دکتر مجيد برکتين - روانپزشک و عضو هيئت علمی دانشگاه - ميگويد :
با صورت كسر كاري نداشته باشيم!
مسئلة اعتياد به مواد مخدر در جامعه امروز ما، به چنان غول بي شاخ و دم و مهيبي تبديل شده است که حتي در بعضي از تصميم گيرندگان و صاحب نظران تصور شکست ناپذير بودن آن پديد آمده است! اما به راستي وضعيت ايران درحال حاضر از اين لحاظ چگونه است؟ من در اين نوشته مي خواهم از منظر يک آماردان اين مطلب را بررسي کنم.
با يک مثال وارد اين مطلب مي شوم. وقتي مي خواهيم يک مسئله اجتماعي را بسنجيم، بايد بدانيم که چند نفر از افرادي که مي توانند به آن مسئله دچار شوند، در يک دوره زماني خاص به آن مشکل مبتلا بوده اند. مثلاً تعداد حامله ها در يک سال اخير تقسيم بر زناني که در سن باروري قرار دارند، برابر خواهد بود با شيوع حاملگي در امسال! بديهي است که از مخرج اين کسر، مردان! دختران نابالغ و زنان يائسه بايد حذف گردند. حال به داستان اصلي خودم بازمي گردم.مطابق آمار رسمي، تعداد معتادان حرفه اي و تفنني در سال 1378 در حدود 2000000 نفر بوده است که با تقسيم کردن آن به شصت ميليون نفر جمعيت ايران در آن سال شيوعي در حدود 33/3% به دست مي آيد که در مقايسه با کشورهاي ديگر نه تنها بالا نيست بلکه خيلي هم پايين است!! و به همين دليل بسياري به اين عدد دو ميليون ايراد داشته وآن را بسيار کم مي دانند. ولي نکته در صورت اين کسر نيست بلکه مخرج کسر يعني جمعيت در معرض خطر بايد اصلاح شود. يعني از60000000 ميليون جمعيت ايران در سال 1378، 50% آن را کودکان زير 15 سال تشکيل مي داده اند که در معرض خطر جدي اعتياد نيستند و بايد از مخرج کسر حذف شوند تا به عدد 30000000 برسيم. نيمي از اين سي ميليون نفر را نيز زنان تشکيل مي داده اند که ريسک ابتلاي آنها بسيار بسيار پايين تر از مردان است و با اندکي اغماض مي توانيم آنها را نيز از مخرج کسر حذف کنيم. پس عدد دو ميليون را بايد بر 15000000 تقسيم نماييم که در نتيجه شيوع سالانه اي برابر با 33/13% به دست مي آيد که در مقايسه با آمار جهاني شيوعي بسياروحشتناک است!!
خطاهای بشری اول رهگذر و بعد مهمان و چندی نمیگذرد که صاحبخانه میشوند.
«ولتر»
