|
چكيده: هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسي نقش جهت گيري مذهبي(دروني و بيروني) در سلامت روان و ميزان افسردگي سالمندان مقيم مراكز بهزيستي و مقيم جامعه بود. روش بررسي: روش مطالعه از نوع مطالعات پس رويدادي و همبستگي است كه با روش نمونه گيري تصادفي و خوشه اي تعداد 230 آزمودني از افراد سالمند در مراكز سالمندي تحت پوشش سازمان بهزيستي و مكانهاي عمومي(مسجد، پارك) كه محل تجمع سالمندان مقيم جامعه است از دو جنس زن و مرد انتخاب و آزمودنيها ابتدا از نظر اختلالات شناختي سرند گرديدند.سپس آزمونهاي 28 سوالي سلامت عمومي، افسردگي بك و آزمون نگرش مذهبي آلپورت تكميل و با استفاده از آزمونهاي آماري همبستگي پيرسون و من ويتني نتايج مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافتهها: نتايج نشان داد بين جهت گيري مذهبي با سلامت روان و افسردگي سالمندان رابطه همبستگي معنادار وجود دارد، بدين معنا كه هر چه نمرات جهت گيري مذهبي به جهت بيروني افزايش مييابد، نمرات اختلال در سلامت روان و افسردگي بالا ميرود و هر چه نمرات به سمت جهت گيري مذهب دروني تمايل مييابد، نمرات اختلال در سلامت روان و افسردگي كاهش مييابد. همچنين بين سلامت روان، افسردگي و جهت گيري مذهبي سالمندان مقيم و غير مقيم جامعه تفاوت معنادار وجود دارد. بدين معنا كه افراد سالمند مقيم مراكز از جهت گيري مذهبي بيروني تربرخوردار و اختلال در سلامت رواني و ميزان افسردگي بالاتري را نسبت به گروه سالمندان مقيم جامعه دارند. نتيجه گيري: باور مذهب بيروني با اختلال در سلامت روان و افسردگي و باور مذهب دروني با سلامت روان رابطه دارند. همچنين اختلال رواني و افسردگي در بين سالمندان مقيم بيشتر از غيرمقيم جامعه است ضمن آنکه سالمندان مقيم داراي نگرش مذهب بيروني تر هستند. كليد واژهها: مذهب دروني / مذهب بيروني / سلامت روان / افسردگي / سالمند
حجت الاسلام فاضل بهراميمربي و عضو هيات علميدانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيعباس رمضاني فرانيكارشناس ارشد روانشناسي باليني ، انستيتو روانپزشکي تهران و مرکز تحقيقات بهداشت روان مقدمهمساله سالمندي جمعيت جهان كه به دلايل مهمي از جمله كاهش مرگ و مير ناشي از پيشرفت علوم پزشكي، بهداشت ، کنترل مواليد، آموزش و پرورش و در نتيجه افزايش نرخ اميد به زندگي و طول عمر در سطح جهاني مطرح شده، پديده نسبتاً نويني است. از آنجا كه اين پديده در كليه جنبه هاي زندگي جوامع بشري، از جمله در طيف گسترده اي از ساختارهاي سنتي، ارزشها، هنجارها و ايجاد سازمانهاي اجتماعي تحولات قابل ملاحظه اي به وجود ميآورد، لذا مقابله با چالشهاي فرا راه اين پديده و استفاده از تدابير مناسب در جهت ارتقا وضعيت جسمي، روحي و اجتماعي سالمندان از اهميت والائي برخودار بوده و در دستور كار جامعه بين المللي قرار گرفته است(2، 1).