
الف) یونگ، نمودار ساده ای برای گذار انسان به "حیوان فرهنگی" (cultural animal) ترسیم میکند. در نمودار او -
1- انرژی روانی (لیبیدو – libido) در انسانها موجود است که شامل کلیه کششهای انسانی – مانند گرسنگی و میل به تقلید – است.
2- از طریق کشاکش یا تنش اضداد (tension of opposites) انرژی روانی از مسیر طبیعیش منحرف میشود و انرژش اضافی را پدید می آورد.
3- کشاکش اضداد یا انرژی اضافی از طریق ساز و کاری به نام نماد، تبدیل به "فرهنگ" و توسعه فرهنگی و در مراتب بالاتر "سیاست" میشود.
ب) کشاکش اضداد:
کشاکش اضداد که باعث پدیدار شدن انرژش اضافی است، شامل این سه گونه میباشد –
1- تنش میان ماده (که از طریق تجربه حسی درک میشود) و روح (که از طریق تجربه روانی ادراک میگردد) – مانند ترسیدن از چیزی یا معتقد شدن به چیزی دیگر
2- تباین میان "سرشت ابتدایی" و "میراث متنوع بشری" (بالقوه) – به این معنا که چیزی (میراث پدران) با بروز آزادانه غرایز کودک در تعارض است.
3- تباین "پدر و مادر و جامعه" (بالفعل) با "بروز طبیعی غرایز" (مشابه مراحل رشد و شخصیت در دیدگاه فروید – id ، ego و super ego)
پ) پسرفت -
در همین جا یونگ از احتمال پسرفت (regression) صحبت میکند. به این معنا که امکان پسرفت به اشکال قدیمی تر و غریزی همواره در کودکی و بزرگسالی وجود دارد.
ت) ساز و کار یا نماد -
یونگ با قبول اینکه توصیف مرحله سوم در بخش الف کاری پیچیده است، از ساز و کاری به اسم "نماد" نام میبرد که میتواند "کشاکش اضداد" را به "فرهنگ و تمدن" نبدیل کند. یونگ معتقد است نمادها به شکل ناخودآگاه و غالباً بوسیله کشف و شهود و رؤیا پدید میایند و بنابراین کیفیتی "قُدسی" و "سحرآمیز" دارند. پس بی تردید نمادهای اولیه، طلسم و شیء مقدس و جادو و آیینهای جادوگری است.
جادو علاوه بر اینکه حاصل "نماد" است. دو نقش بازی میکند :
1- جهان را مینوی میکند و پلی بین جهان مادی و نمادهاست.
2- تاثیر برانگیزنده بر قوه خیال دارد و ذهن را تسخیر میکند.
برای اثبات وجود ساز و کارها یونگ "توتم" را مثال میاورد که پیدایش آن رابطه نزدیکی با زندگی قبیله ای دارد و با پیدایش توتم ها (اجداد مشترک – بتواره ها) انسان اندک اندک قدم به مرحله تمدن میگذارد.
ث) خودآگاهی جمعی و فردی -
از سوی دیگر یونگ معتقد به دو گونه روان و خودآگاهی است. یکی خودآگاهی جمعی (group consciousness) که مقدم بر نوع دوم یعنی خودآگاهی فردی(individual consciousness) است. انسان در ابتدا روان گروهی داشته به این معنی که بین اعضا از لحاظ اندیشه و احساس و رفتار تفاوتی موجود نبوده. (مثال: ترس گروهی از پیشامد خلاف عادت گروه)
در دیدگاه یونگ تضاد فزاینده میان اضداد تنش زا از طریق آگاهی فرد و تجسم خودش به عنوان عنصر اصلی در ناهمسازی میان غرایز و خواستهای گروهی باعث پیدایی "خوداگاهی فردی" میشود.
در این میان جادو نیز در خودآگاهی فردی مؤثر است: در قبایل بدوی، نقش جادوگر، پزشک یا سرکرده گروه که با دیگران متفاوت است در شکل گیری "خودآگاهی فردی" تاثیر دارد. گرچه در ابتدا هیچ آگاهی وجود ندارد و تنها به قول یونگ "سیماچه" (mask) یا "شخصگانه" (persona) ای موجود است که فرد در هنگام مناسک یا عملی که گروه از او توقع دارد آنرا بر چهره میزند و پس از پایان مناسک آنرا از چهره بر میدارد و نمیتواند تشخیص بدهد که چرا فرضاً حالت تسخیر شدگی در هنگام انجام مراسم جادویی تنها برای او اتفاق میفتد و نه افراد دیگر.
بهر شکل وجهه فردی (individual prestige) حاصل مصالحه جمعی است و قدرت جویی نیز در این میان محرک میباشد. از سوی دیگر فرد قدرتمند برای جامعه مفید است؛ پس این چنین فردی باید با پسرفت مقابله کند. بنابراین تابوها (taboo) و محرمات پدید میایند. چنین تمهیداتی به رشد خودآگاهی فرد کمک میکند.
ج) سیاست:
با رسیدن به این مرحله ابزار پدید آمدن سیاست مهیاست -
1- خودآگاهی گروه و جدایی آگاهانه آن از دیگر گروهها (بر پایه توتمها و تابوها)
2- آگاهی فرد از خود به عنوان عضوی از یک گروه مشخص
3- تمایز فرمانروایان از فرمانبران
4- به رسمیت شناختن اقتدار مشروع
5- استفاده آگاهانه از قدرت
6- منظومه ای بایدها و نبایدها
چ) روان نژندی انسان متمدن:
در دیدگاه یونگ گذار انسان به حیوان فرهنگی فرآیندی دردآور است که شامل بسیاری دوپارگیها است (نظیر دشمنی فرد با غرایز طبیعی) . این دوپارگی در اصطلاح بالینی نوعی روان نژندی است که مشخصه انسان متمدن است. زیرا او کسی است که فرهنگ و طبیعت را در درون خود همساز کرده.
از نظر یونگ این روان نژندی، باعث طغیان ادواری و کامجویی و جنون آنی میشود. ولی در پس این جنون کامجویی و سرمستی، انسان متمدن با ریاضت کشی اعمال گذشته را جبران میکند.
یونگ دراینجا به عنوان مثال در مسیحیت از "سورِ اکتبر" (October Fest) و "یکشنبه چرب" (Mardi Gras) [رها سازی آزادانه و قانونمندانه غرایز] پیش از مراسم ظهور ثانوی عیسی (Advent) و چله روزه و پرهیز (Lent) [ریاضت کشی به منظور جبران] نام میبرد. اما میتوان از بی بند و باری و هرزگی اواخر دوره یونانی و جایگزینی آن با آرمانهای رواقی و مسیحی نام برد. (یا شهوترانی دوره رمانتیسیسم و آداب دانی دوره ویکتوریا) – در دیدگاه یونگ در حال حاضر جامعه اروپایی بار دیگر در دوره "رها سازی غرایز" قرار گرفته که بی تردید به "آرمان زاهدانه" منجر خواهد شد.
