<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مثبت من</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/</link>
<description>جه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست.     &quot;هنری فورد&quot;</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 21 Nov 2009 20:17:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نظر سنجی اختصاصی مثبت من ( در مقابل خیانت همسرتان چه میکنید ؟)</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4904.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot; color=#ff0000 size=3&gt;( در مقابل خیانت همسرتان چه میکنید ؟)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://i.ehow.com/images/GlobalPhoto/Articles/4611717/how-to-catch-a-cheating-husband-main_Full.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دو&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ستان پس از انتخاب گزینه مورد نظر خود  لطفا عدد درج شده در جلوی هر جواب را به همراه سن و جنسیت خود در بخش نظر های همین پست ارسال کنند. با تشکر ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#663300&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;BR&gt;دوستان سعی کنند طبق الگوی ارائه شده جواب این نظر سنجی را پر کنند ظمنا آدرس میل فراموش نشود :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #009900&quot; color=#000000&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;                    برای مثال  :    &lt;FONT color=#009900&gt;۴  - زن - ۲۷&lt;/FONT&gt;               یا              &lt;FONT color=#ff0000&gt;    ۱ - مرد - ۳۰&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;                       &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;&lt;LABEL&gt; &lt;/LABEL&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;&lt;LABEL&gt;  ۱ -  اگر جنسی باشد برای همیشه &lt;BR&gt;&lt;/LABEL&gt;&lt;LABEL&gt;  ۲ -  اگر عاطفی باشد برای همیشه&lt;/LABEL&gt;&lt;BR&gt;&lt;LABEL&gt;  ۳ -  ناراحت می شوم ولی نمی روم&lt;/LABEL&gt;&lt;BR&gt;&lt;LABEL&gt;  ۴ -  در مقابل من هم خیانت می کنم &lt;/LABEL&gt;&lt;BR&gt;&lt;LABEL&gt;  ۵ -  این قضیه برای من اهمیتی ندارد&lt;/LABEL&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.k1-online.com/archives/k1-kh3.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 20:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4904</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4904.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان ناتمام من و فلفل ... !</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4995.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://gajamoo2.files.wordpress.com/2008/03/divorce3.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;روزی که دیدمش خیلی امید و آرزو تو ذهنم زنده شد.&lt;BR&gt;یه دختر ۲۲ ساله که روانشناسی (من بینهایت به روانشناسی علاقه دارم) خونده و اهل ورزش (به نظر من تو روان و شخصیت آدم تاثیرات مثبتی داره) هست و مخصوصا حجاب داره اونم با استایل دخترهای لبنانی (من عاشق مدل روسرس سر کردن لبنانی ها هستم).&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تصور اولیه ام از همچین شخصیتی این بود که یک خانواده روشنفکر و مدرن مذهبی هستن که با توجه به محیط زندگیش (منطقه متمولی در شمال تهران) دارای تجربیات بسیطی از برخوردهای فرهنگ مدرن با دین و مذهب داره.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و حالا هم که اینجوری می گرده پس حتما کلی به دغدقه های دینی اش در مقابل این سئوالات و تهاجمات جواب داده.&lt;BR&gt;کلی بزن بزن و جنگ کرده و انتخاب کاملا آگاهانه ای انجام داده و این حجاب براش یک انتخاب آگاهانه است که هزینه اش(کتاب خونده و جلسه رفته و با شرایط زندگی امروز تعارضات دینی شو حل کرده و سئوالات جدید رو هم به دنبال جوابه و صورت مسئله رو پاک نمیکنه که تو وضعیت تثبیت شده بی خطر ولی فارق از آگاهی خودش بمونه) رو پرداخت کرده.