جمعيت کل جهان در سال 2000 شش ميليارد و پنجاه و پنج ميليون نفر بوده که از اين تعداد 9/6% آن را افراد بالاي 65 سال تشکيل ميدهند و برآورد ميشود در سال 2025 جمعيت جهان به هفت ميليارد و هشتصد و بيست و سه ميليون نفر و تعداد افراد بالاي 65 سال به 4/10% برسد(3). همچنين طبق سرشماري عمومي، جمعيت جمهوري اسلامي ايران در سال 1375 حدود32/4% كل جمعيت 60 ميليون نفري كشور را سالمندان 65 سال به بالا تشكيل ميدهد(5) و در سال 1378 جمعيت بالاي 65 سال بالغ بر 6/2 ميليون نفرگزارش شده است (سياري 1378 روزنامه اطلاعات). ايران در سال 2050 سالخوردگانش به بيش از 26 ميليون نفر و نسبت آن به كل جمعيت به حدود 23% خواهد رسيد(6).مشكلات رواني در دوران سالمندي به فراواني قابل مشاهده ميباشد و اثراتي بر وضعيت رواني، عاطفي، رفتاري سالمندان بر جاي ميگذارد. حدود 15 تا 25 درصد افراد مسن مسائل رواني مهميدارند(7)ضمن آنكه سالمندي بر دوره بيماريهاي جسماني آنان اثرات بالقوه اي دارد.(8)شخص پير ناگزير است با سوگ فقدان هاي متعدد (مرگ همسر، دوست، خانواده و همكار و ...) تغيير وضع شغلي و افت توانايي جسمي و تندرستي، مدارا نمايد. فقدان در هر زمينه اي در دوران پيري سبب ميشود كه شخص انرژي زيادي را صرف سوگواري ، فراق ناشي از مرگ و ايجاد تطابق با تغييرات ناشي از فقدان نمايد. تنها زندگي كردن استرس عمدهاي است كه حدود 10% سالمندان را تحت تاثير و تغييرات قرار ميدهد(9). براساس يافتههاي تحقيقاتي حدود 15% از سالمندان دچار اختلال رواني افسردگي هستند(2). اضطراب نيزمانند افسردگي دامنه بسيار گستردهاي دارد. ميزان خودكشي در بين سالمندان بيش از سنين ديگر گزارش شده است(10).با توجه به رشد روزافزون افراد سالمند و شيوع اختلالات رواني به ويژه افسردگي در بين آنان و كمبود شديد متخصصين روان پزشكي سالمندي و خدمات ويژه آنان ، لزوم توجه به منابع بيروني و دروني سالمند براي مقابله با شرايط پيري احساس ميشود. در بين شيوه هاي مقابله اي سالمندان ، مذهب احتمالا" نقش مهم و اساسي را ميتواند ايفا نمايد. چرا كه مذهب ميتواند داراي ارزش مثبتي در پر كردن فضاي خالي زندگي، حمايت از سالمندان ، مواجهه با استرس و ساز و كاري مناسب براي موقعيت و معني دهي زندگي و مرگ داشته باشد (12، 11). از اين رو لازم است چنين پيش فرضي مورد بررسي قرار گرفته تا مشخص شود آيا مذهب به عنوان يك منبع دروني و بيروني در سلامت روان و ميزان افسردگي افراد سالمند داراي نقش هست يا خير، و چنانچه نتيجه آن مثبت باشد به عنوان يك مولفه مهم لازم است در برنامه حمايتي از سالمندان مورد توجه قرار گيرد، به خصوص آنكه با توجه به نوع مذهب (دروني يا بيروني) آيا ميتوان نقش مثبت تري را در ارتباط بين مذهب و سلامت روان تعريف نمود. يعني آيا آن گونه كه آلپورت (1966) ميگويد مذهب دروني( يعني مذهبي كه فرد آنرا از درون طلب کرده، با آن زندگي ميكند و نيز تمامي زندگي اش را با آن با معنا و با انگيزه ميسازد) داراي نقش بيشتري در سلامت رواني نسبت به مذهب بيروني است که فرد آنرا براي راحتي،آسايش ، جايگاه ، مقام و حمايت اجتماعي ميخواهد؟
