تبليغاتX
مثبت من - زنان واقعيتى كه بايد پذيرفت

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

185346.jpg
تاريخ، اين يگانه قاضى عادل، بى هيچ بى طرفى و غرض ورزى، گواهى مى دهد كه زنان و مردان نامدارى را به چشم خود ديده است. انسان هايى كه با حضور خود، تغيير و تحولات ارزشمندى را برجاى گذاشتند. همچنين در گذر قرن ها و شكل گيرى تمدن هاى بزرگ، در دوره هاى مختلف زمانى، زن و مرد با هم و در كنار هم آفريننده بودند. اما به نظر شما، چه عواملى باعث شد كه در اوايل قرن ،۱۹ جنبشى به اسم جنبش زنان، براى احقاق حق شكل بگيرد؟ چرا زنان به اين نتيجه مى رسند كه مكان و زمانى كه در آن زيست مى كنند، مردانه است؟ و مردان نمى خواهند اين همكارى و تعاون و حركت موازى را در ساختن جامعه انسانى بپذيرند؟ و نكته برجسته و مهم تر از آن، چرا در برابر جنبش زنان، چنين صف آرايى هاى خصمانه اى شكل گرفته است؟ البته در كشورهاى توسعه يافته، اين امر به حداقل رسيده است، اما افسوس كه در كشورهاى در حال توسعه، وضع دردناك و اندوه بار است.
اگر بپذيريم كه هر عمل اشتباه و خطايى ناشى از نادانى و عدم آموزش است، حداقل به مردان سرزمين خودم ايران، پيشنهاد مى كنم كه بياييم و زنان را نه با تصورات قالبى و به ارث رسيده بلكه به عنوان واقعيتى انسانى بشناسيم. عبور از گذرگاه اين جهل، آينده بهتر و روشن ترى را براى تمدن و فرهنگ ايرانى، ترسيم مى كند. كتاب «روانشناسى زنان» كه عنوان فرعى «نقش زنان در تجربه بشرى» را به همراه دارد، كمك شايانى در شناخت اين موضوع مى كند. البته كتاب در كليت خودش و نتايج پژوهش هايى كه در فصل هاى آن ارائه شده اند، مبتنى بر جامعه آمريكا است. بنابراين موقعيت زنان را در يك جامعه فرا صنعتى بررسى كرده و زنان كشورهاى در حال توسعه را پوشش نمى دهد. اگر مترجم فرهيخته، مى توانست در پاورقى كتاب، در كنار آمارهايى كه جانت شيبلى هايد از موقعيت زنان در جامعه آمريكا ارائه كرده، آمارهاى به دست آمده از موقعيت زنان در جامعه ايران را اضافه مى كرد، كار بسيار باارزشى صورت مى گرفت و بر جنبه كاربردى كتاب براى مخاطب ايرانى مى افزود. با اين حال اطلاعاتى كه در اين كتاب ارائه شده، سودمند است. همچنين زبان كتاب سليس و بى پيرايه است، از اين رو درك محتواى علمى آن به راحتى امكان پذير است.
كتاب از ۱۵ فصل تشكيل شده است: فصل ۱- مقدمه/ فصل ۲- ديدگاه هاى نظرى/ فصل ۳- كليشه هاى جنسيتى و تفاوت هاى جنسيتى/ فصل ۴- جنسيت و زبان/ فصل ۵- از دوران نوزادى تا سالمندى: رشد و تحول در سرتاسر عمر/ فصل ۶- توانايى ها، پيشرفت و انگيزش/ فصل ۷- زنان و اشتغال/ فصل ۸- زنان رنگين پوست/ فصل ۹- تاثيرات زيست شناختى بر رفتار زنان/ فصل ۱۰- روانشناسى و مسايل بهداشت در زنان/ فصل ۱۱- تمايلات جنسى زنان/ فصل ۱۲- تعدى نسبت به زنان/ فصل ۱۳- زنان و مسائل بهداشت روانى/ فصل ۱۴- روانشناسى مردان/ فصل ۱۵- بازنگرى و دورنماها. در اين مقاله، به علت كمى جا، تنها بر دو فصل ۷ و ۱۲ متمركز مى شوم. اميد به اينكه مورد توجه قرار بگيرد.
