جنگ‌های‌ مربوط‌ به‌دورة‌ مادها  329
    توسیدید و جنگ‌ پلُوپونس‌  331
    نوعی‌ نگاه‌ جدید به‌ گذشته‌  332
   تولد دوبارة‌ یک‌ گونه‌  332
   قرن‌ نوزدهم‌: دورة‌ سنتز و مکاتب‌ ملی‌  333
   تاریخ‌نگاری‌ در قرن‌ بیستم‌  334
 
  تاریخ‌ به‌ چه‌ کار می‌آید؟  337
   تاریخ‌ و حافظة‌ ملی‌  338
   تاریخ‌ـروایت‌  340
    از تاریخ‌ـروایت‌ تا تاریخ‌ـمسئله‌  340
    کجا می‌توان‌ تاریخ‌ـروایت‌ را بار دیگر کشف‌ کرد  341
   حرفة‌ مورخی‌  342
    عشق‌ ورزیدن‌ به‌ اسناد تاریخی‌  343
    بخش‌بندی‌ زمان‌  344
    سه‌ دورة‌ برودل‌  345
 
  تاریخ‌ در کارگاه‌  345
   انقلاب‌ فرانسه‌ و تفسیرهای‌ آن‌  346
   یک‌ کارگاه‌ فعال‌: سرچشمه‌های‌ انقلاب‌ صنعتی‌  349
    دانش‌ کلی‌ دربارة‌ انقلاب‌ صنعتی‌  350
    تجزیه‌ و تحلیل‌ پژوهش‌های‌ تخصصی‌  351
 
جغرافی‌: محیط‌ و انسان‌ها (ترجمة‌ جلال‌الدین‌ رفیع‌فر)  353
 
  جغرافی‌دانان‌ چگونه‌ به‌ جهان‌ می‌نگرند  353
   منطق‌ محیط‌ (فضا)  353
   قلمرو یک‌ رشتة‌ علمی‌... از درون‌ یک‌ سرزمین‌  355
 
  صورت‌برداری‌ از جهان‌  356
   جغرافیا، زاییدة‌ سفرها و نقشه‌ها  356
   الکساندر فون‌ هُومبُولت‌ــ جهانگرد و دانشمند  357
 
  تأثیر محیط‌ زیست‌ بر روی‌ زندگی‌ انسان‌ها  359
   آیا چیزی‌ به‌ نام‌ جبر محیط‌ وجود دارد؟  360
 
  جغرافیای‌ «نوین‌» و مدل‌های‌ سلیقه‌ای‌  361
   چرا شهرها وجود دارند؟  362
   جغرافیای‌ «انتقادی‌» و جغرافیای‌ انسانی‌  363
 
فلسفه‌: در جست‌وجوی‌ معنا (ترجمة‌ ناصر فکوهی‌)  365
 
  سه‌ چهرة‌ فلسفه‌  367
   پرسمانی‌ انتقادی‌؟  367
   در جست‌وجوی‌ حقیقت‌؟  367
   هنری‌ برای‌ زیستن‌؟  369
   حوزه‌های‌ کنونی‌ فلسفه‌  369
 
  فلسفة‌ شناخت‌: «چه‌ می‌توانم‌ بشناسم‌؟»  370
   اندیشه‌ چیست‌؟  370
    تجربه‌گرایی‌: جهان‌ به‌ همان‌ گونه‌ای‌ است‌ که‌ آن‌ را می‌بینیم‌  370
    ذهنی‌گرایی‌: جهان‌ به‌ گونه‌ای‌ است‌ که‌ هر کس‌ آن‌ را باز می‌سازد  371
    پدیدارشناسی‌: منِ «فروافکنده‌» در جهان‌  374
   طبیعتِ علم‌  375
 
  فلسفة‌ اخلاقی‌: «چه‌ باید بکنم‌؟»  378
   در جست‌وجوی‌ سعادت‌  378
   اخلاق‌ در جست‌وجوی‌ بنیان‌های‌ خویش‌  380
    تناقض‌های‌ اخلاق‌ معاصر  381
 
  فلسفة‌ سیاسی‌: «چه‌ می‌توانم‌ آرزو کنم‌؟»  382
   سرچشمه‌های‌ قدرت‌  382
    آیا ماکیاول‌ خود واقعاً ماکیاولیست‌ بود؟  382
    «بردگی‌ خود خواسته‌»  383
    قرارداد اجتماعی‌: هنر زندگی‌ مشترک‌  384
   بر سر دو راهی‌هایِ آزادی‌  386
    زایش‌ دولت‌ حق‌  387
   چگونه‌ عدالت‌ و آزادی‌ را با یکدیگر سازش‌ دهیم‌؟  387
 
  «انسان‌ چیست‌؟»  389
   به‌ سوی‌ یک‌ انسان‌شناسی‌ فلسفی‌؟  389
   مفاهیم‌ ماهیت‌ انسانی‌  391
    مفهوم‌ عقلگرا  392
    مفهوم‌ طبیعت‌گرا  392
    مفهوم‌ سودمندگرا  392
    مفهوم‌ پرومته‌ای‌  393
    مفهوم‌ حیات‌گرا  393
    مفهوم‌ اگزیستانسیالیست‌  393
    مفهوم‌ پیچیده‌ و تراژیک‌  394
 
  فلسفة‌ امروز  395
   پرسش‌های‌ معاصر  395
    بحران‌ عقل‌  396
    عمل‌گرایی‌، ارتباط‌ و پیچیدگی‌  396
    در جست‌وجوی‌ یک‌ انسان‌گرایی‌ جدید  397
    از علوم‌ روح‌ تا فلسفة‌ حق‌...  397
 
واژه‌نامه‌  401
فهرست‌ قبایل‌، مکان‌ها، و...  421
فهرست‌ اعلام‌ 
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 2:55 AM  توسط م.ک.  |