روش بررسيپژوهش حاضر از نوع مطالعات پس رويدادي و همبستگي است كه با روش نمونه گيري تصادفي و خوشه اي تعداد 230 نفر از افراد سالمند در مراكز سالمندي تحت پوشش بهزيستي و مكانهاي عمومي (مسجد ، پارك)كه محل تجمع سالمندان مقيم جامعه است از دوجنس زن و مرد انتخاب و آزمونهاي سلامت عمومي GHQ و افسردگي بك "BDI" و آزمون نگرش سنج مذهبي (دروني و بيروني آلپورتEIR) و آزمون معاينه باليني مختصر رواني (MMSE) به همراه فرم مشخصات تكميل و پس از آن دادههاي مربوطه جمع آوري و پس از نمره گذاري با استفاده ار آزمونهاي آماري همبستگي پيرسون،t و واريانس ارزيابي مشترك، نتايج مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.اعتبار آزمون نگرش سنج مذهبي آلپورت توسط جان بزرگي(1378) در يك گروه نمونه 235 نفري از دانشجويان دانشگاههاي استان تهران با اعتبار 737% براساس آلفاي كرو نباخ مورد آزمون قرار گرفته است. درپژوهشي ديگر كه مختاري(1379) در يك نمونه 112 نفري در دانشگاه تهران انجام داد نيز اعتبار اين مقياس به روش آلفاي كرو نباخ محاسبه گرديد كه ضريب آلفاي معادل 712% بدست آمد.ضمنا اين آزمون در جمعيتهاي مختلف در ايران مورد استفاده قرار گرفته و اعتبار قابل قبولي را نشان داده است (14، 13).جمعيت آماري را سالمندان مقيم و غير مقيم مراكز بهزيستي شهر تهران كه دچار اختلالات رواني درماني شامل: دمانس،آلزايمر و عقب ماندگي ذهني(MR) نبودهاند تشکيل ميدهند. روش نمونه گيري تصادفي و تصادفي خوشه اي بود كه از جمعيت مورد مطالعه سالمندي جمعا" چها گروه انتخاب گرديد. آزمودني ها شامل دو گروه كلي سالمندان مقيم مراكز و غير مقيم ميشوند. سالمندان مقيم بصورت تصادفي خوشه اي از مراكز دولتي و غيردولتي تحت نظارت بهزيستي انتخاب و آزمودني هاي مقيم جامعه نيز از مساجد و پاركهاي شمال، مركز و جنوب شهر تهران بصورت تصادفي خوشه اي انتخاب گرديدند. حجم نمونه حاضر براساس مطالعات قبلي و نوع آزمونهاي آماري مورد استفاده در آن 230 نفر پيش بيني گرديد كه چنانچه تعداد آزمودني ها به دلايلي افت کرد از آزمودنيهاي جايگزين استفاده گردد . هرچند افتي در تعداد آزمودنيها بوجود نيامد.يافته هاالف- نتايج توصيفي دادهها:شاخص هاي توصيفي دادههاي جمع آوري شده گرو ه هاي نمونه در جدول 1و2 نشان داده شده است. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
گروه هاي نمونه |
زن |
مرد |
فراواني |
درصد | |
|
مقيم مراكز |
دولتي |
33 |
46 |
79 |
3/34 |
|
غيردولتي |
18 |
11 |
29 |
6/12 | |
|
مقيم جامعه |
پارك |
7 |
46 |
53 |
23 |
|
|
مسجد |
42 |
27 |
69 |
30 |
|
جمع كل |
100 |
130 |
230 |
100 | |
همانگونه كه در جدول 1 مشاهده ميشود 108 آزمودني يعني 9/46% آزمودني ها را گروه نمونه مقيم مراكز و 122 آزمودني يعني 53% را آزمودني هاي مقيم جامعه تشكيل ميدهند. همچنين تعداد 100 نفر از آزمودني ها يعني 5/43 درصد از گروه هاي نمونه زنان و تعداد 130 نفر از آزمودني ها يعني 5/56 درصد از گروه هاي نمونه را مردان تشكيل ميدهند.
ميانگين سني سالمندان كه از 65 سال به بالا بودهاند 61/71 با واريانس 52/6 ميباشد و از نظر تحصيلات بيشتر آزمودني ها در گروه نمونه زير ديپلم قرار دارند.
جدول 2 : وضعيت تأهل
|
وضعيت تأهل |
فراواني |
درصد |
بي همسر |
84 |
5/36 |
|
با همسر |
108 |
47 |
|
نامشخص |
38 |
5/16 |
|
كل |
230 |
100 |
همانگونه كه در جدول 2 مشاهده ميشود نزديك به نيمي از آزمودني ها را سالمندان بي همسر تشكيل ميدهندکه بيش از 80 درصد از آنان مقيم در مراكز سالمندي هستند.