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ولی متاسفانه زود همه چیزها فرو ریخت من فکر میکردم الماسی یافته ام که در گذر از بحرانها و پرداختن هزینه رشدهاش حسابی تراش خورده است و باید بر روی نگینی جاودانه اش کنم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲ نوع حجاب داشت یکی با چادر برای پدرش (و مردم) یکی با روسری برای خودش ولی حیف که یک کتاب درست حسابی هم درباره حجاب نخونده بود و بصورت موروثی این عادت را دنبال میکرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای من این دو رویی ریا محسوب می شد و خیلی سنگین بود.&lt;BR&gt;سوژه مشترک بعدی که پیدا کرده بودم رشته تحصیلیش بود که حسابی میتونست هم به رابطمون کمک کنه هم با سرو کله زدن درباره این علاقه مشترک همدیگه رو رشد بدیم و به هم نزدیک بشیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ولی متاسفانه بعد از اینکه چندین بار بعد از اینکه فهمید من از رشته دانشگاهیم خوشم نمیاد گفت که حسابی رشتش رو دوست داشته ولی در نهایت وقتی مدتی  تقریبا طولانی از این حرف ها گذشت حقیقت رو گفت من روانشناسی را دوست ندارم و ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حسابی بهم بر خورد چون اون موقع یه جورایی انتخاب درست و آزادش رو به رخم کشید ولی بعدها کاملا ساده اعتراف کرد که خواندن این رشته در  دانشگاه اتفاقی بوده و کاچی بهتر از هیچی.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;جلوتر که رفتیم بیشتر از فضای سنتی خونه گفت و محدودیت ها و من بیشتر متوجه شدم که اشتباهی گرفته بودم. نه برخوردی با قرآن و نه نگاهی عارفانه به دین نه واکنشی سیاسی.&lt;BR&gt;فقط ترس از جهنم و حرف مردم وعادات دینی موروثی که نسل به نسل فرسوده تر میشد .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اوایل تصوری مثل خانواده های ملی مذهبی و سیاسی داشتم چون قبلا حسابی باهاشون درگیر بوده و هستم و از مدل زندگی مدرن و دیندارانه و توانگرانه آنها حسابی لذت میبردم ولی متاسفانه خانواده فلفل هیچ کدام نبود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نه کنش اجتماعی سیاسی و نه دغدغه دینداری در فضای مدرن و محروم از کلی امکانات ارتباطی.&lt;BR&gt;به  کتاب علاقه خاصی نداشت این رو اول گفته بود ولی چون برداشتم از خانواده اش متفاوت بود میگفتم حتما کلی بصورت شفاهی شنیده و حسابی جلسه بازی داشتن مثل خودمون که کلی سوادمون شفاهی هست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و آخری از همه بدتر  تجربیات اندک و محدود که برای من دیوانه کننده بود نه تجربه منحصر به فردی نه علاقه مندی و پیگیری خاصی در گذشته اش بود.&lt;BR&gt;نه روح جنگجویی و مبارزه و نه سفر و رویارویی با ناشناخته ها ...&lt;BR&gt;و با یک نقاب قوی که من دختر مستحکم و قوی هستم دختری که توانایی گفتن &quot;دوست دارم&quot; را نداشت. پرسفونی با نقاب آتنا و کاملا نا آگاهانه که بیشتر و بیشتر هر روز به خودش ضربه میزد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سعی کردم کمک کنم به هر دومون ولی کسی که خواب هست رو میشه بیدارش کرد اما اونی که خودشو زده به خواب هرگز !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من خودم حالا حالا ها کار و مشکل دارم و نمیتوانم در این موارد به کسی کمک اساسی کنم مخصوصا که خودشم تقاضای کمکی نکرده باشه اونوقت فکر میکنه دنبال سودی شخصی هستی از این داستان !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اشکال این رابطه نه از اون بود نه از من فقط نبود تطابق های لازم برای ادامه راه که نشون از ۲ دنیای کاملا مجزا داشت حتما هستند کسایی که همچین شخصیتی کاملا مناسب حالشون باشه ! به هر حال دارای نقاط مثبتی هم بود که اکثرا برای من خیلی اهمیت نداشت ولی میتونه برای کس دیگرس کاملا بر عکس باشه و حتما هم من هم دارای نقاط مثبت و ضعفی هستم که برای او خیلی جلوه نداشت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با شرایط فعلی بهتره مثل کشورهای توسعه یافته مهاجر پذیر برخورد کرد با کسی همسفر شد  که هزینه های رشدش رو داده باشه و از جند تا هزار توی  کوچک زندگی سربلند بیرون اومده باشه اینجوری سرعت پیشرفت دوبرابره و هزینه اونم خیلی کم میشه !