تبليغاتX
مثبت من - رشد شناختي در نوجواني

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"


 

ازديد بيشتر مردم عمده ترين تحول در نوجواني دگرگوني  جسماني و جنسي است، اما همراه با اين تغييرات، دگرکوني عمده  ديگري در حيطه شناختي صورت مي گيرد. اين تحولات را مي توان از دو ديدگاه کمي وکيفي بررسي کرد. طرفداران ديدگاه کمي معتقدند که توانايي هاي ذهني نوجوان با افزايش سن بيشتر مي شود، واين فرايند تا پايان اين دوران سيري منظم دارد. اکثر آزمون هاي هوشي که نمره هوشبر را بدست مي دهند براين فرض استوارند. اما درکنار اين ديدگاه، رويکرد کيفي به تغييرات کيفي درطول زمان نظر دارد.

دراين مقاله تحولات کيفي شناختي از ديدگاه پياژه و پردازش اطلاعات بررسي خواهد شد.

  ديدگاه پياژه

پياژه، دانشمند سوئيسي، يکي از صاحب نظران درمورد نحوه تفکر کودکان است. او معتقد است که کودک با سرعت هاي متفاوت از مراحل مشخصي عبورمي کند که اين مراحل تسلسل ثابت وغيرقابل تغييري دارد وهر مرحله بيانگر نوع تفکري خاص مربوط به همان مرحله است.

نوجوان از حدود 12 سالگي وارد چهارمين و آخرين مرحله شناختي به نام مرحله عمليات صوري مي شود. دراين مرحله فرد قادر است قياس هاي منطقي کند و به انتزاعيات متوسل شود.

مرحله تواناييي عمليات صوري را مي توان ازچهار جنبه بررسي کرد.

  منطق ترکيبي

يعني نوجوان توانايي پيدا کردن تمامي شقوق يک مساله را دارد. وبا آزمايش هاي منظم، راه هاي مختلف حل مساله را امتحان مي کند وبه جواب مي رسد. او مي تواند چندين راه مختلف را براي پاسخ گويي به يک سوال ارائه دهد.

 جدا کردن واقعيت وممکن

نوجوان  در مرحله عمليات صوري مي تواند شرايط فعلي را کنار بگذارد و امکانات ديگري را درنظر بگيرد. او درمورد سبک هاي ديگر زندگي فکر مي کند وبه امکاناتي که با واقعيات هم خواني ندارد نيز متوسل مي شود. او مي تواند خود را ازدنياي واقعي جدا کند ودر مورد گزاره هاي خيالي و فرضي بحث کند. به عنوان مثال نوجوان مي تواند در مورد اين جمله که "اگر آسمان قرمز بود چه مي شد؟" نظر پردازي کند.

  توسل به انتزاعيات

نوجوان مي تواند از اموري صحبت کند که نامشهورند. او انتزاعيات و نظريه ها را توليد مي کند ومورد استفاده قرار مي دهد. معاني کاريکاتورها وضرب المثل ها را مي فهمد، صاحب نظام هاي دروني مي شود واز آرمان ها وارزش هايي مثل آزادي و عدالت صحبت مي کند. از ويژگي هاي ديگر اين مرحله تفکر گزاره ايست. دراين نوع تفکر، فرد مي تواند منطق اظهارات کلامي را بدون مراجعه به دنياي واقعي درک کند. به عنوان مثال اگر مهره اي رنگي در دست داشته باشيم وبدون آن که نوجوان آن را ديده باشد ازاو سوال کنيم کدام يک ازاين دو جمله درست است:

- مهره اي که در دست من است يا سبز است يا سبز نيست

- مهره اي که در دست من است هم سبز است وهم سبز نيست

نوجواني که توانايي تفکر گزاره اي را دارد، جمله اول را درست و جمله دوم را نادرست ارزيابي مي کند. او قادر به تحليل اظهارات است، بدين صورت که ميداند اظهار" يا" هميشه درست واظهار"  و" هميشه نادرست است. اما هنگاميکه کودک در مراحل قبلي رشد شناختي يا اين مساله روبرو مي شود، راجع به هيچ کدام از دو گزينه اطمينان ندارد وتا مهره در معرض ديد او قرار نگيرد، قادر نيست اظهارات را ارزيابي کند.

نقش زبان دراين نوع  تفکر به خوبي قابل درک است. بااين که پياژه دررشد شناختي کودکان زبان را عامل مهمي تلقي نمي کرد اما در دوران نوجواني به اهميت اين عامل واقف بود. تفکر انتزاعي به سيستم هاي بازنمايي زباني نياز دارد که به اشيا واقعي وابسته نباشد.