ب- نتايج استنباطي دادهها
بررسي رابطه بين جهت گيري مذهبي و سلامت روان سالمندان كه با استفاده از آزمون همبستگي پيرسون انجام گرفت نشان داد، بين جهت گيري مذهبي و سلامت روان سالمندان با 001/0=p و 291/0=r رابطه همبستگي مثبت معناداري وجود دارد. بدين معنا كه هر چه نمرات جهت گيري مذهبي به جهت مذهب بيروني (نمره 100) افزايش مييابد نمرات اختلال در سلامت روان بالا ميرود و هر چه نمرات به سمت جهت گيري مذهب دروني(نمره 20) تمايل مييابد، نمرات اختلال در سلامت رواني كاهش مييابد. بنابراين بين مذهب بيروني با اختلال در سلامت روان و مذهب دروني با سلامت روان رابطه معناداري وجود دارد. همچنين بررسي رابطه بين جهت گيري مذهبي و ميزان افسردگي سالمندان نشان داد، بين جهت گيري مذهبي و ميزان افسردگي سالمندان با 001/0=p و 276/0=r رابطه معناداري وجود دارد. بدين معنا كه با افزايش نمرات به جهت مذهب بيروني(نمره 100) نمرات افسردگي بالا رفته و با كاهش نمرات به جهت مذهب دروني(نمره 20) نمرات افسردگي كاهش مييابد. بنابراين بين جهت گيري مذهب بيروني با افزايش افسردگي و مذهب دروني با كاهش افسردگي رابطه معناداري وجود دارد.
از آنجا که گروههاي مقيم مراکز بهزيستي و مقيم جامعه در متغيرهاي مذهبي، افسردگي و سلامت روان، داراي توزيع نرمال نبودند بنابراين براي بررسي رابطه ميان سلامت روان ، افسردگي و جهت گيري مذهبي سالمندان مقيم مراکز ومقيم جامعه از آزمون غيرپارامتريك من و يتني استفاده گرديد . نتايج اين آزمون نشان داد 1- ميانگين رتبه هاي سلامت روان گروه مقيم مراکز 38/145و گروه مقيم جامعه 05/89 در سطح 001/0p= معنادار است (جدول شماره 3). بدين معنا كه ميزان سلامت روان در گروه مقيم جامعه بطور معناداري بهتر از گروه مقيم مراکز است.2- ميانگين رتبه افسردگي 96/146 براي گروه مقيم مراکز و65/87 براي گروه غير مقيم جامعه در سطح 001/0p= معناداراست (جدول 3). بدين معنا كه ميزان افسردگي در گروه مقيم بطور معناداري بالاتر از گروه مقيم جامعه است.3- ميانگين رتبه هاي جهت گيري مذهبي 02/128 براي گروه مقيم مراکزو 42/104 براي گروه مقيم جامعه در سطح 007/0 = P معنادار است (جدول شماره 3). بدين معنا كه گروه مقيم مراکز در جهت گيري مذهبي بيروني بطور معناداري بالاتر از گروه مقيم جامعه است.
جدول شماره3 : آماره هاي آزمون من ويتني براي دو گروه مقيم مراکزو مقيم جامعه
|
|
جهت گيري مذهبي |
افسردگي |
سلامت روان |
|
من ويتني U Wilcoxonw
Z
سطحمعناداري |
000/5236 000/12739 700/2- 007/0 |
500/3190 500/10693 753/6- 000/0 |
500/3360 500/10863 411/6- 000/0 |
بحث
سوال اول: آيابين جهت گيري مذهبي و سلامت روان سالمندان رابطه وجود دارد؟
بررسي سوال اول پژوهش نشان داد بين جهت گيري مذهبي با سلامت روان رابطه همبستگي مثبت معناداري وجود دارد. يعني اينكه هر چه نمرات جهت گيري مذهبي به جهت مذهب بيروني (نمره 100) افزايش مييابد، نمرات اختلال در سلامت روان بالا ميرود و هرچه نمرات به سمت جهت گيري مذهب دروني(نمره 20) ميل مينمايد نمرات اختلال در سلامت روان كاهش مييابد. بنابراين بين جهت گيري مذهب بيروني با اختلال در سلامت روان رابطه همبستگي مثبت و بين جهت گيري مذهب دروني با اختلال در سلامت روان رابطه همبستگي منفي وجود دارد.
