تبليغاتX
مثبت من - نقش خودت را از قبل بازي كن

مثبت من

جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"







نويسنده: دكتر هربرت فنسترهايم ؛ جين بر



معمولاً رئيس جمهور قبل از كنفرانس مطبوعاتي با دبير مطبوعاتي و مشاوران ارشد خود ملاقات مي‎كند. آن‎ها درباره‎ي همه چيز از بودجه‎ي ملي گرفته تا امور خارجي سؤالاتي مي‎كنند. همان پرسش‎هايي را كه احتمال مي‎رود نماينده‎ي خبرگزاري‎ها از رئيس جمهور در مدت كنفرانس بكنند. با اين روش رئيس جمهور با پاسخ‎هاي خود به پرسش‎هاي مشكل كه ممكن است انجام شود شكل داده و تمرين مي‎‎كند و بدين طريق در كنفرانس مطبوعاتي واقعي كار بهتري را ارائه مي‎دهد. پرزيدنت ترومن، كندي، جانسون، نيكسون، و فورد بارها از اين روش استفاده كرده‎اند. رؤساي جمهور بالا ممكن است به اين امر توجه نداشته باشند، اما آن‎ها از واكنش پيش ساخته استفاده كرده‎اند و اين يكي از تكنيك‎هاي موفق آموزشي قاطعيت است.
واكنش پيش ساخته‎ي رفتار كه در اصل «سايكو دراماي رفتار» و غالباً «بازي نقش» ناميده مي‎شود يك فرآيند آموزشي است كه در آن افرادي كه در رفتارهاي اجتماعي و با ديگران مشكلاتي دارند آموزش مستقيمي در رفتارهاي مؤثر و شايسته به دست مي‎آورند.
با به كارگيري واكنش پيش ساخته‎ي رفتار در آموزش قاطعيت سعي مي‎كنيم «كمبود واكنشي» را اصلاح كنيم، چون فرد هرگز استفاده از واكنش قاطع را ياد نگرفته است و غير قاطع عمل مي‎كند. ما در سه مرحله‎ اين كار را مي‎كنيم: 1ـ به فرد ياد مي‎دهيم واكنش چيست. 2ـ‌ مي‎خواهيم كه آن را تمرين كند. 3ـ و در موقعيت‎هاي زندگي به كار ببرد. طبيعتاً هدف دو قسمت اول تسريع استفاده در موقعيت‎هاي زندگي است.
بازي نقش همان تقليد واقعيت در يك حالت كنترل شده و بدون خطرات واقعي است. اين امر اجازه‎ي تجربه كردن را مي‎دهد، به طوري كه فرد مي‎تواند واكنش قاطعي را كه مناسب اوست دريابد، سپس آن را بارها تمرين كند تا زماني كه انجام آن كار برايش آسان شود و جزئي از او بشود. مطابق آزمايشي كه دكتر «فريدمان» از دانشكده‎ي طب دانشگاه تمپل به عمل آورده است، حتي هشت تا ده دقيقه ايفاي نقش ممكن است تغيير مهمي در وضع فرد به وجود آورد و اين تغيير ادامه پيدا كند.
در عمل يك درمان‎‎گر چگونه براي آموزش قاطعيت واكنش پيش ساخته را به كار مي‎برد؟
1ـ او رفتارهايي را كه نياز به آموزش دارد مشخص مي‎كند. آن‎ها مي‎توانند در چگونگي تقاضاي اضافه حقوق تا ايستادگي براي احقاق حق خود به طريق مناسب در مقابل يك دوست، رئيس، همكار، يا فروشنده و هم چنين مهارت اجتماعي مانند بيان يك داستان باشند. فرد بايد درمان‎گر را از تمام جزئيات مشكلات به خصوص خود مطلع سازد، به طوري كه درمان‎گر بتواند نقش طرف مقابل را ايفا كند. درمان‎گر شكل ساده‎اي را كه تا حدودي مطابق شرايط زندگي فرد است درست مي‎كند. سپس درمان‎گر و فرد آن نقش را بازي مي‎كنند.
2ـ بعد از انجام صحنه، درمان‎گر دستورات لازم را به فرد مي‎دهد و نكات خوب و بد اجراي نقش او را خاطر نشان مي‎كند. او هم چنين به فرد مي‎گويد چگونه مي‎تواند عمل به خصوصي را بهبود بخشد و خود را مؤثر نشان دهد. او ممكن است به فرد بگويد «صريح‎تر باش»، «گفتار احساسي به كار ببر»، «صادقانه‎تر صحبت كن»، «شانه‎هاي خود را عقب بكش تا ضعيف و ناتوان به نظر نرسي». فرد و درمان‎گر با هم عبارات مشخصي را كه بايد گفته شود تمرين مي‎كنند.
3ـ بعد از دستورات و تعليمات، معمولاً فرد با كمي پيشرفت رويداد را تكرار مي‎كند. درمان‎گر با بيان مطالبي مانند «خوب، تو آن وقت صريح‎تر صحبت كردي» ممكن است دستورات بيشتري بدهد.
