
بگو بگو . بگو بگو
کی میتونه پس بگیره جوونیمو.
کی شستشو میده بگو صورت و دست خونیمو.
کجا باید پیدا کنم رفیقای جون جونیمو.
کبریت کی اتیش زده لباسهای مهمونیمو.
باید که از پهلونها اسم کسی یادم بیاد.
انگار فقط من یکیم که دوست داره خطر کنه.
از بوسیه ای جون بگیره دوست داشتنو باور کنه.
بگو بگو . کی میتونه .........
سلام دوستان.
این هفته اول خرداد روز ورود من به این دنیا است. 23 سال خیلی زود گذشت .
این روزها دقیقا مصادف شده با اتمام یک رابطه احساسی جدی برای من
خیلی درد داره خیلی ( دکتر یادته تو کلاس میگفتی) . ولی خوب دیگه کاریش
نمیشه کرد. فکر نمیکردم تو سالگرد تولدم همچین اتفاقی بیفته.
ولی هر چی باشه سالی یه بار سالگرد تولد میگیرن. نمیشه که بی خیال شد.
منم تصمیم گرفتم بجای اینکه مانند سال های قبل
پیش خانواده و چند تا دوست نزدیک باشم. کار دیگه بکنم. یه جا بکیرم همه رو
دعوت کنم . دور هم جمع بشیم و گپی بزنیم.
همه دعوتین. حتی تو خواننده عزیز . برنامه یکشنبه هست. 6 الی ........
برای ادرس ایمیل بزن.