اين يافته پژوهشي با پژوهش کاس و همکاران به نفل از آرين (15) كه جهتگيري مذهبي دروني با سلامت روان رابطه مثبت دارد، همخواني دارد. همچنين اين يافته ها با نتايج پژوهشهاي مختلف (18، 17، 16) همخواني داردکه بحث و تحليل بيشتر در آن پس از طرح فرضيه دوم ارائه خواهد شد.
سوال دوم: آيا بين جهت گيري مذهبي و ميزان افسردگي سالمندان رابطه وجود دارد؟
در رابطه با سوال دوم يافتههاي پژوهش نشان داد، بين جهت گيري مذهبي با افسردگي همبستگي مثبت معناداري وجود دارد. يعني اينكه هر چه نمرات جهت گيري مذهبي به جهت مذهب بيروني(نمره 100) افزايش مييابد، نمرات افسردگي بالا ميرود، و هر چه نمرات به جهت گيري مذهب دروني(نمره 20) تمايل مييابد، نمرات افسردگي كاهش مييابد. بنابراين بين جهت گيري مذهب بيروني با افسردگي رابطه معنادار مثبت و بين جهت گيري مذهب دروني با افسردگي همبستگي منفي وجود دارد. اين يافته با بررسي لويك و دلانسي 1987، واتسون و همكاران 1989، پارك و همكاران 1990 و جينا و شاو 1991 هماهنگي نشان ميدهد.
يافتههاي دو سوال اول با پژوهش هاي انجام شده در رابطه با بررسي ميان سلامت روان و نگرش ديني(23، 22، 21، 20، 19) و بررسي ميان افسردگي و نگرش ديني(15، 14، 3) و با بررسي هاي انجام شده در مورد رابطه ميان نگرش مذهبي و سلامت روان و افسردگي در سالمندان (29، 28، 27، 26، 25، 24، 12، 3) هماهنگي دارد.
آلپورت(1966) معتقد است كه تفاوت قائل شدن بين مذهب دروني و بيروني به ما كمك ميكند تا كساني را كه دين براي آنها هدف است را از كساني كه دين براي آنها وسيله است جدا نمائيم. افراد دسته اول به خوب بودن هدف توجه دارند و افراد دسته دوم به خوب بودن وسيله. پژوهش حاضر نشان داد آنان كه با دين خود زندگي ميكنند و دين براي آنها هدف است نسبت به كساني كه دين را وسيله اي براي زندگي كردن و حمايت ميخواهند از سلامت روان بهتر و ميزان افسردگي کمتري برخوردارند.
كونيگ، مك كالف و همكاران(3) در يک بررسي فراتحليلي كه بر روي 850 مطالعه انجام شده پيرامون «ارتباط ميان باورها و اعمال مذهبي با بهداشت روان و كاركرد اجتماعي» انجام دادند گزارش نمودند مذهب ازطريق بالا بردن توانايي در مقابله با استرس ايجاد فضاي حمايت اجتماعي ، ايجاد اميد و خوش بيني در جهت كمك به ايجاد هيجانهاي مثبت مثل زندگي كردن بهتر، رضايت از زندگي و شادكامي اثر خود را بر سلامت روان ميگذارد. پژوهش حاضر در ارتباطي كه ميان كاهش افسردگي و مذهب دروني بدست آورد احتمال وجود رضايتمندي از زندگي و اميد در افراد مذهبي را بيشتر تائيد مينمايد.از طرف ديگر به نظر ميرسد كساني كه مذهب را به عنوان ابزار زندگي مورد استفاده قرار ميدهند كمتر ميتوانند از منافع ارزشمند موثر در بهداشت رواني دين بهره مند شوند، زيرا كاركرد اصلي دين را به فراموشي ميسپارند.
يافتههاي پژوهش نشان داد كه1- ميزان سلامت روان گروه غير مقيم بطور معناداري بهتر از گروه مقيم است. 2- ميزان افسردگي گروه مقيم جامعه بطور معناداري پايين تر از گروه مقيم است.3- جهت گيري مذهب بيروني گروه مقيم بطور معناداري بالاتر از گروه مقيم جامعه است بدين معنا كه گروه مقيم جامعه از جهت گيري مذهب دروني تري نسبت به گروه مقيم برخوردارند.