بانو جانت شيبلى هايد در فصل ۷ كتاب خود، اشتغال زنان را مورد بررسى قرار داده است. موضوع مهمى كه زنان در ارتباط با آن، مشكلات زيادى را پيش روى خود مى بينند. يكى از اين مشكلات كه به طور گسترده در كشورهاى جهان سوم ديده مى شود، عدم رضايت شوهر و اگر مجرد باشد، عدم رضايت سرپرست خانواده (پدر يا برادر) است. در موارد بسيارى ديده شده كه خانواده از فقر مالى زيادى در رنج است، اما مرد، حاضر نيست به دختر، خواهر يا به همسر خود اجازه كار بدهد. امرى كه مى تواند در صورت تحقق، بخشى از مشكلات مالى خانواده را بر طرف كرده و حتى در مواقعى خانواده را از زير خط فقر بالا بياورد. البته در كشورهاى توسعه يافته، زن تحت قيموميت مرد (حال پدر يا برادر يا شوهر) نيست، چرا كه اين مسئله در «قانون مدنى» گنجانده شده و قانون به زن، وقتى كه به سن بلوغ مى رسد، اين «حق» را داده است كه به عنوان يك انسان آزاد، سرنوشت خودش را در دست بگيرد.
مشكل بعدى درباره اشتغال زنان، كه در بين كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه مشترك است (البته شدت و ضعف آن متفاوت است)، مسئله تبعيض جنسى (جنسى به معناى زن و مرد) در محل كار است. در اين مورد، جانت شيبلى هايد معتقد است كه تبعيض جنسى در محل كار مى تواند شامل موارد زير باشد:
185439.jpg
1- تبعيض در ارزيابى كار زنان: همواره كار مردان را نسبت به زنان، با ارزش تر مى دانند. حتى در مواردى كه كار مرد مشابه كار زن است.
۲- تبعيض در ميزان حقوق: اين امر در مشاغلى كه تعداد زنان بيشتر از مردان است، بارزتر است. همچنين زنان به علت نقش هاى خانوادگى، مجبور هستند مشاغلى را انتخاب كنند كه ساعت هاى كمترى را صرف آن كرده، تا بتوانند كارهاى خانه را نيز انجام دهند. از اين رو، فرصت هاى شغلى خوبى را از دست مى دهند.
۳- تبعيض در استخدام و ارتقا: معمولاً زنان براى كارهايى كه از اهميت كمترى برخوردارند، اولويت دارند. درباره ارتقاى زنان نيز، شيبلى هايد اصطلاح «سقف شيشه اى» را به كار مى برد. منظور او اين است كه زنان تا يك حد مشخصى ارتقاى شغلى پيدا مى كنند، اما موانعى باعث مى شود كه مثلاً آنها با اينكه پست هاى مهم مديريتى را در نزديكى و دسترس خود مى بينند، اما نتوانند آنها را به دست بياروند.
۴- امتناع از كار كردن با رئيس زن: به عقيده شيبلى هايد، سه دليل براى اين امر وجود دارد: «يك دليل اين است كه آنها واقعاً فاقد صفات شخصيتى، مهارت هاى فردى و صفاتى هستند كه براى نقش هاى سرپرستى ضرورى است. دليل دوم اين است كه افراد در ارزيابى هاى خود از زنانى كه موقعيت رهبرى دارند صرفاً سو گيرانه عمل مى كنند. دليل سوم اين است كه زنانى كه سرپرست و مسئول هستند، به عنوان بخشى از شبكه پيچيده در يك شركت، قدرت كمترى نسبت به همتاى مرد خود دارند.» (ص۲۶۷) مانند توانايى افزايش حقوق يا ارتقاى شغلى و توانايى تاثير بر مديران رده بالا، در سلسله مراتب ادارى.
جانت شيبلى هايد در فصل ۱۲ كتاب، به موضوع مهمى پرداخته است؛ تعدى به زنان. در چند سال اخير، صحبت هاى زيادى درباره تجاوز به زنان خوانده و شنيده ايم. از يك سو زنان و دخترانى وجود دارند كه در كوچه و خيابان هاى خلوت، يا در خودروهاى مسافرى، با تهديد قمه، چاقو، اسلحه كمرى، يا بيهوشى به وسيله اسپرى و مايع بيهوشى و آلوده  كردن مواد غذايى به داروى خواب آور ربوده شده و بعد از تجاوز (عمدتاً به صورت گروهى است)، به قتل رسيده، يا با تزريق مواد مخدر آنها را معتاد كرده، يا به عنوان «برده جنسى» آنها را مورد سوء استفاده قرار داده و يا در وضعيت جسمانى بسيار بدى، در خارج از شهر رها كرده اند. يا زنان و دخترانى كه از سوى همسر (در مواقعى كه زن آمادگى و تمايلى به برقرارى ارتباط جنسى با همسر خود را نداشته باشد، ولى همسر زن به زور اين عمل را انجام دهد)، از سوى پدر، برادر يا يكى از اقوام نزديك مورد تجاوز جنسى قرار گرفته و مى گيرند.