4ـ براي كمك به فرد در جهت هدف قاطعيتش درمان‎گر ممكن است خود را الگوي رفتارهاي مورد نظر بسازد. در اين تكنيك فرد و درمان‎گر نقش‎هاي خود را عوض مي‎كنند. حال درمان‎گر نقش فرد را ايفا مي‎كند و فرد مانند شخص مقابل عمل مي‎كند. نه تنها درمان‎گر به فرد نشان مي‎دهد كه چه بايد بكند، بلكه توجه او را به آن چه خودش مي‎كند معطوف مي‎دارد و مي‎گويد: «ديدي چگونه ايستادگي كردم» يا «با بيان موضوع به آن صورت من مؤدب بودم، اما براي احقاق حق خود ايستادگي كردم».
سپس آن‎ها به نقش‎هاي اوليه برمي‎گردند و دوباره فرد نقش خود را ايفا مي‎كند و سعي مي‎كند از الگوي درمان‎گر پيروي كند. نتيجه بايد يك عمل بهتر باشد كه درمان‎گر با تمجيد آن را تقويت مي‎كند. در اين مورد هدف درمان‎گر را به خاطر بسپاريد: فرد بايد راه خود را پيدا كند نه اين كه فقط مقلد درمان‎گر باشد.
5ـ واكنش‎سازي اوليه ممكن است نشان دهد كه مسئله فرد خيلي مشكل است و درخواستي كه از فرد مي‎شود به علت اضطراب زياد برآورده نمي‎شود.
يا ممكن است معلوم شود در حالي كه فرد در موقعيت واكنش ‎سازي آزمايشگاهي موفق است نمي‎تواند آن را در زندگي واقعي به كار ببرد.
در اين مورد ما روش تدريجي را در پيش مي‎گيريم و با موقعيت‎ها يا رفتارهايي كه فرد از عهده‎ي آن‎ها برمي‎آيد آغاز مي‎كنيم و به سوي مراحل مشكل‎تر مي‎رويم. اين امر ممكن است درباره‎ي افراد، كارها، يا شدت در اعمال باشد.
افراد. فرض كنيد مسئله‎ي كلي سرزنش فرد است و مشكل به خصوص در مورد مادرزن است. فرد احتمالاً ابتدا سرزنش خود را با دوستي كه از او ترسي ندارد تمرين مي‎كند، سپس او مي‎تواند اين كار را با همكاري كه كمي سخت‎تر است بكند و با پيشرفت گام به گام بالاخره نوبت به مادرزن مي‎رسد.
البته هر مرحله‎اي را متناسب با فرد به خصوص طرح‎ريزي مي‎كنيم. چيزي را كه يكي مشكل مي‎داند براي ديگري ساده است.
كارها. بعضي اوقات انجام كاري با يك شخص آسان‎تر از انجام كار ديگري با اوست. اين شامل دومين نوع درجه‎بندي است. فرد ممكن است سرزنش كردن مادرزن خود را براي دادن شكلات به بچه‎هايش نسبتاً ساده بداند، اما ممكن است ايراد گرفتن از او را به علت ناراحت كردن همسرش مشكل‎تر بيابد. او حتي نمي‎تواند مادرزن را به خاطر اشارات طعنه‎آميز مدام او نسبت به خودش سرزنش كند. در چنين موردي به ترتيب سلسله مراتب براي هر صحنه ايفاي نقش مي‎كنيم.
شدت. هم چنين سلسله مراتبي را براي شدت ابراز احساسات به خصوص به كار مي‎بريم. در اين روش ما فرد را كه در ابراز خشم مشكل دارد با بيان «من آن را دوست ندارم» به نقطه‎اي مي‎رسانيم كه بتواند نقش يك فرد كاملاً خشمگين را ايفا كند.
6ـ فرد رفتاري را كه مي‎خواهد بكند بارها در اتاق درمان تمرين مي‎كند تا بدين صورت احتمال توانايي انجام آن را در زندگي افزايش دهد.
اين كار را مي‎توان با انواع رفتارها هم چنين با كودكان و بزرگسالان انجام داد. دكتر «مارتين گيتل‎مان» اين تكنيك تمرين رفتاري را با يك كودك 13 ساله انجام داد. كج خلقي كودك به قدري زياد بود كه او را از مدرسه اخراج كرده بودند و در شرف اخراج از مدرسه‎ي جديد بود. دكتر «گيتل مان» با تمرين او را وادار كرد به جاي پاسخ گستاخانه واكنش آرامي ابراز كند. پس از چهار جلسه استفاده از تمرين رفتاري گزارش شد كه رفتار او در مدرسه و خانه خيلي بهتر شده است. او گفت با آن كه هنوز احساس خشم دارد، ولي مي‎تواند اعمالش را كنترل كند. با تعقيب موضوع پس از 9 ماه معلوم شد كه كودك ديگر رفتار پرخاشگرانه نداشته است.
7ـ از گزارش‎هاي رسيده به عنوان آخرين مرحله در واكنش پيش ساخته استفاده مي‎شود. درمان‎گر در گزارش‎هاي موثق، نتيجه موفق، يا ناموفق از زندگي فرد، درمي‎يابد كه ممكن است آموزش تازه‎اي لازم باشد يا بايد از مسائل جديدي اطلاع پيدا كند. درمان‎گر اغلب يك مشكل را برطرف مي‎كند بعد به قسمت‎هاي ديگر مي‎پردازد تا درمان خاتمه پيدا كند و فقط براي مدتي, تماس تلفني با فرد برقرار مي‎كند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 12:58 PM  توسط م.ک.  |