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فکر نکنین الانم خیلی سرخوشم و ... نه به خدا منم آدمم گوشت پوست و ... این تصمیم و اتفاق برام خیلی درد داشت که دارم الان میکشم !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درسی که گرفتم اینه که:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱ - یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه ! (درباره الی که یادتون هست)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲ - اینقدر دنبال کیس مطلوب دست و پا نزنم فقط بادبانم رو در مسیر درست تنظیم کنم مسیر که درست باشه به موقع ساحل خودشو نشون میده ! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 16:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4995</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4995.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی فيلم بلوار مالهلند اثر ديويد لينچ(با تاکيد بر آرای ژک لکان)۲</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4469.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://vaghfeha.persianblog.ir/post/5/&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img37.picoodle.com/img/img37/9/8/4/bayan/f_sasm_918a5fe.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در مطلب قبل مبانی نظریه روانکاوی لکان را بصورت کلی گفتیم و در ادامه  به مطالعه فیلم «بلوار مالهلند» دیوید لینچ بر اساس تئوری لکان می پردازیم هرجا که نیاز به توضیح بیشتر نسبت به مفاهیمی که به کار می رود شد آن را در ادامه توضیح  خواهیم داد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیوید لینچ David Lynch کارگردان و فیلمساز شهیر آمریکایی و خالق آثار ؛بزرگراه گمشده،مخمل آبی، بلوار مالهلند،توئین پیکس:آتش با من گام بردار،دیون،دیوانه از ته دل و...می باشد که آثار او با عکس العمل های متفاوتی از ستایش تا مزمت مواجه بوده است اکنون بیش از بیست سال است که دیوید لینچ برای مخاطبان آمریکایی ،اروپایی و در واقع کل دنیا به ساختن فیلم می پردازد . او که به سینماگری مولف معروف است از سبک و سیاق اروپایی فیلم سازی پیروی می کند و گاه او را فیلم سازی پست مدرن می نامند که در نهایت جزء مشتی ابهامات برای مخاظبان چیزی به ارمغان نمی آورد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تکنیک دیوید لینچ از کنار هم قرار دادن دو قلمرو متناقض یکدیگر که ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 14:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4469</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4469.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی فيلم بلوار مالهلند اثر ديويد لينچ(با تاکيد بر آرای ژک لکان)۱</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4468.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://vaghfeha.persianblog.ir/post/6/&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://img36.picoodle.com/img/img36/9/8/4/bayan/f_mulholland0m_28f8160.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از زمان پیدایش سینما تا کنون ، این پدیده دنیای مدرن با دیدگاه ها و رویکرد های گوناگونی مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. از جمله این رویکرد ها می توان به زیباشناسی،نشانه شناسی،نظریه انتقادی،ساختارگرایی،پدیدارشناسی،نظریه فرهنگی،روانکاوی و....اشاره کرد.اما در مطالعات فیلم شناختی جدید،مدل روانکاوانه نسبت به سایر رویکردهای مطالعاتی فیلم چیرگی و غلبه داشته است موارد زیر را می توان از جمله دلایل این چیرگی دانست. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot;&lt;B&gt; &lt;/B&gt; -&lt;B&gt; &lt;/B&gt;روانکاوی فروید-لکانی،بیش از هر تئوری سوژه ، به تولید معنی در رابطه اش با سوژه ناطق وتفکر اهمیت می دهد،تصادفی نیست که لکان و شاگردانش از سایرمتون فرویدی خواننده را به تفسیرخوابها ونیزلطایف«Le mot d`esprit» ارجاع می دهند، یعنی کتابهایی ...
