تبليغاتX
مثبت من - دینداری ناخودآگاه : نگاهی انتقادی به دینداری از نگاه یونگ.

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

 

نوشته : م.ک

وبلاگ : مثبت من

  

نقطه شروع این واقعیت بود که : موجود انسانی یک موجود آگاه و یک موجود مسئول است که در سنتزی از هر دوی آنها یعنی در خودآگاهی فرد از مسئول بودنش حمع شده است.

 

انسان همیشه برای ارتباط ارادی یا تعمدی با متعالی حتی اگر فقط در سطح ناخودآگاه باشد ایستاده است.

اگر کسی مرجع مختار یک چنین رابطه ناخوداگاه را خدا بخواندمناسب است که از یک خدا در ناخوداگاه سخن بگوید.

اما این به هیچ وجه به این معنا نیست که خدا برای خودش نیز ناخوداگاه است. بلکه به این معناست که خدا ممکن است برای بشر ناخوداگاه باشد و اینکه روابط بشر با خدا ممکن است ناخوداگاه باشد.

نمیتوان به اندازه کافی بر این نکته قویا تاکید کرد که ناخودآگاه نه تنها لاهوتی و دانای کل نیست بلکه بالاتر از همه رابطه ناخوداگاه بشر با خدا دقیقا شخصی و خصوصی است. و نباید به اشتباه به عنوان یک نیروی عمل کننده غیر شخصی در بشر تلقی شود.

این  سوء تفاهم بزرگترین اشتباه دکتر یونگ بود که طعمه آن شد.

او دینداری را در ناخوداگاه انسان  در جای عوضی قرار داد و نتوانست خدا را در ناخوداگاه را در ناحیه شخصی بیابد.

به جای آن او آن را در ناحیه انگیزه ها و غرایزها جایی که دینداری دیگر موضوع گزینش و تصمیم فرد نیست قرار داد.

به موجب نظر یونگ : چیزی در درون ما مذهبی ایت  اما این "من" نیستم که مذهبی است. چیزی در درون من  مرا به سوی خدا وا میدارد اما این من نیستم که انتخاب می کنم و مسئولیت را می پذیرم.

دینداری از نظر یونگ به تصاویر عتیق و صورت های مثالی مذهبی متعلق به ناخوداگاه جمعی پیوند خورده است. برای او دینداری به ندرت کاری با تصمیم شخصی دارد بلکه یک پویش اساسا غیر شخصی است که در انسان بروز مینماید.

اما به نظر میرسد که دینداری کمترین منشا را در ناخوداگاه جمعی دارد.  دقیقا به این علت که مذهب با تصمیم های بسیار شخصی که انسان میگیرد حتی اگر تنها در سطح ناخوداگاه باشد سر و کار دارد.

و امکان ندارد که چنین تصمیماتی را به پویشهایی که صرفا در درون من صورت میگیرند نسبت داد و به آنها واگذار کرد.

که اگر انگونه باشد آن مذهبی که من به جانب آن رانده شده باشم درست به همان صورت که من به طرف لذت جنسی سوق داده میشوم چه نوع مذهبی خواهد بود؟

از دید خودم من کمترین ارزشی برای دینداری حاصل از سائقه یا انگیزه مذهبی قائل نیستم.

دینداری اصیل خصصوصیت "سوق دهندگی" یا "وا داشته شدن" ندارد. بلکه بر عکس ویژگی "تصمیم گیرندگی" را دارد.

در واقع امر دینداری با تصمیم گیرندگی آن پا بر جاست و با سوق داده گی فرو میریزد.اما به اعنقاد یونگ که با فروید در این ضمینه اختلافی ندارد ناخوداگاه و از جمله موضوعات مذهبی آن چیزی است که شخص را تعریف و مشخص میکند.

با توجه به اندیشه های یونگ دینداری اصلی نباید به سادگی با  دینداری بدوی یا عتیق یکی گرفته شود. از جانب دیگر این حقیقت به کرات دیده شده است که دینداری اصلی که هر زمان گرفتار سرکوب شده است در شکل یک ایمان ساده لوحانه و کودکانه به سطح بر میگردد و ظاهر میشود. چیزی غیر از این نباید انتظار داشت زیرا چنین دینداری لزوما با مواد و عناصر فراهم آمده از تجارب دوران کودکی تداعی شده است.

 اما صرف نظر از اینکه چه قدر میتواند کودکانه و ساده لوحانه باشد به هیچوجه نه بدوی است و نه به مفهوم تصاویر ذهنی کهن یونگ  عتیق و کهنه میباشد.

و در جمع بندی بحث فوق ممکن است به خود این جرات را بدهیم و بگوئیم خدا در واقع یک خدای متقنن است. زیرا وجود "روان رنجوری" در بعضی از موارد به نظر میرساند که خراج یا جریمه ای است که بشر به خاطر روابط فلج شده اش با تعالی میپردازد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 11:41 PM  توسط   |