از آنجا كه در مرور بررسي هاي انجام شده در ايران، پژوهشي كه سه متغير مذكور را بطور مجزا و يا با هم در دو گروه سالمندان مقيم و غير مقيم مراکز مورد مطالعه قرار داده باشد به دست نيامد ( بجز يك مورد كه در آن مقايسه اي ميان ميزان احساس تنهايي در دو گروه فوق انجام شده بود(30) كه نتيجه آن حكايت گر احساس تنهايي كمتر در گروه مقيم جامعه بود،. بنابراين، يافتههاي پژوهشي فوق ميتواند دست آورد مهميباشد كه پژوهش حاضر ضرورت توجه به آن را با اهميت مينمايد ، به ويژه آن كه:به نظر ميرسد مراكز سالمندي و كاركرد آن در فرهنگ ايراني متفاوت از فرهنگ رايج آن در کشورهاي پيشرفته باشد. بنابراين لزم پژوهش و بررسي بيشتر اين موضوع بخصوص از جنبه تاثير آن بر بهداشت روان دوره سالمندي احساس ميشود.
نتيجه گيري
پژوهش حاضر نشان ميدهد كساني كه در مراكز سالمندي قرار دارند از ميزان سلامت روان كمتري برخوردارند و ميزان افسردگي بيشتري را تجربه مينمايند و اين مسأله ممكن است ناشي از آن باشد كه مراكز سالمندي بيشتر مأمني است براي سالمنداني كه حمايت خانوادگي نداشته و انواع آسيب هاي زندگي را تجربه نموده اند،و اين مؤيد كاركرد عمومي اينگونه موسسات در جهان است(2). به هر حال همانطور كه در بالا ذكر شد اين مسئله نياز به پژوهش و بررسي بيشتر را طلب مينمايد . همچنين يافتههاي پژوهش حاضر در زمينه ي تفاوت جهت گيري مذهبي گروه مقيم مراكز سالمندي و مقيم جامعه ضرورت پژوهش بيشتر در اين زمينه را يادآوري ميكند.
نتايج پژوهش حاضر را ميتوان شامل موارد زير دانست :1- لازم است جنبه هاي مذهبي در آموزشهاي سلامت روان سالمندان به ويژه در مراكز سالمندي مورد تاكيد قرار گيرد. 2- از آنجا که مذهب دروني نقش مثبت و موثري را در سلامت روان و كاهش ميزان افسردگي ايفا مينمايد، بنابراين لازم است در كاربرد حمايت معنوي براي سالمندان آموزه هاي مذهب دروني بطور جدي تري در آموزشهاي بهداشت روان ملحوظ شوند.
پيشنهادات پژوهش حاضر را ميتوان در دو مورد زير خلاصه نمود :1-توصيه ميشود جهت انتخاب آموزه هاي ديني مطابق با نيازهاي رواني- اجتماعي سنين سالمندي همكاري بين بخشي حوزه و دانشگاه در اين زمينه انجام و كتابچه ها ي آموزشي جهت سالمندان، كاركنان مرتبط با سالمندان و خانواده سالمند طراحي و تدوين گردد.2- توصيه ميشود مراكز سالمندي برنامه هاي آموزش ديني مطابق با نيازهاي سنين سالمندي را طراحي و اجرا نمايند.
تشكر و قدرداني
از معاونت پژوهشي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي؛ دفتر مطالعات اسلاميدر بهداشت روان انستيتو روانپزشکي تهران و مرکز تحقيقات بهداشت روان ؛از جناب آقاي دکتر يونسي و سرکار خانم دکتر ليلي پناغي ،آقاي محمد شمس، خانم ها سميه آذره و طيبه اردوخاني که در انجام اين پژوهش به ما ياري رساندند کمال سپاس را داريم .
منابع:
1- Pargament KI،maton KI. Religion and prevention in mental health. Harworth press,1992: 105-121.
2- سادوك، بنيامين جيمز؛ سادوك، ويرجينا آلكوت(1382). كاپلان و سادوك خلاصه روانپزشكي: علوم رفتاري/ روانپزشكي باليني 2003، ترجمه حسن رفيعي، فرزين رضايي، تهران: انتشارات ارجمند.
3-Koeing،H.G،Mccllough،M.،and Larson،D.B.(2001). Handbook of religion and health. New York: Oxford university Press.
Koenig، Karol G.(1998). Handbook of Religion and Mental health. Academic
4- مرکز آمار ايران:http://www.sci.org.ir/farsi/default.htm،اطلاعات آماري گزيده 1375- 1363.
