احمد ترابى
انسان آرمانى در نگاه قرآن
(لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و الآخرة) يونس / 63.
اهل ايمان و تقوا كه در زمره اولياى خداوند قرار دارند، از بشارت در زندگى دنيا و آخرت برخوردارند.
(وابتغ فيما آتاك اللّه الدار الآخرة و لا تنس نصيبك من الدنيا) قصص / 77.
نقش شخصيت انسان در زندگى عملى او
(قل كلّ يعمل على شاكلته) اسراء / 84.
اى پيامبر بگو! هر انسانى بر اساس ساختار وجودى خود، عمل مىكند.
بديهى است كه هرگونه تلاش علمى در اين زمينهها، بسته به تعريفى است كه ما از (شخصيت) داشته باشيم.
تعريف (شخصيت)
الف: يكى از تعريفهاى بسيار ساده، تعريف مايلى است، او مىنويسد:
(شخصيت يك كليت روان شناختى است كه انسان خاصى را مشخص مىسازد).
و در باره عناصر تشكيل دهنده شخصيت نيز معتقد است كه:
ب: تعريف ديگر، تعريف اريك فروم است.
(شخصيت، مجموع كيفيتهاى موروثى و اكتسابى است كه خصوصيت فرد بوده و او را منحصر به فرد مىكند).
او در توضيح تعريف يادشده مىنويسد:
سپس براى رفع ابهام، تفاوت (مزاج) و (منش) را بسيار مفصل بحث مىكند، خلاصه سخن او اين است كه:
تعريف (شخصيت) از نگاه قرآن
1. شخصيت عام انسانى (نوع انسان).
2. شخصيت خاص فردى (هر فرد از افراد انسان).
مميزات شخصيت نوع انسان
يك. انسان، داراى سرشت نيك و الهى
(فأقم وجهك للدين حنيفاً فطرة اللّه التى فطر الناس عليها) روم / 30.
پس روى دل به سوى دين و يكتاپرستى بدار، اين سرشتى است كه خداوند مردمان را بر آن سرشته است.
(و إذ أخذ ربّك من بنى آدم من ظهورهم ذرّيتهم و أشهدهم على أنفسهم ألست بربّكم قالوا بلى شهدنا).
دو. انسان، داراى فضيلت و شايسته كرامت
از نگاه قرآن اين ساختار واين شخصيت نوعى داراى كمال و شايسته كرامت و گرامى داشت است.
(و لقد كرّمنا بنى آدمأ و فضّلناهم على كثير ممّن خلقنا تفضيلاً) اسراء/ 70.
وما، فرزندان آدم را كرامت بخشيديم و آنان را بر بسيارى از آفريده هاى خويش برترى داديم.
(لقد خلقنا الانسان فى أحسن تقويم) تين / 4.
ما انسان را در نيكوترين شكل و حد اعتدال آفريدهايم.
سه. انسان، موجودى دو قطبى و با دو گرايش
(و بدأ خلق الانسان من طينأ ثم سوّاه و نفخ فيه من روحه) سجده / 9 و 7.
خداوند آفرينش انسان را ازگل آغاز كردأ سپس او را سازمان هماهنگ بخشيد و از روح خود در او دميد.
پس انسان آميختهاى است از (گل) عنصرى زمينى و نامقدس، و از (روح) مخلوق الهى و مقدس.
(و نفس و ما سوّاها فألهمها فجورها و تقواها) شمس / 7.
سوگند به نفس آدمى كه وى را بر كجى ها و كجروى ها ملامت مىكند.
همانا نفس آدمى او را به سوى بدى فرمان مىدهد.
د: مسيرهاى دوگانه در پيش روى انسان (راه تعالى، راه انحطاط).
(قد تبيّن الرشد من الغيّ) بقره / 256.
راه رشد و تعالى، از راه ضلالت و گمراهى باز نمايانده شده است و هر يك قابل شناسايى است.
(ألم نجعل له عينين. و لساناً و شفتين. و هديناه النجدين) بلد / 10 و 8.
آيا قرار نداديم براى انسان دو چشم و زبانى و دو لب، و آيا دو راه پيش پايش ننهاديم؟
(إنّا هديناه السبيل إمّا شاكراً و إمّا كفوراً) انسان / 3.
چهار. انسان، مجموعه اى از ضعفها و قوتها
(و خلق الانسان ضعيفاً) نساء/ 28.
انسان ضعيف و كم طاقت آفريده شده است.
(خلق الانسان من عجل) انبياء/ 37.
انسان در شالوده خلقتش عجله و شتاب زدگى قرار داده شده است.
(انّ الانسان خلق هلوعاً) معارج / 19.
انسان، حريص و ناشكيبا آفريده شده است.
(إذا مسّه الشرّ جزوعاً. و إذا مسّه الخير منوعاً) معارج / 21 و 20.
(إنّه كان ظلوماً جهولاً) احزاب/ 72.
همانا انسان، موجودى سخت سيه كار و جهل پيشه است.
(انّ الانسان لربّه لكنود) عاديات / 6.
انسان در برابر پروردگار خود بسيار ناسپاس است.
انسان، موجودى خردورز و متفكّر.