&lt;P dir=rtl&gt; 
&lt;P dir=rtl&gt; 
&lt;P dir=rtl&gt; 
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 14:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4468</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4468.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کور اوغلی(شاهپور قجقی نژاد)</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4467.aspx</link>
<description>&lt;H2 class=&quot;content title&quot; id=content-title&gt; &lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=&quot;node odd&quot; id=node-3274&gt;
&lt;DIV class=content&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;معرفی انسان شناس :&lt;BR&gt;شاهپور قجقی نژاد&lt;BR&gt;کارشناس ارشد رشته انسان شناسی &lt;BR&gt;مقالات چاپ شده در :کتاب خوراک و فرهنگ ،کتاب جرم و فرهنگ ،مجله کارگاه،کتاب خاطرات مردم شناسان ایران&lt;BR&gt; وی عضو هیأت علمی پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری در گروه اسطوره و آیین پژوهشکده مردم شناسی ست و در برخی از  حوزه های  انسان شناسی چون فرهنگ ترکمن ها ،ورزش های محلی و قومی و نیر فرهنگ عامه به مطالعه انسان شناختی می پردازد.از فعالیت های دیگر وی می توان به سرپرستی برخی از مطالعات مردم نگاری پژوهشکده مردم شناسی اشاره داشت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;توضیح دبیر صفحه فرهنگ مردمی در خصوص مقاله:&lt;BR&gt;عناصر فولکلوریک در پیوند با فرهنگ قومی نقشی هویت ساز بازی می کنند.در این میان این عناصر در زمینه هایی که چند قوم از عناصر مشترک فولکلوریک برخوردارند می توانند زمینه های یکپارچگی فرهنگی را میان آنها به وجود آورند .یکی از این عناصر  در قالب قهرمانان فولکلوریک (folk hero)ظاهر می شود که اسباب هم آیی و نزدیکی اقوام را به دنبال دارد و ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 14:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4467</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4467.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سياست مداران براي چه اشك مي ريزند؟!</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4990.aspx</link>
<description>&lt;H2 id=post-176&gt;&lt;A title=&quot;Permanent Link: سياست مداران براي چه اشك مي ريزند؟!&quot; href=&quot;http://maslub.wordpress.com/2009/11/14/%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%da%86%d9%87-%d8%a7%d8%b4%d9%83-%d9%85%d9%8a-%d8%b1%d9%8a%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%9f/&quot; rel=bookmark&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/H2&gt;&lt;!-- IF YOU&apos;RE GOING TO USE GOOGLE ADS, THIS IS A GOOD PLACE TO PUT THEM --&gt;
&lt;DIV class=entrytext&gt;
&lt;DIV class=snap_preview&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;یادم می آید دوم دبیرستان بودم که فیلم «سلام سینما»ی محسن مخملباف برپرده اکران بود و به اتفاق دوستی که الان نمی دانم کجاست و فقط یادم هست که بعدها در رشته روانشناسی قبول شد و برای ادامه تحصیل به شهر دیگری رفت؛ برای دیدن این فیلم به سینما رفتیم. در آن هنگام، هرچند سعی می کردم یک توجیه احمقانه روشنفکری برای دیدن این فیلم دست و پا کنم اما جالب ترین ترین چیزی که در آن سن و در این فیلم می دیدم؛ انتخاب یک موضوع بکر، حالت مستند گونه فیلم وانگیزه های متفاوت آدم ها در یک موضوع به ظاهر مشترک بود واین دیالوگ محسن مخملباف که ازداوطلبین بازیگری می خواست گریه کنند و تاکید می کرد که: « یک بازیگر، گریه خودش را هم می فروشد» برایم بسیار جالب بود.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG class=&quot;aligncenter size-full wp-image-175&quot; title=6pi4uhj height=271 alt=6pi4uhj src=&quot;http://maslub.files.wordpress.com/2009/11/6pi4uhj.jpg?w=400&amp;h=271&quot; width=400&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;EM&gt;در حوزه سیاست و رسانه که به ظاهر حوزه ای خشک و بی احساس به نظر می رسد؛ احساسات آدمی چه نقشی ایفا می کنند و آیا می توان به نمونه هایی ازجلوه های صادقانه عاطفی سیاستمداران یا استفاده از مظاهر عاطفی در قالب سود و زیان سیاسی و اقتصادی آن هم در حوزه رسانه پرداخت؟