5- سياري،(1378). سخنراني در همايش يك روزه بهداشت سالمندان در روز سالمند. روزنامه اطلاعات فروردين ماه، شماره 21592 ص 3.
6- زنجاني، حبيب اله(1379). سخنراني افتتاحيه اولين كنفرانس بين المللي سالمندي در ايران، مجموعه مقالات سالمندي. تهران: گروه بانوان نيكوكار ص ح.
7-Ingersoll،B.،Silverman, A., Coprative Group Psychotherapy for the Aged.The Gerontologist,1978; 18, 201-206.
8- نوابي نژاد، شكوه(1379). روان شناختي سالمندان و روشهاي ارتقاي سلامت رواني آنان، مجموعه مقالات سالمندي. تهران: گروه بانوان نيكوكار صفحه 10- 1.
9-کاپلان، هارولد؛ سادوك، بنيامين جيمز (1379). خلاصه روانپزشكي: علوم رفتاري / روانپزشكي باليني، جلد اول ، ترجمه نصرت الله پورافکاري، تبريز: انتشارات شهرآب - آغاز.
10- WHO, (2004). Ageing and Health: Epidemiology. www.afro.who.int/ageing and health/ epidemiology.html
11- بوالهري، جعفر؛ نوري قاسم آبادي، ربابه؛ رمضاني فراني،عباس(1378). آيات قرآني در زمينه بهداشت رواني. تهران: انستيتو روان پزشكي تهران، مركز همكاريهاي مشترك سازمان جهاني بهداشت در بهداشت روان.
12- ابراهيمي، امراله؛ نصيري، حميد(1376). بررسي رابطه ميزان افسردگي سالمندان مقيم خانه سالمندان با نگرش و عملكردهاي ديني آنها، اصفهان: گزارش پژوهشي مركز تحقيقات علوم رفتاري در قلمرو اسلام معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان
13- سراجي، پروين سادات(1381). بررسي رابطه اعتقادات مذهبي جهت گيري دروني- بروني با سلامت روان، پايان نامه جهت اخذ درجه كارشناسي در روان شناسي باليني، رودهن: دانشگاه آزاد اسلامي.
14- شريفي، طيبه(1381). بررسي رابطه نگرش ديني با سلامت عمومي، افسردگي، اضطراب، پرخاشگري و شكيبايي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز.پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد روانشناسي عمومي، دانشگاه آزاد اسلامي اهواز، دانشكده ادبيات و علوم انساني، گروه روانشناسي.
15- آرين، سيده خديجه(1378). بررسي رابطه بين دينداري و روان درستي ايرانيان مقيم كانادا، پايان نامه دكتري روان شناسي عمومي، تهران: دانشگاه علامه طباطبايي.
16- رمضاني، ولي ا..(1375). بررسي ارتباط جهت گيري ديني دروني و بروني با سلامت روان مردان و زنان 25تا 55 ساله زرتشتي، مسيحي و مسلمان در شهر تهران: پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد رشته مشاوره و راهنمايي. دانشگاه تربيت معلم، دانشكده علوم تربيتي- گروه مشاوره.
17- شهبازي، آناهيتا(1376). بررسي جهت گيري مذهبي (دروني- بيروني) با سلامت روان. پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي روانشناسي باليني. دانشگاه آزاد اسلامي- واحد رودهن.
18- قدس،صهبا(1377). بررسي تأثير ميزان دعا در كاهش اضطراب در دانشجويان دانشگاههاي شهر تهران. پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد رشته روانشناسي تربيتي، دانشگاه آزاد اسلامي مركز.
19- ملاشريفي، شيدا(1379)، بررسي ميزان اعتماد به نفس، سطح تحصيلي، رشد تحصيلي و محل سكونت در دو گروه دانشجويان داراي جهت گيري مذهب دروني و بروني. پايان نامه كارشناس كودكان اسنثنايي دانشگاه علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي.
20- Koenig, Karold G. and Cohen, Harvey J., (2002). The Link between Religion and Health: Psychoneuroimmunology and the Faith Factor. Oxford University Press
21- صادق زاده، حميرا(1369). مذهب و ايجاد اختلالات رواني، پايان نامه كارشناسي روانشناسي مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامي رودهن.