(كذلك نفصّل الآيات لقوم يتفكّرون) يونس / 24.
انسان، موجودى پرسشگر و پر همت
(بل يريد الانسان ليفجر أمامه) قيامه / 5.
بلكه انسان در تلاش است تا ابهامها و پردههاى شك و ترديد را بدرد و از ميان بردارد.
انسان، داراى استقامت و پايمردى
(ان الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا).
آنان كه مىگويند پروردگار ما خداست و سپس براى سخن حق پايدارى مىورزند.
انسان، دوستدار ايمان و شائق به آن.
(و لكنّ اللّه حبّب اليكم الايمان و زيّنه فى قلوبكم) حجرات / 7.
خداوند ايمان را محبوب شما قرار داد و در قلب شما، آن را زينت بخشيد.
انسان، اهل ايثار و از خودگذشتگى.
(و يؤثرون على أنفسهم و لو كان بهم خصاصة) حشر / 9.
ايثار مىكنند و ديگران را بر خود ترجيح مىدهند، هر چند خود نيازمند باشند.
انسان، حق گرا و حق پذير
(ربّنا إنّنا سمعنا منادياً ينادى للايمان أن آمنوا بربّكم فآمنّا) آل عمران / 193.
انسان، جوياى يقين و پذيراى آن
(و فى الارض آيات للموقنين) ذاريات / 20.
و در زمين، نشانههايى است براى جويندگان يقين.
انسان، داراى توان تعالى تا اوج اطمينان و رضامندى
(يا ايّتها النفس المطمئنّة. ارجعى الى ربّك راضية مرضيّة) فجر / 27 و 28.
اى جان آرامش يافته و اى نفس به اطمينان رسيده، به سوى پروردگارت با رضا و خشنودى دوسويه باز گرد.
انسان، قادر به رهيدن از همه بيمها و پريشانيها.
(ألا إنّ اولياء اللّه لاخوف عليهم و لاهم يحزنون) يونس/ 62.
هان! دوستان و اولياى خدا، نه بيمى به ايشان هست و نه گرفتار اندوه مىشوند.
شخصيت فردى انسانها
عوامل تأثير گذار بر شخصيت فردى انسان
بهرهگيرى صحيح از امكانات معرفتى
عامل وراثت و زمينههاى پيش از ولادت
در آيهاى ديگر، مسأله ذريه و نسل به اين شكل مورد توجه قرار گرفته است:
(و من ذرّيته داود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين) انعام / 84.
(و لقد أرسلنا نوحاً و ابراهيم و جعلنا فى ذرّيتهما النبوّة و الكتاب) حديد / 26.
نوح و ابراهيم را رسالت داديم و نبوت و دريافت كتاب آسمانى را در نسل آن دو قرار داديم.
(هنالك دعا زكريّا ربّه قال ربّ هب لى من لدنك ذرّية طيّبة انّك سميع الدعاء) آل عمران / 38.
(فنادته الملائكة و هو قائم يصلّى فى المحراب أنّ اللّه يبشّرك بيحيى).
(إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجراً كفّاراً) نوح / 27.
1. ديگر مؤمنان را با تبليغات سوء و فرهنگ نادرست و زور و تهديد، از راه ايمان باز مىداشتند.
2. اساساً فرزندان آنان با كفر و گناه پيشگى و انحراف روحى و ژنى متولد مىشوند.
محيط تربيتى و فرهنگ اجتماعى
(قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آبائنا) مائده/ 104.
كافران گفتند: آنچه از روش و فرهنگ پدرانمان يافتهايم، براى ما بس است و نيازى به چيزى جز آن نداريم.
(و اذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا عليها آبائنا) اعراف/ 28.
هرگاه كار زشتى انجام مىدادند، مىگفتند اين شيوهاى است كه از پدران و پيشينيان دريافت كردهايم.
(قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه آبائنا) لقمان / 21.
(إنّا وجدنا آبائنا على أمّة و إنّا على آثارهم مقتدون) زخرف/ 23.
حاكميتها و اقتدارهاى سياسى و اجتماعى
(قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا و كبرائنا فأضلّونا السبيلا) احزاب / 67.
گفتند: پروردگارا! ما از بزرگان و پيشوايان خود پيروى كرديم و آنان ما را به گمراهى كشاندند.
(و الذين كفروا أوليائهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات) بقره / 257.
(و قال فرعون يا ايها الملأ ما علمت لكم من اله غيرى) قصص / 38.
فرعون به اطرافيان و درباريان خود گفت: من جز خود براى شما خداوندگارى نمىشناسم.
(قال الملأ من قوم فرعون إنّ هذا لساحر عليم) اعراف/ 109.
درباريان و عناصر برجسته قوم فرعون گفتند، اين موسى ساحرى كاردان و آزموده است.
انسان، همواره قادر به تصميمگيرى و انتخاب
بازگشت به تعادل و شخصيت فطرى
(ما غرّك بربّك الكريم. الذى خلقك فسوّاك فعدلك) انفطار/ 76.
(انّ اللّه يأمر بالعدل و الاحسان) نحل / 90.
همانا خداوند فرمان مىدهد و از شما مىخواهد كه به عدل و احسان روى آوريد.