&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;باید اعتراف کنم در آن زمان این عبارت «فروختن گریه» اگرچه برایم قابل هضم بود اما مدت ها طول کشید که به درک واقعی آن پی ببرم تا اینکه به ذهنم رسید به این موضوع بپردازم که اصولا در حوزه سیاست و رسانه که به ظاهر حوزه ای خشک و بی احساس به نظر می رسد؛ احساسات آدمی چه نقشی ایفا می کنند و آیا می توان به نمونه هایی ازجلوه های صادقانه عاطفی سیاستمداران یا استفاده از مظاهر عاطفی در قالب سود و زیان سیاسی و اقتصادی آن هم ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 20:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4990</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4990.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برخی بن مایه های اسطوره ای در فیلم «آتش سبز»( بهار مختاریان)</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4466.aspx</link>
<description>&lt;H2 class=&quot;content title&quot; id=content-title&gt; &lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=&quot;node odd&quot; id=node-3276&gt;
&lt;DIV class=content&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/12/413255_orig.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                   &lt;BR&gt;فیلم «آتش سبز» به کارگردانی محمدرضا اصلانی  نخستین فیلم ایرانی است که توانسته است در به تصویر کشاندن بن مایه های اسطوره ای  در قالب داستان پریانی «سنگ صبور»  با پیوند با مسائل تاریخی و جامعه شناسی در یک فیلم موفق بوده باشد. &lt;BR&gt;داستان پریانی سنگ صبور ریشه در اسطوره های کهن دارد. در این داستان سخن دختری در میان است که مدام صدایی با این جمله «نصیب مرده فاطمه» او را تعقیب می کند. باری به تقدیر قدم به باغی می نهد که در آن پیکر شاهزادۀ مرده ای بر تختی نهاده شده است. دختر بر بالین شاهزادۀ مرده میرسد، شاهزاده ای که گویی نمرده است، بلکه به خوابی ژرف فرو رفته است؛ بر شکم شاهزاده سوزنهایی می بیند و نوشته ایی بر کاغذی بدین مضمون بر بالای سر او که  هر کس چهل شبانه روز بالین این شاهزاده بادامی بخورد و انگشتانه ایی آب بیاشامد و دعایی بخواند، روز چهلم این جوان پس از عطسه ای از خواب بر خواهد خواست. سی و پنج روز دختر چنان میکند که در آن نوشته آمده بود؛ اما در واپسین روزها از اندوه تنهایی، به شنیدن صدای نی لبکی بر بام میرود و گروهی کولی میبیند و دختری در آن میان و از آنها میخواهد تا دخترشان را به وی بسپارد تا بیش از آن ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 14:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4466</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4466.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جامعه‌شناسی بدن و بدن زن(شیرین احمدنیا)</title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4465.aspx</link>
<description>&lt;H2 class=&quot;content title&quot; id=content-title&gt; &lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=&quot;node odd&quot; id=node-3277&gt;
&lt;DIV class=content&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A title=&quot;هفت تیر دعا نویس تجاوز&quot; href=&quot;http://go2.wordpress.com/?id=725X1342&amp;site=pofak.wordpress.com&amp;url=http%3A%2F%2F7tir.com%2F&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://pix2pix.org/my_unzip/119463974305.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مقدمه&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;جای تردید نیست که  در اکثر جوامع زنان در مقایسه با مردان نسبت به وضعیت زیبایی و ظاهر خود و آنچه به چشم می‌آید دقت‌نظر بیشتری داشته و حساسیت و توجه بیشتری نشان می‌دهند. این توجه وافر ایشان را وا می‌دارد تا رفتارهایی گاه افراطی را به منظور مطابقت‌دادن ویژگیهای بدن خود با الگوهای فرهنگی زیبایی چهره و اندام که در رسانه‌های جمعی و عوامل تبلیغاتی صنعت زیبایی تبلیغ می‌شود، اتخاذ کنند که بعضاَ تبعات سوئی ببار می‌آورد. تصویری که زنان از خود در ذهن دارند تا چه حد بر احساس رضایتمندی زنان از خویش ، و نهایتاً بر سلامت روانی و جسمانی زنان و بر نحوه‌ی درک و  ارتباطشان با بدن‌هایشان تاثیر می‌گذارد.  