همچنين موارد زيادى از تجاوز در محل كار وجود دارد. مثلاً زنانى كه به عنوان منشى يا كارمند استخدام مى شوند، در بعضى از شركت ها، از سوى مسئول و مدير و كارمندان عالى رتبه، به صورت تهديد و اجبار و يا براى حفظ كار خود، يا ارتقاى موقعيت شغلى و مالى، مجبور به انجام عمل جنسى مى شوند. در اينجا لازم است اشاره شود كه منظور از تجاوز «دخول دهانى، مقعدى، مهبلى بدون رضايت كه با زور صورت مى گيرد و يا از طريق تهديد به آسيب رساندن جسمانى اعمال مى شود و يا هنگامى انجام مى گيرد كه قربانى قادر به بيان موافقت خود نباشد.» (ص ۴۱۳- ۴۱۲)
بى شك عمل تجاوز، اثرات روانى سهمگينى را بر زن وارد مى كند. در اين مورد جانت شيبلى هايد بر اين عقيده است كه: «واكنش هاى عاطفى بلافاصله پس از تجاوز (مرحله حاد) عموماً شديد هستند. ميزان زيادى از ناراحتى، معمولاً، سه هفته پس از حمله به اوج مى رسد و سپس به ميزان زيادى تا يك ماه پس از آن ادامه مى يابد. سپس بهبود تدريجى دو يا سه ماه پس از حمله آغاز مى شود. بسيارى از تفاوت هاى ميان زنانى كه مورد تجاوز قرار گرفته اند و زنانى كه مورد تعدى قرار نگرفته اند پس از سه ماه از بين مى رود، به استثناى اين كه زنانى كه مورد تجاوز قرار گرفته اند ترس و اضطراب بيشتر و مسائل احترام به خويش و اختلال هاى كاركردى جنسى را بيشتر گزارش مى دهند. اين اثرات ممكن است ۱۸ ماه يا بيشتر ادامه يابد. برخى زنان به سرزنش خويش مى پردازند. آنها ممكن است ساعت ها خود را عذاب دهند، در اين مورد كه چه كار كرده اند كه باعث تجاوز شده است، يا چه كارى بايد انجام مى دادند كه از تجاوز جلوگيرى مى كرد.» (ص ۴۱۵-۴۱۴) همچنين زنان بعد از تجاوز دچار صدمات جسمى شديدى در نقاط مختلف بدن (بر اثر مقاومت در برابر متجاوز) شده، يا مبتلا به بيمارى هاى جنسى (مانند ايدز يا بيمارى پوستى) و حاملگى مى شوند. حال اين سئوال مطرح مى شود كه چه عواملى باعث تجاوز مى شوند؟ از منظر جانت شيبلى هايد اين عوامل از سطح فرهنگى تا فردى را دربر مى گيرد: «ارزش هاى فرهنگى، دستورالعمل هاى جنسى، تاثيرات اوليه خانوادگى، تاثيرات گروه همسالان، ويژگى هاى موقعيتى، ويژگى هاى قربانى، سوء تفاهم ها، انگيزه هاى جنسى و قدرت و هنجارهاى مردانه و نگرش هاى مردان.» (ص ۴۲۱- ۴۲۰)
به نظر مى رسد كه در كنار نقش قانون در صيانت از افراد و تامين امنيت اجتماعى و اتخاذ تدابيرى معقول براى مهار تجاوز جنسى به زنان (البته تجاوز جنسى به كودكان پسر و دختر را فراموش نكنيد)، بايد به زنان آموزش هاى لازم را داد تا كمتر با خطر تجاوز مواجه شوند و يا اگر چنين شد، بدانند كه بايد چه كارى انجام دهند تا صدمه جسمى كمترى را متحمل شوند. همچنين زنانى كه مورد تعدى قرار مى گيرند يا گرفته اند، بدانند كه با سرپوش گذاشتن بر آن و عدم اطلاع به پليس، محيط ناامنى را براى ديگر زنان به وجود مى آورند. همچنين ما بايد در گام نخست، امنيت را براى خودمان ايجاد كنيم، سپس از ديگران انتظار رفتار انسانى داشته باشيم.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 0:1 AM  توسط م.ک.  |