22- بهرامي مشعوف، عباس(1373). بررسي رابطه بين ميزان عبادت و سلامت روان در دانشجويان پسر مركز تربيت معلم همدان. پايان نامه كارشناسي ارشد دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تربيت معلم.
23- طهماسبي پور، نجف؛ كمانگري، مرتضي (1375). بررسي نگرش مذهبي با ميزان اضطراب، افسردگي و سلامت رواني گروهي از بيماران بيمارستانهاي شهداي هفتم تير و مجتمع حضرت رسول اكرم(ص)،رساله دوره دكتري پزشكي)، تهران: دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ايران.
24- پورحسيني؛مژگان(1380). مقايسه ميزان اعتقاد به معاد در بين بيماران مبتلا به اختلال افسرده خويي چكيده مقالات اولين همايش بين المللي نقش دين در بهداشت روان فروردين 1380. معاونت پژوهشي دانشگاه بين المللي علوم پزشكي ايران ص 36-35.
25- ابوالقاسمي، عباس؛ حجاران، محمود(1375). بررسي نگرش سالمندان به پديده مرگ و راهبردهاي مقابله با استرس در آنان. ساري: سمينار سراسري روان پزشكي سالمندان.
26- Alport،G.W.Religious Context of Prejudice.Journal for the scientific study of religion 1966;26:447-457.
27- ابوالقاسمي، عباس؛ حجاران، محمود(1377). نقش گرايش هاي مذهبي در اتخاذ شيوه هاي مقابله با استرس در سالمندان تهراني، مجموعه مقالات اولين همايش نقش دين در بهداشت روان آذر 1376. قم: دفتر نشر نويد اسلام ص10-1
28- حقيقت، مريم، ميركيايي، اشرف ويعقوبي طاهره(1379). بررسي مقايسه اي ميزان تنهايي در سالمندان همراه با خانواده و سالمندان ساكن در سراهاي سالمندان شهر تهران: مجموعه مقالات سالمندي(جلد سوم)صفحه 11، تهران: ناشر: گروه بانوان نيكوكار.
29-Courtenay، BC،Poon IW and etall، Religiousity and adaptationin the oldest old. International Journal of aging and human Development ،(1992; 39(1):، 67-56.
30- Fry . A factor analytic investigation of home bound elderly individuals concerns about death and dying and their Coping responses. Journal of clinical Psychology ،1990; 16: 737-48.
31-Klerman GL، Weissman MM. Increasing rates of depression. Journal of medical Association، 1989; 261: 2229- 2234.
Press.-29
32-WHO،(2004). Ageing and Health :overiew. www.afro. Who. Int/ ageing and health.
33-WHO،(2001).Men Ageing and Health :Achieving health across the life span،p.16.
Religious orientation (internal and external ) effects on aged mental health
Abstract:
Objective: the aim of this research was studing religious orientation (internal and external) effects on mental health and depression rate of welfare organization centers aged residents and aged non–residents of forementioned centers.
Materials & Methods: in an expost-facto and correlational study 230 male and female residents of elderly centers affiliated to welfare organization and public places (such as mosques and park) in which the non–resident aged persons gather, were selected through clustered randomized sampling. The subjects were screened from cognitive disorders point of view. Then they completed GHQ-28, Beck Depression Inventory and Religious Attitude Test. The data were analysed through Pearson correlatioal Test and Mann-Whitney.
Results: showed meaningfull correlation between elder religious orientation and their mental health and depression rate. In the other word, The higher scores on external religious orientation, the higher scores on mental health problems and rates of depression .In the other side the more trends toward internal religious orientation, the lower rate of depression and mental health problems. It was also showed meaningful correlation between mental health and depression rate of resident and non- resident elders. In addition women had more external religious orientation, while men had higher rates of internal religious orientation.
Conclusion: believing in external religion have meaningful correlation with mental disorders and depression, and beliving in internal religion have meaningful correlation with mental health. Mental disorders and depression are more prevalent among resident elder than the non-residents, and also the resident elders have more external religious orientation.
Key words: internal religious orientation / external religious orientation / mental health / depression / elder / welfare organization / resident's center for aged.
Bahrami, F. (M.A.)
Ramezani Farani, A(M.Sc.)
