تبليغاتX
مثبت من - تمرين آزمايشگاهي در گفتن نه

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"





نويسنده: دكتر هربرت فنسترهايم؛ جين بر


هدف: براي آسان ساختن نه گفتن وقتي كه مي‎خواهيد آن را بگوييد و براي كمك به شما در شكل دادن شيوه‎ي پاسخ‎هاي منفي خود.
گام اول: موقعيت‎هاي مذكور در زير را در نظر بگيريد و درباره‎ي پاسخ آن‎ها فكر كنيد. بهتر است پاسخ‎ها را بنويسيد تا خودتان را گول نزنيد. فرض كنيد در مقابل هر مثال مي‎خواهيد بگوييد نه و اين كار مناسب است فقط يك مشكل وجود دارد و آن اين كه آيا مي‎توانيد اين كار را بكنيد يا نه؟
موقعيت اول ـ همكارتان براي تلفن زدن تقاضاي چند سكه مي‎كند. او هميشه به طريقي اين كار را مي‎كند و هيچ وقت پول را پس نمي‎دهد. همكارتان مي‎گويد: «ممكن است چند سكه به من بدهي؟ مي‎خواهم تلفن بزنم.» چگونه در اين مورد نه مي‎گوييد؟
موقعيت دوم ـ دوستي از شما خواهش مي‎كند روزي با او براي انتخاب يك دستگاه بلندگو به بازار برويد و شما موافقت مي‎كنيد. صبح روز تعطيل موقعي كه برنامه‎ريزي كرده‎ايد كه در خانه كارهايي را انجام دهيد، او تلفن مي‎زند و مي‎گويد: «قول دادي در انتخاب يك دستگاه بلندگو به من كمك كني. مي‎تواني امروز با من بيايي؟» شما واقعاً مي‎خواهيد كتاب‎هايتان را مرتب كنيد، چگونه در اين مورد نه مي‎گوييد؟
موقعيت سوم ـ شما در يك كميته‎‎ي جمع‎آوري پول براي واقعه‎اي كار كرده‎ايد و براي اين كار پيش از همه وقت صرف كرده‎ايد، اما حالا رئيس كميته درخواست ديگري از شما مي‎كند و خواهش مي‎كند: «علي، تو خيلي خوب كار مي‎كني آيا مي‎توانم براي كنترل بليت‎ها روي تو حساب كنم؟» چگونه مي‎گوييد نه؟»
گام دوم: بعد از اين كه در موقعيت‎هاي بالا طبق روش خود نه گفته‎ايد، نمونه‎هاي زير را با پاسخ‎هاي خود مقايسه كنيد، سپس پرسش‎ها را يك بار ديگر بررسي كنيد. به خاطر داشته باشيد كه پاسخ‎هاي شما نبايد دقيقاً مطابق آن‎ها باشد، ولي شما بايد از اصول آن يعني اختصار، وضوح، استحكام و صداقت تبعيت كنيد.
موقعيت اول ـ همكار اداري و سكه براي تلفن.
نمونه: «نه متأسفم، تو تاكنون از اين بابت خيلي به من بدهكاري».
«نه، تو هيچ وقت پولي را كه مي‎گيري پس نمي‎دهي».
توجه: هر پاسخ كوتاه و مربوط و با نه شروع مي‎شود به طوري كه هيچ‎كدام نامفهوم نيست و توضيح طولاني ندارد.
موقعيت دوم ـ دستگاه بلندگو
نمونه: «نه، من امروز نمي‎توانم اين كار را بكنم، هفته‎ي آينده چه طور است؟»
«من با تو خواهم آمد، ولي نه امروز، متأسفم».
توجه: پاسخ‎ها تعهد را قبول دارد ضمن اين كه روي وقت مناسب نيز تأكيد مي‎كند.
موقعيت سوم ـ كميته و فرد خوب كار كن.
نمونه: «نه، شما بايد آن كار را به كسي بدهيد كه سهم خود را انجام نداده است».
«نه، تا به حال من بيش از سهم خود كار كرده‎ام».
توجه: در هر مورد پاسخ صادقانه، مستقيم و محكم است.
گام سوم: نه گفتن را تمرين كنيد. در مورد درخواست‎هاي غير منطقي كه از شما كرده‎اند يا ممكن است بكنند فكر كنيد. تصور كنيد حالا هر يك از آن درخواست‎ها به عمل مي‎آيد و شما مي‎گوييد نه ـ محكم، مختصر، و بدون توضيح طولاني. اگر هر درخواست را روي نوار ضبط كنيد، اين دستور را موثرتر اجرا مي‎كنيد. به آن گوش دهيد دستگاه را متوقف كنيد و پاسخ خود را بلند ادا كنيد. هر پاسخ را چند بار تكرار كنيد.
بعضي از نمونه‎هاي نه گفتن زير را به ذهن خود بسپاريد.
«نه، نمي‎توانم انجام دهم، براي آن وقت كار ديگري در نظر گرفته‎ام» … «نه، دوست ندارم آن كار را امروز انجام دهم، ترجيح مي‎دهم فلان كار را بكنم» … «نه، براي من انجام آن كار غير ممكن است، به كس ديگري مراجعه كنيد».
گام چهارم: در دوره‎ي آموزش خود وقتي كه در شك هستيد كه نه بگوييد به عنوان يك اقدام نهايي به دنبال فرصت‎هايي در موقعيت‎هاي مختلف زندگي براي نه گفتن باشيد.
در تمرينات جلسات مشاوره، براي آموزش شاگردان براي گفتن نه شيوه‎اي به كار مي‎برم. به شاگردان غير قاطع مي‎گويم: «مهم است كه اين نامه به دست شاگرد ديگر برسد، مي‎دانم سر راه شما نيست، ولي ممكن است آن را به او برسانيد؟» گر چه آن‎ها مي‎دانند من آن‎ها را تحريك مي‎كنم تا امتحان كنم، ولي براي بعضي از شاگردان نه گفتن مشكل است و آن‎ها آري مي‎گويند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 بهمن1384ساعت 12:39 PM  توسط م.ک.  |