پرسشهایی است که در چارچوب بررسیهای جامعه‌شناسی بویژه جامعه‌شناسی جنسیت و جامعه‌شناسی بدن مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است. از آنجا که جامعه‌شناسی بدن یکی از تخصص‌های نسبتاً جدید در حوزه جامعه‌شناسی پزشکی و در نتیجه برای بسیاری هنوز ناشناخته است، در ابتدا مختصری به معرفی این زیر-شاخه‌ی جامعه‌شناسی می‌پردازم. سپس در تلاشی برای پاسخگویی به پرسشهای مطروحه ...&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 14:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4465</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4465.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دربارة عشق </title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4464.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#00008f&gt;&lt;B&gt;ريلکه &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;برگردان: شرف&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;نامه به فردريش وست هوف&lt;BR&gt;29 آوريل 1904&lt;BR&gt;  «... من همواره تجربه کرده‌ام که به ندرت بتوان چيزي دشوارتر از« دوست داشتن» يافت. دوست داشتن يک کار است. کاري روزمزد که بايد براي آن آمادگي پيدا کرد. همه جا قرارداد و عرف، پيوند دوستي را چيزي آسان وانمود مي‌کنند که گويي همگان توانايي آن را دارند. البته که چنين نيست. عشق چيز دشواري است. زيرا در ساير درگيري‌ها طبيعت انسان او را برمي‌انگيزد تا خودش را جمع‌وجور کند و محکم نگه‌دارد ؛ در حالي که در مورد عشق، آنگاه که در نقطة اوج است، به عکس اين انگيزه در انسان وجود دارد که خود را کاملاَ فرا دهد: خودفرادادني نه همچون يک کل و با نظم، که پاره‌پاره و برحسب تصادف به هر گونه که پيش آيد و اتفاق افتد! که اين نه شادي است و نه خوشبختي. تو وقتي گلهايي به کسي مي‌دهي آنها را قبلاَ منظم مي‌کني. اما انسان‌هاي جواني که عاشق يکديگرند، در بي‌صبري و شتاب و شوقشان خويشتن را به آغوش يکديگر مي‌افکنند و اصلاَ توجه نمي‌کنند که در اين تفويض ناسنجيده چه نقصان‌هايي در ارزيابي‌هاي دوسويه‌شان وجود دارد... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 14:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4464</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4464.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فریدریش نیچه </title>
<link>http://mosbateman.blogfa.com/post-4463.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;/B&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 175px; HEIGHT: 169px&quot; height=549 alt=نیچه hspace=2 src=&quot;http://www.dibache.com/images/Picturse/Nietzsche187a.jpg&quot; width=257 align=right vspace=2 border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برگردان: جمال آل احمد، سعيد كامران، حامد فولادوند&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عليرغم تمام گذشته‌هايي كه حاضرم در مورد پيش داوري‌هاي طرفداران تك همسري قائل ‌شوم، هرگز قبول نخواهم كرد كه د رعشق از حقوق يكسان براي زن و مرد سخن به ميان آيد؛ آخِر اين حقوق يكسان در اصل وجود ندارد. حتي خودِ واژة عشق در حقيقت براي مرد و زن دو معناي متفاوت دارد، و اين خود يكي از شرايط عشق ميان دو جنس مخالف است كه يكي احساس و تصور خود از «عشق» را با احساس و تصور طرف مقابل يكسان نداند. آنچه كه زن از عشق می‌فهمد نسبتا&quot; روشن است: بنظر او عشق فقط خلوص و فداكاري نيست، اهداء و بخشش تمام و كمال جسم و روح است بدون هيچ قيد و شرط ملاحظه اي از هيچ بابت؛ او از واگذاري خود تحت شرايط و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 14:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosbateman&amp;postid=4463</comments>
<dc:creator>mosbateman</dc:creator>
<guid>http://mosbateman.blogfa.com/post-4463.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