  استدلال فرضي - قياسي

نوجوان دراين مرحله قادر به حل مساله از راه استدلال فرضي - قياسي است، بدين معنا که وقتي با مساله اي روبرو مي شود، با نظريه اي کلي درباره عوامل احتمالي که ممکن است بر نتيجه تاثير بگذارند فرضيه هايي مي سازد  وآنها را آزمايش مي کند تا ببيند کدام يک نتيجه بخش است. بنابراين حل مساله در نوجوان با احتمال شروع مي شود وبه واقعيت مي رسد، در حاليکه کودک درمرحله عمليات عيني با واقعيت شروع مي کند واگر اين پيش بيني ها تاييد نشود، قادر به انتخاب گزينه هاي ديگر نيست ومساله را نمي تواند حل کند.

ازديدگاه پياژه، مرحله عمليات صوري آخرين مرحله رشد شناختي است وبه نظر مي رسد که در سنين نوجواني همه مي بايد داراي اين توانايي باشند، اما يکي از يافته هاي نسبتا شگفت آور اين است که اکثر بزرگسالان طبقه متوسط دربرخي از تکاليف استاندارد پياژه اين توانايي را از خود نشان نمي دهند.آنان تنها برخي اوقات ازاين نوع تفکر استفاده مي کنند. پژوهش هايي نشان داده است که در روستاهاي کوچک ويا اجتماعات قبيله اي ، بسياري از بزرگسالان اصولات عمليات صوري را بکار نمي گيرند. البته اين يافته ها با نظر پياژه مغايرت ندارد، شايد تفکر آنها درحد کافي مورد چالش قرار نگرفته است تابه اين مرحله ارتقا» يابد. پياژه دراين مورد مي گويد: اين احتمال وجود داردکه اکثر مردمي که به درجاتي از تفکر عمليات صوري رسيده اند، اين سبک را در زمينه هاي مورد علاقه خود يا متناسب با توانايي هاي خويش مورد استفاده قرار مي دهند. به عنوان مثال يک ميکانيک اتومبيل نمي تواند درمورد فلسفه در بعد نظري يا صوري فکر کند اما هنگام بررسي نقايص يک اتومبيل عمليات صوري را به کار مي گيرد. يک دانشجوي حقوق ممکن است در هنگام رويارويي بايک مسئله شيمي از عمليات صوري استفاده نکند، اما به هنگام بحث درمورد موضوعات قانوني، از چنين تفکري بهره خواهد گرفت ويا افراد در جوامع کوچک قبيله اي، احتمالا در تکاليف پياژه، توانايي حل مسئله را با منطق انتزاعي ندارند، اما هنگام کار کردن درباره مسائل حياتي ومهم زندگيشان ازاين سبک استفاده مي کنند. مثلا ساکنان جنگل ها وسرزمين هاي دوردست کالاهاري هنگامي که درباره رديابي حيوانات سخن مي گويد،فرضيه هايي را پيشنهاد وارزيابي مي کنند که از لحاظ قابليت هاي تحليلي و استنتاجي ذهن انساني را شگفت آور است.

بنابراين پياژه معتقد است که اصولا افراد در زمينه هايي که به آن علاقه مندند بالاترين مرحله تفکر را به کار مي گيرند،  هرچند اين زمينه ها با هم يکسان نيستند.

  توانايي شناختي پس از عمليات صوري

به نظر پياژه بعداز مرحله عمليات صوري هيچ تغيير مهمي در توانايي هاي شناختي روي نمي دهد ولي بعضي از روان شناسان با اين نظر مخالفند ومي گويند در اواخر نوجواني تغييرات کيفي در توانايي هاي شناختي روي مي دهد واين تغييرات تا اوايل بزرگسالي ادامه مي يابد. به اين سبک استدلالي، استدلال عمليات پسا صوري مي گويند. دراين دوران، نوجوان با چالش هاي عملي روبرو مي شود که راه حل هاي واقع بينانه تري مي طلبند ومنطق عمليات صوري براي حل اين مسايل مفيد نيست. به عنوان مثال، نوجواني که استدلال عمليات صوري را پيشه کرده است، تمامي راه حل هاي ممکن يک مساله را درنظر مي گيرد، گويي مسئله مورد نظردر خلا است، ولي نوجوان بزرگ تر ويا بزرگسالان، محدوديت هاي عملي مختلفي را همچون زمان، پول و ملاحظات سياسي درنظر مي گيرند وبه اين ترتيب راه حل هايشان محدود مي شود.

خصيصه اصلي عمليات صوري انعطاف پذيري است، اما خصيصه اصلي تفکر عمليات پسا صوري تعهد، مسئوليت پذيري وعملي بودن است.  تعهدات شغلي وخانوادگي باعث مي شود فرد ديدگاهي عمل گرايانه داشته باشد واگرها وشايدها ديگر سودمند نباشد. اين ديدگاه تقاوت زيادي به مفهوم نظري و انتزاعي عمليات صوري دارد. در تفکر پسا صوري دانش نسبي است وبرنقش بافت تاکيد مي شود تا براصول مطلق وفرضي.  بااين همه به سختي مي توان اين مطالب را به صورت نظريه مطرح کرد وبايد درمورد آن بيشتر تحقيق شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 11:59 PM  توسط م.ک.  |